چشمان گاه بسته
دکتر حسین راغفر<br>اقتصاددان<br>هوارد زین مورخ آمریکایی، که در سال ۲۰۱۰ درگذشت، با انتشار دهها کتاب و مقاله از برجستهترین مورخین تاریخ آمریکا به صداقت شهره بود.
دکتر حسین راغفر
اقتصاددان
هوارد زین مورخ آمریکایی، که در سال ۲۰۱۰ درگذشت، با انتشار دهها کتاب و مقاله از برجستهترین مورخین تاریخ آمریکا به صداقت شهره بود. از جمله معتبرترین کتب تاریخ آمریکا به قلم او نگاشته شده است. در این آثار او ضمن بررسی تاریخ آمریکا، وجوه ناگفتهای از تاریخ این کشور را باز میکند و شرحهایی بر بسیاری از پر مناقشهترین مباحثی که جامعه امروز آمریکا با آن مواجه است به قلم تحریر درآورد، مباحثی همچون بیصداقتیهای دولتها، تروریسم، جنگهای عراق و افغانستان، از بین رفتن آزادی ها، مسوولیت شهروندان و مباحث متعدد دیگر. اما یکی از برجستهترین وجوه آثار او اسطوره زدایی از بسیاری از شخصیتهای تاریخی این کشور است که در کتب تاریخ رسمی از آنها تنها به بزرگی یاد شده است و تبدیل به چهرههایی افسانهای شدهاند. هوارد زین از وجوه دیگر تاریخ ایالات متحده آمریکا و شخصیتهای تاریخی این کشور رازگشایی میکند. در مقابل این پرسش که آیا بیان وجوه تاریک و کاستیهای شخصیتهای تاریخی این کشور موجب تضعیف تعلقات جوانان و نسلهای آتی این کشور به ارزشهای ملی نمیشود؟ آیا لازم است به جوانانمان بگوییم که کلمبو قهرمان بزرگ این کشور، ضمنا جنایتکاری است که سرخپوستها را قتلعام کرده است؟ آیا لازم است بگوییم که تئودور روزولت یکی از بزرگترین روسای جمهور آمریکا فردی جنگ افروز بود و به خاطر قتل عام مردم فیلیپین به یکی از ژنرالهای خود تبریک میگوید؟ پاسخ او چنین بود که «شناخت حقیقت، نسلهای آتی را نسلهایی وفادارتر و با کرامت پرورش میدهد. ما باید با مردم صادق باشیم و تاریخ را صادقانه بیان کنیم و نسلهای آتی را فریب ندهیم. ما تنها نباید به مردم بگوییم که مارک تواین یک نویسنده بزرگ و صاحب اثر تام سایر و آثاری دیگر است، بلکه باید همچنین به مردم بگوییم که او یک مبارز ضدامپریالیست و منتقد شدید تئودور روزولت به خاطر حمایت او از قتل عام مردم فیلیپین نیز بود. همه هلن کِلِر را فرد معلولی میشناسند که با عزم راسخ بر معلولیتهای خود فائق آمد اما در کتب تاریخ به جوانان ما یاد نمیدهند که او یک حامی حقوق کارگران و سازماندهنده اتحادیههای کارگری نیز بود. ما باید قهرمانان دیگری جز چهرههای رسمی را نیز به مردم معرفی کنیم.»
روزنامه دنیای اقتصاد طی دهسال گذشته فراز و نشیبهای سیاسی و اقتصادی کشور را از سر گذرانده و بدون وقفه انتشار یافته، پر حرارت از آزادی اقتصادی دفاع کرده است و در سالهای اخیر سمینارهای متعددی را با حمایتهای مالی صاحبان سرمایههای مالی در حمایت از مواضع آنها برگزار کرده است و تفسیرهای حامی منافع آنها را به راهروهای مجلس و اتاق کار وزرا برده است؛ ندای آزادی اقتصادی بوده است بدون آنکه به فراهم آوردن فرصتهای اقتصادی اشارهای کرده باشد؛ از پرداخت یارانههای نقدی-که اتلاف منابع ملی است- قویا دفاع کرده است و همصدا با مسببین آن، آثار تورمی آن و نیز قربانیان آن را قویا مکتوم گذاشته است؛ بر دستاوردهای آزادی اقتصادی تمرکز ورزیده بدون آنکه به قربانیان نیم نگاهی داشته باشد؛ توسعه شبکه بانکداری «به اصطلاح» خصوصی و نهادهای مالی نوپا را ترویج و تشویق کرده اما بر فساد آنها چشم فرو بسته است. رسالت یک رسانه، صرفنظر از جهتگیریهای آن، بیان همه وجوه یک پدیده است. پرداخت گزینشی رویدادهایی که بر سرنوشت میلیونها شهروند این کشور تاثیر تعیین کننده دارند، میتواند این رسانه را تبدیل به بلندگوی اصحاب قدرت کند. اگرچه چنین موضعی تداوم حیات و جلب حمایتهای مالی آن رسانه را تضمین میکند اما رسالت ملی و تاریخی آن را با پرسشهای جدی مواجه میکند. برای دهههای آتی انتشار دنیای اقتصاد از خداوند متعال بهترین توفیقات را در خدمت به اقتصاد و مردم ایران مسالت دارم.