اخبار باشگاه اقتصاددانان روزنامه شماره ۶۶۹۶

  • یکشنبه، ۱۰ آبان ۱۴۰۵
  • پرونده امروز

    روزنامه شماره ۶۶۹۶

    تنگنای اعتبار

    مریم رحیمی: عطش تامین مالی بنگاه‌های تولیدی و ناتوانی بانک‌ها در اجابت این موضوع تبدیل به یکی از تنگناهای تولید شده است؛ چراکه از یک‌سو، بنگاه‌ها برای ادامه فعالیت و حفظ ظرفیت تولید به نقدینگی و سرمایه در گردش نیاز دارند و از سوی دیگر، شبکه بانکی با محدودیت منابع، ناترازی و فشار تقاضای تسهیلات مواجه است؛ به همین دلیل نمی‌تواند پاسخی مثبت به تقاضای واحدهای تولیدی دهد. در چنین شرایطی، افزایش اعتباردهی بانکی لزوما راه‌حل پایداری برای تامین مالی بنگاه‌ها نیست؛ به‌ویژه آنکه بخش عمده منابع بانکی به جای ایجاد ظرفیت‌های جدید تولیدی، صرف تامین سرمایه در گردش می‌شود. آمارهای وزارت اقتصاد نشان می‌دهد در پنج سال اخیر بیش از ۵۰درصد تسهیلات بانکی به تامین سرمایه در گردش اختصاص یافته است. این سهم در سال۱۴۰۰ به حدود ۶۷درصد رسید. این وضعیت، در کنار محدودیت منابع بانکی و نیاز اقتصاد به سرمایه‌گذاری جدید، ضرورت یافتن مسیرهای مکمل برای تامین مالی تولید را برجسته می‌کند. اوراق گواهی اعتبار مولد (گام) با چنین هدفی طراحی شد. این ابزار که از سال۱۳۹۹ به مرحله اجرا رسید، قرار بود بخشی از نیاز بنگاه‌ها به نقدینگی را بدون پرداخت مستقیم پول نقد از سوی بانک تامین کند. در این سازوکار، بنگاه اقتصادی برای تسویه تعهدات خود اوراق گام منتشر می‌کند و بانک پرداخت مبلغ آن در سررسید را تضمین می‌کند.
  • گره زنجیره تامین مالی

    اوراق گام با این هدف طراحی شده‌اند که نقشی مشابه اسناد خزانه اسلامی در تامین مالی دولت، برای بخش خصوصی ایفا کنند. این ابزار می‌توانست امکان تامین مالی شرکت‌های معتبر را فراهم کند؛ به‌ویژه شرکت‌هایی که از نظر نظام بانکی اعتبار لازم برای دریافت تسهیلات را دارند اما به دلیل محدودیت‌های نظام بانکی، امکان دریافت وام برای آنها فراهم نیست. اوراق گام از نظر طراحی ظرفیت آن را داشت که به ابزاری بسیار مناسب و کم‌نظیر برای تامین مالی بخش خصوصی تبدیل شود و حتی می‌شد سررسید این اوراق را به بیش از یک سال افزایش داد؛ قابلیتی که آنها را به اوراق تجاری یا کامرشال پیپر (Commercial Paper)نزدیک می‌کرد و می‌توانست امکان تامین مالی شرکت‌های معتبر را در دوره‌های طولانی‌تر فراهم کند.
  • پایان عطش نقدینگی یا آغاز اصلاح معماری پول؟

    تامین مالی زنجیره‌ای (SCF) در جهان دیگر صرفا یک ابزار بازار پول برای تامین سرمایه در گردش نیست، بلکه به‌تدریج به بخشی از معماری جدید نظام پولی و اعتباری تبدیل شده است؛ معماری‌ای که در آن به‌جای اینکه هر بنگاه برای تامین مالی خود مستقیما به بانک مراجعه کند، اعتبار در امتداد یک زنجیره واقعی تولید، خرید و فروش حرکت می‌کند.
۱