درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
حق، زمانی ارزش اقتصادی دارد که امکان دفاع از آن وجود داشته باشد؛ در تجارت بینالملل، یک قرارداد صرفا زمانی میتواند برای طرفین ارزش واقعی ایجاد کند که در صورت نقض، راهی برای مطالبه خسارت، پیگیری طلب یا اعتراض به تصمیم طرف مقابل وجود داشته باشد. به همین دلیل، هزینه یک معامله فقط به قیمت کالا، هزینه حمل، نرخ ارز یا کارمزد انتقال پول محدود نمیشود و بخشی از هزینه مبادله، هزینهای است که برای اطمینان از اجرای قرارداد و در صورت بروز اختلاف، برای احقاق حق پرداخت میشود.
تحولات اخیر از جمله اعلام آمریکا درباره دور تازه فشارهای اقتصادی علیه ایران و تصمیم امارات متحده عربی به توقف مبادلات تجاری و مالی با ایران، معمولا از زاویه کاهش مبادلات تجاری، دشوار شدن پرداختها و مسائل ارزی، انسداد مسیرهای بازرگانی و موارد مشابه تحلیل میشود. اما اثر مهم تصمیماتی که اخیرا علیه ایران اتخاذ شده است، فقط ایجاد محدودیتهای بیشتر نیست بلکه با این تصمیمات، «دفاع حقوقی» و «احقاق حق» توسط تجار ایرانی نیز دشوارتر و پرهزینهتر میشود. ممکن است تاجری از مسدود شدن حساب، توقف محموله یا اجرانشدن قرارداد متضرر شود، اما حتی نتواند به خدمات حقوقی لازم برای دفاع از حق خود دسترسی پیدا کند. از منظر تحلیل اقتصادی حقوق، این وضعیت بخشی از افزایش هزینههای مبادله است. محدودیتهای جدید فقط هزینه ورود به بازار یا اجرای قرارداد را بالا نمیبرند؛ بلکه هزینه اعتراض، پیگیری مطالبات و احقاق حقوق ناشی از قرارداد را نیز افزایش میدهند. در نتیجه، فاصله میان «محقبودن» و «امکان احقاق حق» بیشتر میشود.