درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
هوش مصنوعی به متغیری تبدیل شده که خوانش ما از واقعیت اقتصادی را نیز تغییر میدهد. از رشد تولید ناخالص داخلی و سودآوری شرکتها گرفته تا بازار کار، تجارت جهانی و ارزشگذاری سهام، تقریبا همه شاخصهای کلیدی اقتصاد تحت تاثیر موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی قرار گرفتهاند. اما پرسش اساسی اینجاست که آیا این ارقام، تصویری واقعی از اقتصاد ارائه میکنند یا بازتاب هیجانی هستند که درباره این فناوری شکل گرفته است؟ بررسیها نشان میدهد بخش مهمی از رشد اقتصاد آمریکا در ماههای اخیر، نه از رونق فراگیر فعالیتهای اقتصادی که از سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساختهای هوش مصنوعی، مراکز داده، نیمههادیها و نرمافزار ناشی شده است. در همین حال، بسیاری از بخشهای سنتی اقتصاد رشد ناچیزی را تجربه کردهاند و سهم نیروی کار از درآمد ملی نیز به پایینترین سطوح تاریخی رسیده است. این شکاف، تناقضی قابلتوجه ایجاد کرده است؛ از یکسو بازارهای مالی و سود شرکتهای فناوری در اوج قرار دارند و از سوی دیگر، نگرانی کارکنان درباره امنیت شغلی و آینده درآمدشان رو به افزایش است. همزمان، نشانههایی از تردید نسبت به پایداری این رونق نیز دیده میشود.
دو تن از سرشناسترین مدیران صندوقهای پوشش ریسک (Hedge Funds) در چین هشدار دادند که رونق بیسابقه سهام مرتبط با هوش مصنوعی در بازارهای جهانی به حبابی غیرقابل استمرار تبدیل شده است.
هوش مصنوعی تقریبا تمام شاخصهای اقتصادی را دستخوش تغییر کرده است. این فناوری رشد اقتصادی را بهتر و بازار کار را بدتر از واقعیت نشان میدهد؛ پس شاید رکود احتمالی در سرمایهگذاری هوش مصنوعی آنقدرها هم آسیبزا نباشد!
بانک تسویههای بینالمللی (BIS) اعلام کرد رقابت شتابان برای احداث زیرساختهای هوش مصنوعی در مسیری قرار دارد که میتواند از دورههای رونق فناوری در گذشته نیز فراتر رود؛ دورههایی که در نهایت به اختلالات و شوکهای شدید در بازار انجامیدند.
در سال جاری، تنها پنج غول فناوری آمریکایی در آستانه ثبت رقم ۷۰۰میلیارد دلار هزینه سرمایهای (CapEx) هستند؛ چراکه سرمایهگذاری در مرکز دادههای مورد نیاز برای هوش مصنوعی به شدت افزایش یافته است. سرمایهگذاران مدتهاست به شوخی میگویند «داده، نفت جدید است»؛ آنها اکنون از شرکتهایی پشتیبانی میکنند که هزینههایی به مراتب بیشتر را صرف پردازش همین دادهها میکنند.