درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
کشورهای توسعهیافته در جهان برق را چگونه مصرف میکنند؟ توسعه در بسیاری از کشورهای جهان مبتنی بر زیرساختهای برقی برنامهریزی میشود و در اقتصاد مدرن برق دیگر صرفا نه یک حامل انرژی که مهمترین زیرساخت توسعه است. در ۲قرن گذشته، رشد اقتصادی جهان بر پایه مصرف گسترده سوختهای فسیلی شکل گرفت. در قرن بیستویکم توسعه اقتصادی بیش از هر زمان دیگری به دسترسی پایدار به برق وابسته است. گسترش فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، مراکز داده و صنایع پیشرفته نیز نشان میدهد که آینده اقتصاد کشورها تا حد زیادی به توانایی آنها در تولید، انتقال و مصرف بهینه برق گره خورده است. در چنین شرایطی، مساله برق در ایران را نمیتوان تنها با تکیه بر مفهومی همچون ناترازی یا کمبود تولید توضیح داد.
پیشنیاز تمام فعالیتهای تولیدی، صنعتی، خدماتی، رفاهی، بهداشتی و ارتباطی، انرژی الکتریکی است. از کوچکترین کارگاههای تولیدی گرفته تا پیچیدهترین مجتمعهای فولاد و پتروشیمی و از زیرساختهای داده، تجارت دیجیتال و کاربردهای هوش مصنوعی تا فعالیتهای روزمره زندگی، همگی برای ادامه حیات به برقراری پایدار و بیوقفه جریان برق گره خوردهاند. امروزه کیفیت زندگی، خدمات شهری، سیستمهای درمانی، تامین آب آشامیدنی، حملونقل عمومی و ارتباطات در غیاب برق حتی برای چند ساعت، بهشدت دچار اختلال میشود. از این رو، فارغ از ارائه آمارها و گزارشهای متعدد درباره وضعیت فعلی و آینده صنعت برق کشور، شفافسازی ابعاد کیفی و ساختاری این صنعت ضرورتی انکارناپذیر است؛ چراکه شناخت علل بنیادی ناترازی، مفهوم واقعی مدیریت مصرف، الگوی برنامهریزی شبکه و انطباق سرمایهگذاریها با نیازهای واقعی، کلید خروج از بحران فعلی خواهد بود.