درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
سعیدهسادات فهری: جنگ اخیر آمریکا با ایران، صرفنظر از نتایج میدانی و نظامی آن، یک واقعیت راهبردی را بیش از هر زمان دیگری آشکار ساخت؛ اینکه الگوی امنیتی خلیجفارس که طی چهار دهه گذشته بر اتکای دولتهای عربی به چتر امنیتی ایالات متحده استوار بود، دیگر قادر به تضمین ثبات منطقه نیست.
جنگ رمضان با تمام تلخکامیهایش، این آورده را برای ایران داشت که قدرت منطقهای خود را یکبار دیگر عرضه کرد؛ بهطوریکه تمام کنشگران را علیالقاعده به این نتیجه رسانده که حتی با حمایت همهجانبه ایالات متحده نیز تقابل با جمهوری اسلامی ایران نه آسان و کم هزینه است و نه به توفیق نزدیک. نتیجه بعدی، عدم کارآمدی امنیت اجارهای و تضمین آن به واسطه حضور ایالات متحده در منطقه است.
جنگ اخیر آمریکا علیه ایران، فارغ از نتایج نظامی و سیاسی آن، یک واقعیت راهبردی را آشکار کرد که احتمالا بر آینده نظم امنیتی خلیجفارس تاثیر عمیقتری از خود جنگ خواهد گذاشت. این جنگ نشان داد که ایالات متحده همچنان تنها قدرتی است که قادر است در مدت کوتاهی نیروی نظامی گستردهای را در منطقه بهکار گیرد و بر موازنه قدرت اثر بگذارد؛ اما همزمان نشان داد که حتی چنین مداخلهای نیز قادر به ایجاد امنیتی پایدار نیست. به بیان دیگر، جنگ اخیر نه نشانه بازگشت هژمونی آمریکا بود و نه آغاز خروج آن از خاورمیانه، بلکه اثبات کرد که امنیت منطقه را دیگر نمیتوان به یک بازیگر خارجی واگذار کرد.
از عصر روز نهم اسفند۱۴۰۴، کمتر ایرانی و با کمی فاصله، اندک انسانی را در کرهخاکی میتوان یافت که بهواسطه دولتها، رسانهها، تحلیلگران بازارهای مالی، سخنرانان، اندیشکدهها، مراکز علمی و احزاب سیاسی اطلاعاتی را کم و بیش نسبت به تنگه هرمز بهدست نیاورده باشد.