مختصات نرخ بهره در ایران

شماره روزنامه: ۳۳۱۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۸۳۱۷۸۶ باشگاه-اقتصاددانان

<p> دکتر رحمت‌الله علیرحیمی پژوهشگر اقتصاد اسلامی با توجه به تجربه اقتصادی ایران و دیگر کشورها، شاید بتوان گفت که نرخ بهره تنها شاخصی است که کلیه عوامل حقیقی اقتصاد مثل سرمایه‌گذاری، پس‌انداز، بازدهی تولید، نرخ حقیقی تبادل ارزها و سایر عوامل اسمی مثل عرضه و تقاضای پول، نرخ تورم و حتی عوامل غیراقتصادی مثل درجه فسادپذیری اقتصاد، عملکرد رانت‌خواری و حوزه‌های غیرشفاف و قاچاق و انواع ریسک‌ها در تعیین آن نقش دارند، اما در اقتصاد ایران به دلیل همان نگاه پولی مسوولان به کارکردهای اقتصاد، نرخ بهره را تنها با قیاس نرخ تورم بررسی و تعیین می‌کنند. </p>

مختصات نرخ بهره در ایران

دکتر رحمت‌الله علیرحیمی پژوهشگر اقتصاد اسلامی با توجه به تجربه اقتصادی ایران و دیگر کشورها، شاید بتوان گفت که نرخ بهره تنها شاخصی است که کلیه عوامل حقیقی اقتصاد مثل سرمایه‌گذاری، پس‌انداز، بازدهی تولید، نرخ حقیقی تبادل ارزها و سایر عوامل اسمی مثل عرضه و تقاضای پول، نرخ تورم و حتی عوامل غیراقتصادی مثل درجه فسادپذیری اقتصاد، عملکرد رانت‌خواری و حوزه‌های غیرشفاف و قاچاق و انواع ریسک‌ها در تعیین آن نقش دارند، اما در اقتصاد ایران به دلیل همان نگاه پولی مسوولان به کارکردهای اقتصاد، نرخ بهره را تنها با قیاس نرخ تورم بررسی و تعیین می‌کنند. خصوصیت قابل توجه دیگر نرخ بهره در اقتصاد ایران، بازدهی متفاوت و بسیار ناهمگون آن در حوزه‌های مختلف اقتصاد مثل مسکن، تولید، خدمات، کشاورزی، بازار پول، سهام و اوراق مشارکت است که تعیین میزان آن را چه از طریق عرضه و تقاضا و چه از طریق دولت و اقتصاد دستوری با مشکلاتی مواجه کرده است.

بخش غیرشفاف اقتصاد ایران و حوزه قاچاق کالا و پول نیز تاثیر بسیاری بر ناکارآمدی نرخ بهره داشته است.

این مساله که تعیین نرخ بهره به‌عهده بازار پول قرار گیرد یا توسط دولت و ازطریق اقتصاد دستوری تعیین شود، هرکدام مزایا و معایب خود را دارد.

اقتصاد ایران شفافیت لازم را به‌عنوان شرط اصلی بازار رقابت و استفاده از مکانیزم قیمت‌های تعادلی ندارد. همچنین تقاضاکنندگان پول (سرمایه‌گذاران) و عرضه‌کنندگان پول (پس‌اندازکنندگان) از لحاظ تعداد و کمیت، نامتجانس هستند. بازار عرضه‌کنندگان انبوه به‌عنوان توده‌های مردم که به‌دلیل ریسک سایر بازارها و اطلاعات ناکافی تنها بازار پول را می‌شناسند در مقابل تقاضاکنندگان معدود برای سرمایه‌گذاری تولیدی قرار گرفته‌اند؛ همچنین بازارهای نامتجانس حوزه‌های اقتصاد و بازار ارز و امکان سرمایه‌گذاری ارزی، کارآیی تعیین نرخ بهره را از طریق عرضه و تقاضا کاهش داده است؛ از طرفی دولت‌ها نیز به‌دلیل عدم برنامه‌ریزی‌های درازمدت و ناتوانی در تجزیه و تحلیل وضعیت اقتصاد به دلیل ریسک‌ها و مسائل بین‌المللی و نیز دیدگاه‌ها و رویکردهای متفاوت، نتوانسته‌اند نرخ بهره معقولی را تعیین کنند. بنابراین همیشه در اقتصاد ایران، نرخ بهره هیچ‌کس را راضی نکرده است و سپرده‌گذاران از بازده منفی درآمد (با توجه به نرخ تورم) و سرمایه‌گذاران از بالا بودن نرخ بهره نالیده‌اند.

پیشنهاد اینجانب برای بهبود وضعیت اقتصاد ایران و نلغزیدن اقتصاد به حوزه ربا و حرام آن است که دولت به‌دلیل تاثیرگذاری همه شاخص‌ها بر نرخ بهره، نگاهی تازه‌ و عزمی ملی نسبت به آن داشته باشد.

دولت با تعیین نرخ بهره معقول و حتی هزینه کردن برای این نرخ در کنار سازماندهی و نظارت در تخصیص منابع، همزمان تلاش گسترده‌ای برای اصلاح اقتصاد آغاز کند. به عبارتی دولت باید با هدف‌گذاری نرخ بهره به سایر اصلاحات بپردازد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن