از ما تا مرز علم
قاسم اسدی: چند قدم عقبتر از مراسمها، تقدیرنامهها و حواشی اهدای جوایز علمی همچون نوبل، تصویر مسیری که این جوایز در طول سالهای متوالی پیمودهاند خلاصهای از روند تکاملی علم اقتصاد را برای ما به نمایش میگذارد. اندکی تدبر در این جریان همچون آینهای ما را با حقایقی مواجه میکند که شاید در حالت عادی توان تحمل طعم تلخ آن را نداشته باشیم. به رابرت هال نگاه کنید: مقالات مربوط به «مصرف» رابرت هال که نوبل با اشاره به این مقالات به او اهدا شده در لیست ارجاعات علمی به نوشتههای او در رتبه دوم و ششم مقالات هال قرار دارند. همین حقیقت، ارزش فعالیتهای علمی رابرت هال را بهعنوان اقتصاددان و استاد دانشگاه استنفورد به ما نشان میدهد؛ از مجموعه فعالیتهای علمی هال تنها دو مورد از آنها که دقیقا پرارجاعترین آنها نیز نیستند، توانستهاند به اندازهای ساحت علم اقتصاد را گستردهتر کنند که شایسته دریافت نوبل اقتصاد باشند.

این مساله ما را با مجموعه ناخوشایندی از پرسشها روبهرو میکند؛ از جایی که امروز ایستادهایم تا مرزهای علم اقتصاد چقدر فاصله داریم؟ چرا بخش عظیمی از توانایی ما صرف مناقشاتی میشود که جریان تکاملی علم اقتصاد سالهاست از آنها عبور کرده است؟
تورم، سیاستگذاری پولی، انضباط مالی دولت و هزاران مفهوم اقتصادی دیگر در اقتصاد امروز ما پدیدههای بومی نیستند، چارچوب نظری سنجیدهای برای تمامی این مفاهیم تعریف شده و ما برای فهم، تشخیص و درمان آنها نیازی به اختراع مجدد چرخ و بحث و جدل برای برچسبهای ایدئولوژیک نداریم.
باید توجه داشت که الزام بازگشت به جریان علم اقتصاد نیز به معنای تقلید کورکورانه نیست. درس عمیق برندگان نوبل امسال برای ما آن است که سیاست اقتصادی بیرون از اقتصاد نمیایستد. خانوارها و بنگاهها با انتظارات خود بخشی از نتایج این سیاستها را میسازند و اعتبار و انسجام سیاستگذاری را به جزئی اساسی از سازوکار اثرگذاری آن تبدیل میکنند. سازوکارهایی که تثبیت اقتصاد کلان بدون شناخت آنها ممکن نیست. باشگاه اقتصاددانان در این پرونده تلاش میکند تا نشان دهد چرا اقتصاد ایران برای عبور از بحران امروز خود، بیش از ابزارهای تازه، به فروتنی علمی و پیوند مجدد با علم روز نیازمند است.