از آتشبس شکننده تا خطر رکود تورمی
دکتر نوریل روبینی*
پس از ۴۰روز حملات گسترده آمریکا به تاسیسات نظامی ایران و هدف قرار دادن نیروهای نظامی و غیرنظامی، دولت ترامپ موفق به تحمیل وضعیت تسلیم به ایران نشد و در نهایت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد. همزمان با حملات ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس و تهدید مسیرهای کشتیرانی، ایالات متحده در نهایت به وضعیت عقبنشینی یا همان TACO (ترامپ همیشه عقبنشینی میکند) بازگشت و با آتشبس موافقت کرد. اکنون، افزایش تورم و کندی فعالیت اقتصادی، نشانههایی از ورود به دورهای از رکود تورمی را نشان میدهد؛ درست در زمانی که این وضعیت میتواند خشم رأیدهندگان را در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا برانگیزد.
سناریوهای پیشرو
اکنون و بعد از اتفاق افتادن این رویدادهای جدید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چند سناریوی محتمل وجود دارد. سناریوی اول عبارت از توافق و بازگشایی تنگه هرمز است. در نخستین سناریو، آتشبس کنونی میتواند به مذاکرات موفق برای پایان دادن به درگیریهای نظامی و بازگشایی تنگه هرمز منجر شود. ایالات متحده در این مسیر همچنان اهرم فشار دارد؛ زیرا محاصره کامل دریایی بنادر ایران، فشار مالی قابلتوجهی بر این کشور وارد کرده است. دونالد ترامپ احتمالا امیدوار است که جناح میانهروتر بتواند تندروها را قانع کند که مصالحه بر سر پرونده هستهای، توامان موجب رفع تحریمها و بازگشت درآمدهای نفتی و کشتیرانی از طریق تنگه خواهد شد. با این حال، این سناریو چندان محتمل نیست؛ زیرا ایران میتواند فشار اقتصادی را بسیار طولانیتر از توان سیاسی ترامپ (با توجه به انتخابات پیشرو) تحمل کند. علاوه بر این، اختلافات دو طرف فقط به موضوع هستهای محدود نمیشود. ایالات متحده با برنامههای موشکی و پهپادی ایران، حمایت تهران از حزبالله و همچنین ایده دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز مخالف است. حل هر یک از این موارد مستلزم مذاکرات طولانی و پیچیده میان مذاکرهکنندگان حرفهای و باتجربه خواهد بود. سناریوی دوم، آتشبس شکننده و بنبست مذاکرات است. در این سناریو، ادامه آتشبس همراه با مذاکرات طولانیمدت است؛ درحالیکه تنگه همچنان مسدود باقی میماند. این همان وضعیتی است که در حال حاضر نیز وجود دارد. این وضعیت، آسیب اقتصادی و مالی قابلتوجهی به اقتصاد جهانی وارد میکند؛ قیمت نفت و انرژی در مسیر افزایشی قرار میگیرد و حتی از اوج خود در دوره ۴۰روز جنگ نیز فراتر میرود. در چنین شرایطی، رشد اقتصادی جهانی کاهش یافته و تورم افزایش مییابد. سناریوی بعدی، تشدید کنترل ایران است. در این سناریو ایران با استفاده از توان نظامی خود میتواند کشورهای منطقه را تهدید کند. در چنین شرایطی، قیمت نفت میتواند به نزدیکی ۲۰۰ دلار در هر بشکه یا حتی بالاتر برسد. نتیجه آن، بازگشت رکود تورمی به سبک دهه ۱۹۷۰، وقوع یک رکود جهانی و سقوط بازارهای سهام خواهد بود.
احتمال گذار میان سناریوها
البته تشدید تنشها میتواند دو طرف را به سمت توافق سوق دهد؛ به این معنا که سناریوی دوم (وضعیت فعلی) ممکن است از مسیر سوم به سناریوی اول برسد. اما این احتمال کمتر است؛ زیرا در این حالت دوباره وارد مرحله مذاکره برای آتشبس میشویم؛ درحالیکه تجربه اخیر نشان داده آتشبسها تا چه اندازه ناکارآمد و شکنندهاند. بنابراین، تشدید تنش ممکن است بهجای حل مساله، از کنترل خارج شود.
پیامدهای اقتصادی بلندمدت
ترامپ امیدوار است سناریوی اول تحقق یابد؛ اما این بیشتر شبیه خوشبینی سیاسی است. از منظر بازارهای جهانی، در صورت وقوع سناریوی دوم، این امکان وجود دارد که ایران بتواند در آینده هر زمان که آمریکا یا اسرائیل تهدیدی ایجاد کنند، تنگه را دوباره ببندد.
چنین ریسکی باعث میشود قیمت نفت بهطور دائمی ۱۵ تا ۲۰درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ باقی بماند. وضعیت فعلی یعنی همان سناریوی دوم بسیار بد است؛ زیرا هر ماه ادامه آتشبس بدون توافق، رشد اقتصادی جهانی را کاهش داده و تورم را افزایش میدهد.
* استاد اقتصاد دانشکده کسبوکار استرن
- ابعاد رکورد تورمی آمریکا
- پمپئو در حال غافلگیری انتخاباتی است؟
- ادعای رویترز درباره سفر مقامهای قطری به تهران/ کاهش تنش در دستور کار است؟
- پیشبینی مذاکرهکننده سابق آمریکا از مذاکرات/ در چرخه حمله و کاهش تنش گرفتار شدهایم
- نقشه جدید اسرائیل برای طولانی کردن مذاکرات ایران و آمریکا/ترامپ دوباره محاصره دریایی و تحریمها را باز میگرداند؟