نقطهعطف تغییر
مریم رحیمی : اتمام ۱۲ روز جنگ و درگیری و در نهایت قبول آتشبس میان ایران و اسرائیل، چند پرسش بنیادین درباره انگیزههای واقعی این تصمیم مطرح میکند که برای پاسخ به آنها باید در وهله اول، نحوه مواجهه انسانها با چالش در جهانی پر از پیچیدگی را بشناسیم. انسانها به دو روش با بحرانها روبهرو میشوند؛ این دو روش عبارت از تصمیمگیری سریع و شهودی و تصمیمگیری کند و تحلیلی است.

بدیهی است که افراد معمولا در مواجهه با خطرات فوری که نیاز به پاسخ سریع دارند، روش تصمیمگیری اول را برمیگزینند. یعنی انسان اگر ناگهان با خطری همچون زلزله، سیل، حمله حیوان وحشی یا اتفاقاتی از این قبیل مواجه شد، سریع تصمیم میگیرد تا در کوتاهترین زمان ممکن، جان خود و عزیزانش را نجات دهد. این در حالی است که تصمیمگیریهای پیچیدهتر و استراتژیک نیازمند تعقل و تامل بیشتری است. بنا بر گفته اندیشمندان اقتصادی، شیوه سیاستگذاری و تصمیمگیری اقتصادی در کشور، معمولا اتکای بیش از حد به واکنشهای اضطراری و شهودی در مواجهه با بحرانها بوده است. شاهد این مدعا، کسری عرضه نسبت به تقاضای حاملهای انرژی در کشور، بحرانهای صندوق بازنشستگی و همچنین مشکلات تامین سرمایه در گردش است. «باشگاه اقتصاددانان» روزنامه «دنیایاقتصاد» در این شماره، تلاش دارد با طرح این پرسش که آیا جنگ اخیر میتواند نقطهعطفی برای گذر از این وضعیت باشد یا خیر، نظر کارشناسان را با مخاطب به اشتراک بگذارد.