پدآگاهی
تولید سیستماتیک اطلاعات گمراهکننده توسط فرد یا گروهی، برای نیل به اهداف معینی طی سالهای اخیر تاثیرات شگرفی بر جوامع داشته است. پیشرفت تکنیکها و ساختارهای تبلیغاتی دست بسیاری از گروهها را باز گذاشته تا بهوسیله میانبرهایی کمهزینه به مقاصد خود دست یابند. در ابتدا تولید چنین اطلاعاتی عموما با مقاصد مالی طراحی میشدند، اما اتفاقات اخیر در صحنه سیاسی و اجتماعی کشورها نشان میدهد که با گسترش دامنه کاربرد و قدرت نفوذ این روش، سیاستمداران نیز مشتری بهرهبرداری از چنین روشی هستند، تا آنجا که به عقیده برخی از کارشناسان، دونالد ترامپ برای دستیابی به کرسی ریاستجمهوری ایالاتمتحده آمریکا از این روش بهره فراوان برده است و همچنان دخالت روسیه در شکلدهی شهروندان آمریکایی برای پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا در پردهای از ابهام بهسر میبرد.
در کشور خودمان نیز در دهههای گذشته و با ورود ابزارهای مدرن، اطلاعرسانی بهگونهای متفاوت وجود داشته است. داستانسرایی از پدیدههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای چهرهها و موضوعات مختلف همواره اطلاعات غلطی را بهعنوان یک حقیقت آشکار در ذهن مردم و افکار عمومی، حتی فرهیختگان جامعه جای داده است. اینکه بر سر در سازمان ملل شعری از سعدی نقش بسته است یا مصدق در دادگاه لاهه بر صندلی نماینده انگلستان نشست و مثالهایی از این دست نیز نوعی دیگر از اطلاعات غلطی است که بسیاری از ایرانیان آن را حقیقت محض و باعث افتخار میدانند تا جایی که رد چنین ادعاهایی برای بسیاری شهروندان ایرانی شوکهکننده است! برخی روزنامهنگاران نیز از طریق رسانههای دیداری و نوشتاری شخصی طی سالهای اخیر در فضای مجازی به این پدیده دامن زدهاند. شاید بسیاری از این اطلاعات سیستماتیک تولید نشده باشند، اما تعداد پرشمار این نوع اطلاعات در کشورمان کافیست تا به بررسی صحت وجود چنین پدیدهای بپردازیم. کارشناسان در این پرونده باشگاه اقتصاددانان به بررسی صحت وجود پدیده تولید سیستماتیک اطلاعات گمراهکننده در ایران و آثار آن پرداخته و نقش آن را در مناسبات اجتماعی و اقتصادی کشور بررسی کردهاند.
شهابالدین رحیمی