نادر سیف

صادرکنندگان ما عموماً کوچک هستند و اکثرا کمتر از یک میلیون دلار صادرات دارند، در حالی که فلان شرکت خارجی حدود ۸میلیارد دلار سود سالانه دارد. این بخشی از گلایه‌ها و انتقاد‌های تند، معنادار و البته واقعی معاون محترم وزیر بازرگانی و رییس کل سازمان توسعه تجارت ایران از بخش خصوصی و به طور مشخص صادرکنندگان بود. ایشان صادرکنندگان را به اتهام کوچک بودن و رقابتی نبودن به نقد کشیدند و عدم امکان حمایت‌های واقعی و در خور توجه دولت را متوجه کوتاه قامتی صادرکنندگان کرده و با روش استاد و شاگردی و به رخ کشیدن بچه زرنگ‌های کلاس تلنگری به بچه‌های تنبل زده و احتمالاً سعی در ایجاد انگیزه داشتند.نکته بسیار جالب سخنان ایشان این واقعیت تلخ است که اصولاً در کشور ما صادرات نیز مانند دیگر بخش‌های اقتصادی و ارکان مختلف صنعت و تجارت دچار گستردگی و پراکندگی است و بیشتر در سطح رشد داشته نه در عمق ؟!

اما ذکر این نکته خالی از فایده نیست که اصولاً ریشه و سر منشاء این معضل را باید در اندیشه‌ها و قوانین و مقرراتی دنبال کرد که به یکباره و به صورت قارچ گونه صدور کارت بازرگانی، صادرات غیر اصولی و... را رواج دادند.به راستی چه حمایت و توجه چشم‌گیر و مثال زدنی را از صادرکنندگان بزرگ کشور سراغ داریم که بتوان با اشاره به آنها صادرکنندگان کوچک را نیز تشویق به رشد نمود.نکته آخر آنکه به نظر می رسد اتفاقاً صادرات و صادرکننده و مسوولان و متولیان صادرات و توسعه تجارت همگی از تشابه و همخوانی برخوردار هستند. به بیان دیگر ریشه توسعه نیافتگی احتمالی بخش خصوصی را دقیقاً می بایست در نوع نگرش ،برخوردها، ارزش‌گذاری‌ها و توجهات متولیان و مسوولان آن جست و جو کرد.

Nader_bay@yahoo.com