مثلث تولید نارضایتی
دنیای اقتصاد-گروه بانک و بیمه : درحالیکه دادههای اقتصادی و روندهای کلان اقتصاد آمریکا این ایده را به ذهن متبادر میکند که مردم این کشور باید سطح بالایی از رضایت را از وضعیت داشته باشند، اما نظرسنجیها از خلاف این وضعیت حکایت دارد و نظر آمریکاییها چندان مساعد نیست. نشریه اکونومیست در گزارش اخیر خود سه عامل مهم برای این نارضایتی برمیشمرد. تورم، وضعیت سیاسی و همهگیری کرونا سه عامل مهمی هستند که این نارضایتی به پای آن نوشته میشود. شاخص احساسات مصرفکننده دانشگاه میشیگان با وجود بهبودهای اخیر، همچنان ۳۰درصد پایینتر از ابتدای سال۲۰۲۰ و آغاز همهگیری کرونا قرار دارد. دادههای کلان و روندهای قیمتی اقتصاد آمریکا تصویر قابل قبولی را از وضعیت این کشور به ذهن متبادر میکند؛ تورم بهشدت کاهش یافته است، قیمت بنزین افت کرده است، مشاغل فراوان هستند، دستمزدها در حال افزایش است و بازار سهام روزهای خوبی را پشت سر میگذارد. به نظر میرسد مردم این کشور باید از این شرایط رو به بهبود خرسند باشند و چشمانداز امیدوارکنندهای را برای خود متصور شوند. با این حال اکونومیست در گزارشی بر این نکته تاکید میکند که برخلاف تصورات، آمریکاییها چندان از این وضعیت رضایت خاطر ندارند و این مساله در برخی شاخصها منعکس شده است.
عقبماندگی احساسات مصرفکننده
به بیان دیگر، آمریکاییها فکر میکنند که اقتصاد در وضعیت بدی قرار دارد و رئیسجمهور این کشور در حال سوءمدیریت آن است. اقتصاددانان برای سنجش و درک احساسات مردم به وضعیت اقتصادی از شاخص احساسات مصرفکننده از دانشگاه میشیگان استفاده میکنند. در دو سال گذشته، این شاخص در سطوح پایینی قرار گرفت که آخرین بار در طول بحران مالی جهانی۲۰۰۸ در آن سطح قرار گرفته بود. درحالیکه این شاخص خود را بازیابی کرده است و حتی با وجود بهبود در ماه دسامبر، هنوز ۳۰درصد کمتر از اوج اخیر خود، یعنی در آستانه بحران کووید-۱۹ در اوایل سال۲۰۲۰ قرار دارد. نظرسنجیهای دیگر نیز این وضعیت را تایید میکند.
نظرسنجی اکونومیست از ۱۵۰۰آمریکایی حاکی از آن است که تقریبا نیمی از آنها فکر میکنند که اوضاع اقتصادی در حال بدتر شدن است. زمانی که سوالات به بخش عملکرد رئیسجمهور این کشور میرسد، اوضاع بدتر نیز میشود. دوسوم پاسخدهندگان به نظرسنجی گالوپ در ماه نوامبر، عملکرد بایدن در اقتصاد را تایید نمیکنند. همه اینها در حالی است که آمریکا در چند سال گذشته از همتایان بزرگ و توسعهیافته خود پیشی گرفته است.
چرا افراد دلسردند؟
این واقعیت که بسیاری از آمریکاییها از چنین اقتصاد قدرتمندی دلسرد شدهاند، مجموعهای از نظریهها را به وجود آورده است. دسته اول استدلال میکنند که شهروندان کاملا حق دارند که احساس ناراحتی کنند؛ چراکه تورم دستمزد آنها را کاهش داده و با تعدیل شاخص بهای مصرفکننده، میانگین درآمد کارگران بخش خصوصی در همان سطح فوریه۲۰۲۰، یعنی درست قبل از شیوع کووید، گیر کرده است. از آنسو برخی معتقدند تجربه شیرین کمکهای دولتی در دوران پاندمی نیز در شکلگیری این نارضایتی بیتاثیر نیست. در حال حاضر، درآمد شخصی پس از کسر مالیات حدود ۱۵درصد کمتر از مارس۲۰۲۱ است؛ یعنی درست زمانی که دموکراتها بلافاصله پس از روی کار آمدن بایدن، بسته محرک اقتصادی بزرگی را به تصویب رساندند. افزایش شدید نرخ بهره برای مهار تورم، وام مسکن و خودرو را بسیار گرانتر از گذشته کرده است. مقرون به صرفه بودن مسکن در سال گذشته به پایینترین حد خود در دهههای اخیر رسیده و به یک هدف آسان تبلیغاتی برای منتقدان بایدن تبدیل شده است.
دلبستگی سیاسی و دلسردی
با این حال یک مطالعه نشان میدهد که حدود ۳۰درصد از شکاف احساسات شاخص مصرفکننده به خصومتهای سیاسی بازمیگردد. ضدیت جمهوریخواهان نسبت به کاخ سفید تحت کنترل دموکراتها ممکن است حدود ۳۰درصد از شکاف احساسات امروز را تشکیل دهد. عنصر موثر دیگر میتواند لحن پوشش خبری باشد. یک مطالعه از موسسه بروکینگز، رابطه بین دادههای اقتصادی و شاخصی از احساسات اخبار اقتصادی را مورد مطالعه قرار داده است و براساس آن، از سال۲۰۲۱، شاخص احساس اخبار، مانند شاخص احساسات مصرفکننده، بهطور قابل توجهی بدتر از آن چیزی است که از دادهها انتظار میرود.
توضیح نهایی درباره فاصله وضعیت اقتصادی و احساسات افراد این است که این شکاف صرفا یک فاصله طولانی میان بهبود پس از همهگیری و احساسات درباره اقتصاد است. اقتصاد آمریکا یک دوره پر از افت و خیز را پشت سر گذاشته است. بلاتکلیفی شدید سالهای کووید، از دست دادن شغل، تعطیلی مدارس، ورشکستگی و بیماری بر مردم تاثیر گذاشته است. بسیاری هنوز از نبرد با تورم ناراحت هستند. اگرچه تورم تعدیل شده است، اما قیمتها تقریبا ۲۰درصد بیشتر از زمانی است که بایدن به قدرت رسید. به نظر میرسد همین عوامل برای توضیح نارضایتی عمیق آمریکاییها درباره اقتصادشان کفایت کند و بتواند بخش خوبی از آن را توضیح دهد.