گازوئیل روسی، وعده آمریکایی
دنیایاقتصاد: دونالد ترامپ در هفتههای پایانی پیش از انتخابات میاندورهای ۳نوامبر، همزمان در دو جبهه برای مهار قیمت سوخت وارد عمل شده است: توافق با مسکو برای عرضه گازوئیل روسیه و قرض دادن بخشی از ذخیره اضطراری نفت گرمایشی. هر دو اقدام را باید پیش از هر چیز یک پیام سیاسی خواند هر چند بازار هنوز نشانی از آرام گرفتن نشان نداده است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران قیمت گازوئیل را به رکوردهای تازه رسانده است. قیمت خردهفروشی گازوئیل در آمریکا در سپتامبر برای نخستینبار از ۶دلار در هر گالن گذشت و از آن زمان پایینتر نیامده است.
طبق گزارشها، قیمتها در پی اختلالهای گسترده در خاورمیانه به بالای ۶.۵۰دلار هم رسیده است. این رقم برای جمهوریخواهان که با اکثریتی شکننده در کنگره وارد رقابت شدهاند، بدهی سیاسی است. اختلال در صادرات گازوئیل روسیه و خاورمیانه در سپتامبر به ۱.۳میلیون بشکه در روز رسید، یعنی حدود ۴.۵درصد از کل تقاضای جهانی گازوئیل. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده که کمبود ممکن است تا ۲۰۲۷ ادامه یابد. در چنین فضایی، ترامپ اعلام کرد روسیه بیدرنگ ۳۰۰هزار تن (۲.۲میلیون بشکه) گازوئیل صادر میکند، در نوامبر ۵۰۰هزار تن و پس از آن یکمیلیون تن. اما همین وعده از همان ابتدا دچار نوسان شد. ترامپ ابتدا از عرضه به آمریکا و بازار جهانی سخن گفت و بعد روشن شد محمولهها به بازار جهانی میروند، نه لزوما به آمریکا. مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا توضیح داد این گازوئیل به هر حال به بازار جهانی میرسید و تفاوت فقط در سهم آمریکا از آن است. سخنگوی کاخ سفید هم از «مقادیر عظیم» گازوئیل روسی گفت که قیمتها را در داخل و خارج پایین میآورد. حاصل، فاصلهای است میان وعده تامین سوخت برای رأیدهندگان آمریکایی و واقعیتی که فقط ریزش قیمت جهانی را وعده میدهد.
حساب و کتابیکه با وعده نمیخواند
کارشناسان بازار حساب سادهای پیش میکشند. به گفته میشل برهارد از Kpler، برای کاهش واقعی قیمتها حدود ۴۰۰هزار بشکه اضافی در روز لازم است. محموله نخست، با ۲.۲میلیون بشکه، اگر در یک ماه توزیع شود معادل حدود ۷۳هزار بشکه در روز است. کاسپین کانران از Baringa برآورد بدبینانهتری دارد و میگوید برای کاهش فوری قیمتها ۸۵۰هزار بشکه اضافی در روز لازم است. نتیجه هر دو برآورد یکی است: حجم اعلامشده برای تغییر معنادار قیمتها کافی نیست. از آن مهمتر، تردید در توان روسیه برای تحویل است. موسسه Energy Policy Research Foundation محاسبه کرده که تحویل این حجم از دیزل، افزون بر صادرات فعلی، یعنی تولید ۵۰۰هزار بشکه در روز گازوئیل اضافی. روسیه اکنون حدود ۱.۴میلیون بشکه در روز تولید و حدود ۱.۲میلیون بشکه مصرف میکند و مازاد چندانی برای صادرات ندارد. تحلیلگر Braemar یادآور شده که طبق برخی برآوردها تا ۴۵درصد ظرفیت پالایشی روسیه از مدار خارج است. معاملهگران هم میگویند این کشور فعلا خودش فرآوردههای میانتقطیر وارد میکند. حمله اوکراین به پالایشگاههای روسیه، از جمله ضربه هفتهگذشته به یک واحد در منطقه ریازان، ادامه دارد و منابع بازار بازسازی واحدهای آسیبدیده را پیش از پایان سال بعید میدانند. عامل دیگر حملونقل است. نرخ کرایه محمولههای نفتی و فرآوردهای روسیه بهدلیل ریسکهای امنیتی در دریای سیاه جهش کرده و بازار تانکر هم از پیش تحت فشار است.
بسیاری از مالکان کشتی از ترس آنکه مشتریان آینده از کشتیهایی که محموله تحریمی جابهجا کردهاند دوری کنند، رغبتی به این کار ندارند. ترامپ تحریمهای آمریکا را موقتا برداشته، اما تحریمهای دیگر کشورهای غربی همچنان برقرار است. نخستین نشانههای میدانی هم همین واقعگرایی را تایید میکند: دادههای موسسات ردیابی دریایی نشان میدهد بارگیری در بندر پریمورسک از سر گرفته شده، ولی دستکم دو تانکر به مقصدهای همیشگی روسیه، یعنی ترکیه و برزیل، میروند. گازوئیل روسی به همان خریداران سنتی میرسد، نه به بازاری که قرار بود تسکین بگیرد.
قرض ذخیره گرمایشی
آمریکا در شمالشرق کشور (ایالتهایی مثل مین، ماساچوست، کانکتیکات و نیوجرسی) یک انبار نفت گرمایشی دارد. این انبار برای روزهای بحران است، مثلا وقتی توفان یا کمبود شدید باعث شود مردم برای گرم کردن خانهشان سوخت پیدا نکنند. گنجایش آن حدود یکمیلیون بشکه است. دولت تصمیم گرفته از این انبار حدود ۳۱۵هزار بشکه بیرون بیاورد، یعنی تقریبا یکسوم آن. چرا «قرض» میدهد، نه «میفروشد»؟ دولت این نفت را به شرکتهای خردهفروش و دارندگان مخازن میدهد تا آن را در بازار پخش کنند و قیمتها پایین بیاید. اما قرار است آنها بعدا همین مقدار را به انبار برگردانند. شبیه این است که از همسایه برنج قرض بگیرید و بعدا پس بدهید. چرا الان؟ گازوئیل و نفت گرمایشی از یک مسیر پالایش تولید میشوند؛ چون گازوئیل بهخاطر جنگ بیسابقه گران شده، نفت گرمایشی هم گران شده است. زمستان نزدیک است و در شمالشرق آمریکا خیلی از خانهها با نفت گرمایشی گرم میشوند (حدود یکسوم خانهها در نیوانگلند و نیمی از خانهها در مین). از طرف دیگر، انتخابات ۳نوامبر نزدیک است و همین ایالتها محل رقابتهای سخت سنا هستند.
اما از نظر بازار، ۳۱۵ هزار بشکه رقم کوچکی است: کمتر از یکچهارم یک روز از کمبود ۱.۳میلیون بشکهای روزانه را جبران میکند. این وام شاید گرههای موضعی را باز کند؛ ولی جای عرضه پایدار را نمیگیرد. الگوی مشابهی در جاهای دیگر هم دیده میشود. دولت ۱۷۲میلیون بشکه نفت خام از ذخیره راهبردی قرض داده و سطح این ذخایر به پایینترین حد از ۱۹۸۲ رسیده است. در بخش گاز هم دولت از خط لوله «کانستیتوشن» حمایت میکند و ۴۲میلیون دلار برای آن آزاد کرده، با اینکه نیویورک پروژه را به دلایل زیستمحیطی مسدود کرده بود. دولت یکییکی ابزارهای سنتیاش را خرج میکند و برای ادامه راه ابزار کمتری دارد.
ریسک دوگانه برایکاخ سفید
بدترین بخش ماجرا شاید سیاسی باشد. منتقدان میگویند رفع تحریم گازوئیل روسیه میتواند به مسکو کمک کند هزینه جنگ با اوکراین را تامین کند. اگر حجمها هم آنقدر کوچک باشند که قیمتها تکان نخورند، کرملین سود میبرد و مصرفکننده آمریکایی چیزی نمیگیرد. ریسک برای کاخ سفید دوگانه است: اگر وعدهها عملی نشود، رأیدهنده قیمت پمپ را میبیند؛ اگر عملی شود و قیمتها باز هم بالا بماند، معامله با روسیه بیدستاورد میماند. بازار گازوئیل با کمبود واقعی ناشی از جنگ روبهرو است و با بیانیه پر نمیشود. تا وقتی صادرات خاورمیانه عادی نشده، پالایشگاههای روسیه تعمیر نشده و بازار نفتکشها نفس تازه نکشیده، هر راهحل سیاسی بخش کوچکی از شکاف را میپوشاند. ۳نوامبر نشان میدهد رأیدهندگان فاصله میان وعده و پمپ بنزین را چگونه داوری میکنند؛ اما به گفته تحلیلگران، فشار بر بازار گازوئیل شاید تا ۲۰۲۷ هم ادامه داشته باشد.