چرا کاخ سفید نمی‌تواند همزمان گازوئیل ارزان، روسیه ضعیف و آتش‌بس انرژی داشته باشد؟

سه‌گانه ناممکن ترامپ

شماره روزنامه: ۶۶۸۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۲۷۱۲ بازار نفت

دنیای اقتصاد - حمید ملازاده : واشنگتن برای مهار قیمت سوخت به عرضه روسیه روی آورده و بخشی از فشار تحریمی بر مسکو را کنار گذاشته است. اما حملات به پالایشگاه‌ها و فروپاشی آتش‌بس انرژی نشان می‌دهد مهار قیمت سوخت، تضعیف توان مالی روسیه و پایان‌دادن به جنگ زیرساخت‌ها، اهدافی نیستند که واشنگتن بتواند به‌ آسانی و همزمان محقق کند.

سه‌گانه ناممکن ترامپ

در کمتر از ۲هفته، سه اتفاق متوالی رخ داد. نخست، دونالد ترامپ اعلام کرد روسیه گازوئیل بیشتری به بازار می‌فرستد. دوم، دولت او بخشی از تحریم‌های روسیه را موقتا کنار گذاشت. سوم، آتش‌بسی که قرار بود حملات روسیه و اوکراین به تاسیسات انرژی یکدیگر را متوقف کند، چند روز بعد متلاشی شد. زمان این رویدادها هم اتفاقی نیست. کمتر از سه هفته به انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر مانده و جنگ با ایران عرضه سوخت را مختل و قیمت‌ها را بالا برده است. گرانی بنزین و گازوئیل حالا فقط مساله اقتصادی نیست و به موضوعی انتخاباتی تبدیل شده است. مشکل فقط این نیست که واشنگتن برای ارزان‌کردن گازوئیل به نفت و فرآورده‌های روسیه نیاز پیدا کرده است. تناقض عمیق‌تر این است که همان عرضه‌ای که می‌تواند بازار را آرام کند، ممکن است درآمد روسیه را هم بالا ببرد. در همان حال، اوکراین پالایشگاه‌هایی را هدف می‌گیرد که قرار است همین عرضه را تامین کنند.

توافق دیزل: وعده‌ها در برابر بشکه‌ها

ترامپ ۹اکتبر اعلام کرد روسیه ابتدا بیش از ۳۰۰هزار تن دیزل به بازار آمریکا و جهان عرضه می‌کند، سپس ۵۰۰هزار تن در نوامبر و یک‌میلیون تن در مرحله بعد. او از سه‌میلیون تن عرضه اضافی در بازه‌ای کوتاه هم سخن گفت که تحققش به وضعیت پالایشگاه‌های روسیه بستگی دارد. این ارقام تعهدات اعلام‌شده‌اند، نه محموله‌های تحویل‌شده. حجم بزرگ روی کاغذ لزوما به معنای تغییر بزرگ در بازار نیست. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد می‌کند کاهش صادرات دیزل از روسیه و خاورمیانه در سپتامبر روی هم حدود ۱.۳‌میلیون بشکه در روز بوده، معادل ۴.۵ درصد تقاضای جهانی دیزل و گازوئیل. در برابر چنین کسری روزانه‌ای، محموله ۳۰۰هزار تنی فقط بخشی از شکاف را پر می‌کند و حتی عرضه یک‌میلیون تنی هم، در صورت تحویل کامل، جایگزین پایدار برای اختلال مداوم نیست. توافق دیزل را باید پیامی سیاسی به رأی‌دهنده آمریکایی دانست، نه راه‌حل بازاری.

تعلیق تحریم‌ها: دو تصمیم جدا

در همین فاصله، دولت ترامپ دو تصمیم حقوقی جداگانه گرفت که اثرشان یکسان نیست و نباید یکی دانسته شوند. نخست، وزارت خزانه‌داری مجوزی برای تسهیل فروش دیزل روسیه صادر کرد و بر اساس گزارش‌ها محدودیت‌های مرتبط تا آوریل ۲۰۲۷ تعلیق شده است. دوم، ترامپ در ۱۶اکتبر با فرمان اجرایی، اجرای بخش مهمی از تحریم‌ها و تعرفه‌های قانون تازه فشار بر روسیه را موقتا متوقف کرد. این قانون تعرفه بر کشورهای خریدار انرژی روسیه را هم پیش‌بینی کرده بود. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۱۷اکتبر گفت دولت برای ارزیابی پیامدهای اقتصادی تصمیم تا ۶۰روز فرصت دارد. پس تعلیق را نباید لغو دائمی قانون یا معافیت قطعی خریداران از هر مجازاتی دانست. با این حال پیام سیاسی روشن است: وقتی هزینه انرژی بالا می‌رود، اولویت‌های اقتصادی داخلی می‌توانند بر انسجام سیاست تحریمی سایه بیندازند. برای کرملین این تغییر فرصت است: امکان فروش بیشتر، محدودیت‌های تجاری کمتر و پیام بازدارنده ضعیف‌تر. اما درآمد بالقوه را نباید با سود خالص یکی گرفت. سود واقعی مسکو به حجم صادرات، قیمت فروش، هزینه حمل و وضعیت پالایشگاه‌ها بستگی دارد.

دو شیر روی یک لوله

تناقض وقتی روشن‌تر می‌شود که توافق دیزل را کنار حملات اوکراین بگذاریم. دولت ترامپ حملات کی‌یف به تاسیسات نفتی روسیه را عامل گرانی دیزل می‌داند و خواستار توقف آنهاست. اما همان پالایشگاه‌ها بخشی از ظرفیتی هستند که افزایش صادراتش قرار است به بازار کمک کند. اوکراین ۱۵ اکتبر پالایشگاه ریازان، متعلق به شرکت روس‌نفت را هدف قرار داد. به گزارش رویترز این پالایشگاه نزدیک به ۵درصد ظرفیت پالایش روسیه را در اختیار داشته و در تامین سوخت منطقه مسکو نقش دارد. اگر حملات تولید فرآورده را کم کنند، عرضه دیزل محدودتر می‌شود و توافق افزایش صادرات به مانع می‌خورد. با این حال نتیجه معکوس هم قطعی نیست. حمله به یک پالایشگاه لزوما صادرات دیزل را متوقف نمی‌کند، چون اثرش به شدت خسارت، مدت تعمیر، وضعیت سایر پالایشگاه‌ها و تصمیم‌های صادراتی مسکو بستگی دارد. تناقض واشنگتن را باید این‌طور بیان کرد: آمریکا از یک‌سو خواهان توقف حملاتی است که ممکن است عرضه فرآورده‌های روسیه را کم کنند و از سوی دیگر می‌کوشد با دسترسی بیشتر به همان فرآورده‌ها قیمت‌ها را مهار کند. این سیاست فقط وقتی هر دو هدف را محقق می‌کند که تولید روسیه پایدار بماند و عرضه اضافی واقعا به بازار برسد. در شرایط جنگی، هیچ‌کدام از این دو شرط تضمین‌شده نیست.

آتش‌بس انرژی؛ آتش‌بس‌ کاغذی

ترامپ ۱۱ اکتبر از توقف حملات روسیه و اوکراین به زیرساخت‌های انرژی خبر داد، اما نه متن علنی منتشر و نه سازوکار راستی‌آزمایی روشنی معرفی شد. مسکو هم اعلام کرد دامنه توافق هنوز مشخص نیست. اوکراین چند روز حملات به پالایشگاه‌ها را متوقف کرد، اما وقتی حملات روسیه به شبکه انرژی‌اش ادامه یافت، ۱۵اکتبر ریازان را زد. زلنسکی گفت کی‌یف حملات به پالایشگاه‌های روسیه را دیگر متوقف نخواهد کرد.

رویترز هم گزارش داد حملات روسیه پس از اعلام آتش‌بس ادامه داشته و صدها هزار نفر را بی‌برق کرده است. در چنین وضعی آتش‌بس بیشتر به یک اعلام سیاسی شباهت دارد تا توافقی قابل اجرا. وقتی فهرست اهداف ممنوع، سازوکار نظارت و هزینه نقض مشخص نباشد، هر طرف می‌تواند حمله خود را پاسخ به اقدام دیگری بنامد. دعوت به خویشتن‌داری بدون ضمانت متقابل، عملا درخواست از یک طرف است که ابزار فشارش را زمین بگذارد. منطق دو طرف هم متفاوت است. برای مسکو، فشار بر شبکه برق و گرمایش اوکراین هزینه اقتصادی و اجتماعی جنگ را بالا می‌برد و با نزدیک شدن زمستان وزن بیشتری می‌گیرد. برای کی‌یف، حمله به پالایشگاه‌ها راهی برای تحمیل هزینه به اقتصاد روسیه و مختل‌کردن تامین سوخت است. اما این دو ابزار پیامدهای یکسان ندارند و هر حمله هم الزاما به نتیجه مورد انتظار نظامی یا اقتصادی نمی‌رسد.

اروپا؛ آینه‌ای ناقص برای اتهام ریاکاری

ترامپ و متحدانش اروپا را به‌خاطر ادامه خرید انرژی روسیه سرزنش می‌کنند. داده‌ها نشان می‌دهند این رابطه واقعا پیچیده است. بر اساس گزارش مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک (CREA)، اتحادیه اروپا در سپتامبر حدود ۸۱۷‌میلیون یورو گاز روسیه از طریق خط لوله و ۶۱۵‌میلیون یورو گاز طبیعی مایع وارد کرده است؛ روی هم حدود ۱.۴میلیارد یورو. افزون بر این، حدود ۲۹۰‌میلیون یورو نفت خام از طریق خط لوله دروژبا به مجارستان و اسلواکی رسیده که جدا از واردات گاز است. موسسه اورگوالد هم گزارش داده اتحادیه اروپا از ژانویه تا سپتامبر حدود ۱۲‌میلیون تن گاز طبیعی مایع از پروژه یامال روسیه گرفته، حدود ۱۰درصد بیش از مدت مشابه پارسال. این ارقام ثابت نمی‌کنند موضع واشنگتن و بروکسل یکی است.

اروپا محدودیت‌های گسترده‌ای بر نفت خام دریابرد و فرآورده‌های نفتی روسیه اعمال کرده، درحالی‌که گاز و نفت خط لوله‌ای هنوز تحت قواعد و استثناهای دیگری‌اند. توصیف دقیق‌تر نه «ریاکاری یکسان» که «تحریمی چندلایه با استثناهای متفاوت و هزینه‌های نامتقارن» است. تصویر جهانی هم همین را می‌گوید. چین در سپتامبر بزرگ‌ترین خریدار سوخت‌های فسیلی روسیه بود و حدود ۶‌میلیارد یورو نفت خام خرید. خرید هند هم از مرز ۳.۶‌میلیارد یورو عبور کرد. عربستان با حدود ۵۳۴‌میلیون یورو در میان خریداران فرآورده‌های روسیه بود که عمدتا به نفت کوره مربوط بوده است. خرید انرژی روسیه محدود به رقبای واشنگتن نیست و به متحدانش هم می‌رسد.

نقشه ذی‌نفعان

کرملین: از هر فرصتی برای گسترش صادرات و کاهش فشار تحریمی سود می‌برد، اما میزان منفعت به تحویل واقعی محموله‌ها، قیمت فروش و آسیب‌پذیری پالایشگاه‌ها بستگی دارد.

کاخ سفید: پیش از انتخابات به مهار قیمت سوخت نیاز دارد. توافق دیزل می‌تواند عرضه را بالا ببرد، اما اثر قیمتی آن نامطمئن است و تعلیق تحریم‌ها هزینه سیاسی و اعتباری دارد.

کی‌یف: میان ادامه حملات روسیه به زیرساخت‌هایش و درخواست واشنگتن برای توقف حمله به پالایشگاه‌ها گرفتار است. کنار گذاشتن این اهرم بدون ضمانت متقابل برایش پرهزینه است.

اروپا: می‌خواهد درآمد انرژی روسیه را محدود کند، اما به برخی جریان‌های گاز روسیه وابسته است. تعلیق تحریم‌های آمریکا هماهنگی دو سوی آتلانتیک را دشوارتر می‌کند.

چین و هند: از هر تغییری که خطر محدودیت‌های تجاری را کم کند، بالقوه سود می‌برند؛ اما دامنه اثر حقوقی فرمان ترامپ بر هر کشور و هر معامله باید با متن اجرایی سنجیده شود.

مصرف‌کننده آمریکایی: قیمت سوخت را بیانیه سیاسی تعیین نمی‌کند، بلکه توازن عرضه و تقاضا، ظرفیت پالایش، هزینه حمل، کیفیت فرآورده و انتظارات بازار تعیین می‌کنند. توافق دیزل ممکن است فشار را کم کند، اما ارزانی سریع را تضمین نمی‌کند.

چهار مسیر پیش رو

این‌ها گمانه‌های تحلیلی‌اند، نه پیش‌بینی قطعی.

۱. تعلیق موقت با اثر قیمتی محدود: اگر واشنگتن در دوره ارزیابی ۶۰روزه اجرای فشارهای تازه را به تعویق بیندازد و محموله‌های اعلام‌شده به‌تدریج برسند، بازار از عرضه بیشتر سود می‌برد، بی‌آنکه قیمت‌ها سریع پایین بیایند. این مسیر در کوتاه‌مدت محتمل است. فرض کلیدی: محموله‌ها واقعا تحویل شوند.

۲. ادامه حملات به پالایشگاه‌ها و شبکه برق: اگر هر دو طرف حملات را ادامه دهند، تولید فرآورده‌های روسیه و زیرساخت اوکراین هر دو در خطرند. این سناریو اثر توافق دیزل را محدود و نوسان بازار را تشدید می‌کند؛ اندازه اثر به میزان خسارت و سرعت تعمیرات بستگی دارد. فرض کلیدی: آتش‌بس بدون چارچوب اجرایی بماند.

۳. آتش‌بس با سازوکار اجرایی: اگر دو طرف بر فهرست مشخص اهداف ممنوع، نظارت مستقل و پیامد نقض توافق کنند، ریسک حمله به زیرساخت‌ها کم می‌شود. با تحولات اخیر، تحقق این مسیر دشوار به نظر می‌رسد. فرض کلیدی: هر دو طرف باور کنند از توقف حملات چیزی به‌دست می‌آورند.

۴. بازبینی تحریم‌ها پس از دوره ارزیابی: اگر دولت پس از ۶۰روز اجرای تحریم‌ها را از سر بگیرد یا کنگره برای فشار بیشتر وارد عمل شود، خریداران و واسطه‌های انرژی روسیه با عدم‌قطعیت تازه‌ای روبه‌رو می‌شوند. زمان و دامنه این اقدام هنوز روشن نیست. فرض کلیدی: فشار سیاسی داخلی به تصمیم عملی تبدیل شود.

جمع‌بندی

واشنگتن می‌خواهد قیمت دیزل را مهار کند، توان مالی روسیه را محدود نگه دارد و حملات به زیرساخت‌های انرژی را متوقف سازد. این اهداف ممکن است در اصل ناسازگار نباشند، اما در شرایط کنونی تحقق هم‌زمانشان دشوار شده است. افزایش عرضه روسیه می‌تواند به بازار کمک کند، ولی قیمت‌ها را لزوما سریع پایین نمی‌آورد. تعلیق تحریم‌ها مسیر تجارت را بازتر می‌کند؛ اما هزینه راهبردی دارد. آتش‌بس کاغذی نمی‌تواند جلوی تکرار حملات کی یف و مسکو را بگیرد. اگر واشنگتن در نهایت مجبور شود از میان ارزانی گازوئیل، فشار بر مسکو و آتش‌بس انرژی یکی را فدا کند، کدام را انتخاب خواهد کرد و کی‌یف، اروپا و رأی‌دهنده آمریکایی هر کدام چه بهایی برای آن پرداخت خواهند کرد؟

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن