آیا توقف صادرات نفت به معنای توقف همه جریان‌های درآمدزایی انرژی ایران است؟

محاصره‌ آهنین با درزهای باز

شماره روزنامه: ۶۶۸۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۲۴۶۸ بازار نفت

دنیای اقتصاد - حمید ملازاده : به‌رغم افت صادرات نفت خام ایران، محموله‌های گاز مایع و سوخت جت همچنان از مسیرهای دریایی عبور می‌کنند؛ نشانه‌ای از اینکه محاصره دریایی آمریکا، با وجود اثرگذاری، تجارت انرژی ایران را به انسداد کامل نرسانده است. محاصره ممکن است به هدف اصلی خود، یعنی کاهش صادرات نفت ایران، نزدیک شده باشد؛ اما گزارش رویترز نشان می‌دهد که این فشار هنوز نتوانسته است مسیرهای صادراتی فرآورده‌های نفتی را مسدود کند.

محاصره‌ آهنین با درزهای باز

از اواسط ژوئیه تاکنون، چندین محموله گاز مایع و سوخت جت از منطقه تحت محاصره خارج شده‌اند؛ جریانی که نمی‌تواند جای درآمد نفت را بگیرد؛ ولی ادعای انسداد کامل صادرات ایران را نیز منتفی می‌کند. بر اساس داده‌های کپلر، صادرات نفت خام ایران در سپتامبر افت داشته است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز ادعا کرده محاصره خرید نفت ایران، به‌ویژه از سوی چین، را محدود کرده است. بنابراین، نادیده‌گرفتن اثر محاصره بر صادرات نفت خام، منطقی به نظر نمی‌رسد. مساله اصلی جای دیگری است: آیا توقف صادرات نفت خام به معنای توقف همه جریان‌های درآمدزایی انرژی ایران است؟ شواهد تازه می‌گوید نه لزوما.

همه محموله‌ها یکسان نیستند

تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل موسسه اطلاعات دریایی سین‌مکس نشان می‌دهد که از اواسط ژوئیه دست‌کم ۱۰نفتکش حامل گاز مایع و سوخت جت ایران از منطقه خلیج‌عمان خارج شده و به میانمار رسیده است. چهار‌میلیون بشکه گاز مایع در چند ماه، در مقایسه با حجم معمول صادرات نفت، جریانی محدود است و نمی‌توان آن را جایگزین صادرات نفت خام دانست. اما همین محموله‌ها نشان می‌دهند که فشار بر صادرات اصلی، الزاما همه راه‌های فروش محصولات نفتی را از بین نبرده است. محاصره توانسته جریان اصلی را آهسته‌تر کند؛ آنچه هنوز روشن نیست، میزان توانایی آن برای بستن تمام مسیرهای فرعی است.

تفاوت ماهیت محموله‌ها

محموله‌های گاز مایع و برخی فرآورده‌های نفتی را می‌توان در کشتی‌های کوچک‌تر حمل کرد و در زنجیره‌ای از انتقال‌های کشتی‌به‌کشتی جابه‌جا کرد. چهار منبع آگاه در حوزه امنیت دریایی به رویترز گفته‌اند که محموله‌های ایران در میان انتقال‌های کشتی‌به‌کشتی دیگر تولیدکنندگان منطقه، در آب‌های عمان، منتقل می‌شوند. بر اساس گزارش رویترز، محموله‌ها به مالزی رفته‌اند؛ چین مقصد احتمالی نهایی بسیاری از این محموله‌ها عنوان شده است. در چنین شرایطی، مساله فقط حضور ناوهای جنگی یا توانایی متوقف‌کردن کشتی‌ها نیست. اجرای موثر محاصره به شناسایی مبدأ محموله، هویت واقعی کشتی، مسیر حرکت و ارتباط آن با شبکه‌های حمل‌ونقل تحریمی نیز وابسته است. هرچه زنجیره انتقال پیچیده‌تر شود، فاصله میان «توانایی اعمال محاصره» و «توانایی شناسایی و متوقف‌کردن همه محموله‌های مشمول آن» بیشتر می‌شود.

شکاف میان ادعای انسداد و اجرای آن

فرماندهی مرکزی آمریکا ادعا کرده که در سه ماه پس از برقراری مجدد محاصره در ۱۴ژوئیه، ۱۳۵کشتی را بازگردانده و چهار کشتی تجاری را از کار انداخته است. این ارقام نشان‌دهنده ابعاد اجرای محاصره‌اند؛ اما به‌تنهایی مشخص نمی‌کنند چه سهمی از کل محموله‌های مشمول محدودیت شناسایی یا متوقف شده‌اند. یک مقام نظامی آمریکا به رویترز گفته که عبور یک کشتی لزوما به معنای دورزدن محاصره نیست: هر کشتی به‌صورت جداگانه ارزیابی می‌شود، برخی کشتی‌ها ممکن است به دلایل انسانی اجازه عبور بگیرند و در مواردی نیز نیروهای آمریکایی به ملاحظات عملیاتی بسنده کرده و کشتی را زیر نظر می‌گیرند. از سوی دیگر، قرار داشتن یک کشتی در فهرست تحریم‌های آمریکا، به‌خودی‌خود به معنای آن نیست که همان کشتی در هر شرایطی باید متوقف شود. این توضیح مهم است؛ زیرا عبور ثبت‌شده یک کشتی را نمی‌توان خودکار معادل شکست عملیات محاصره دانست.

با این‌حال، همین توضیح نشان می‌دهد که اجرای محاصره در عمل، فرآیندی مبتنی بر ارزیابی و اولویت‌بندی است، نه دیواری که هر کشتی یا محموله‌ای را بدون استثنا متوقف کند. سخنگوی وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز درباره داده‌های ردیابی کشتی‌ها هشدار داده که این داده‌ها باید با احتیاط بررسی شوند؛ زیرا کشتی‌ها ممکن است موقعیت خود را جعل کنند یا با هویت‌های نادرست فعالیت کنند. این تردید از نظر روش‌شناختی معتبر است: داده‌های ردیابی به‌تنهایی همیشه مبدأ واقعی محموله یا عبور موفق آن از محاصره را اثبات نمی‌کنند. اما اگر جعل موقعیت و هویت، تشخیص مسیر واقعی کشتی‌ها را دشوار می‌کند، این مساله خود یکی از محدودیت‌های اجرایی محاصره نیز هست. در نتیجه، دو گزاره می‌توانند همزمان درست باشند: محاصره آمریکا صادرات نفت خام ایران را محدود کرده است و در عین حال، نتوانسته تمام مسیرهای حمل برخی فرآورده‌های نفتی را ببندد.

فشار بر تهران، هزینه‌ برای واشنگتن

توقف صادرات نفت خام فشار بر درآمدهای ارزی تهران را افزایش می‌دهد؛ درآمدی که محموله‌های محدود گاز مایع و سوخت جت فقط می‌توانند بخشی از آن را جبران کنند. بااین‌حال، حتی جریان‌های کوچک نیز در شرایط محدودیت شدید می‌توانند ارزش اقتصادی داشته باشند. از طرف دیگر آمریکا می‌خواهد درآمدهای صادراتی ایران را محدود و اعتبار بازدارندگی محاصره را حفظ کند. از این منظر، اعلام بازگرداندن ده‌ها کشتی و اعمال تحریم‌های تازه، پیام اجرای مستمر سیاست را منتقل می‌کند. خریداران آسیایی و واسطه‌ها میان سود احتمالی خرید محصولات ارزان‌تر و خطر تحریم یا توقیف محموله قرار دارند. انتقال کشتی‌به‌کشتی و استفاده از مراکز واسطه‌ای می‌تواند زنجیره حمل‌ونقل را پیچیده‌تر کند، اما ریسک را از بین نمی‌برد. افزایش انتقال‌های کشتی‌به‌کشتی در آب‌های عمان، محیط شناسایی محموله‌های مشکوک را پیچیده‌تر می‌کند. این وضعیت الزاما به معنای مشارکت این تولیدکنندگان در دورزدن تحریم‌ها نیست، بلکه نشان می‌دهد تراکم فعالیت‌های قانونی و غیرقانونی احتمالی می‌تواند تشخیص موردبه‌مورد را دشوارتر کند.

چهار مسیر پیش رو

این سناریوها پیش‌بینی قطعی نیستند، بلکه مسیرهایی‌اند که بر اساس داده‌های فعلی می‌توان برای ادامه وضعیت در نظر گرفت.

۱. تداوم انتقال محموله‌ها: اگر ایران به ارسال محموله‌ها ادامه دهد و آمریکا نیز کشتی‌های بیشتری را شناسایی، بازگرداند یا زیر نظر بگیرد، صادرات فرآورده‌ها ممکن است در سطحی محدود باقی بماند. در این حالت، محاصره همچنان اثر اصلی خود را بر نفت خام حفظ می‌کند، اما نمی‌توان از انسداد کامل همه صادرات انرژی سخن گفت.

۲. افزایش ریسک‌پذیری ایران: کارشناسان بر این باورند که وخیم‌ترشدن شرایط اقتصادی می‌تواند تهران را به پذیرش ریسک بیشتر برای صادرات فرآورده‌ها سوق دهد. اگر این اتفاق بیفتد، تعداد یا تنوع محموله‌ها افزایش می‌یابد. بااین‌حال، افزایش ریسک‌پذیری به‌خودی‌خود به معنای افزایش موفقیت نیست؛ نتیجه به ظرفیت حمل، هزینه واسطه‌گری و احتمال توقیف بستگی دارد.

۳. سخت‌گیری بیشتر بر شبکه حمل‌ونقل: واشنگتن ممکن است به‌جای تمرکز صرف بر کشتی‌های حامل، فشار بر مالکان، شرکت‌های مدیریت ناوگان، واسطه‌ها و خریداران را افزایش دهد. چنین اقدامی می‌تواند مسیرهای فعلی را پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر کند و از تعداد محموله‌ها بکاهد.

۴. گسترش فشار دیپلماتیک بر خریداران: اگر محموله‌های بیشتری شناسایی شوند، احتمال افزایش فشار بر کشورهای مقصد و واسطه‌ها مطرح می‌شود. بااین‌حال، تحریم ثانویه خریداران هزینه سیاسی و اقتصادی بیشتری دارد و اجرای آن به محاسبات واشنگتن و واکنش چین و کشورهای منطقه وابسته خواهد بود. این مسیر ممکن است دامنه محدودیت‌ها را گسترش دهد، اما لزوما بدون هزینه ‌برای روابط خارجی آمریکا نخواهد بود.

عدم‌تقارن داده‌ها

گزارش محموله‌های گاز مایع و سوخت جت نه شکست کامل محاصره آمریکا را ثابت می‌کند و نه اجازه می‌دهد آن را انسدادی بی‌نقص بدانیم. داده‌های موجود از یک عدم‌تقارن روشن حکایت دارند: صادرات نفت خام ایران محدود شده، اما برخی فرآورده‌ها همچنان از مسیرهای پیچیده دریایی عبور کرده‌اند. این جریان‌ها فعلا جایگزین نفت خام نیستند؛ ولی نشان می‌دهند که فشار بر مسیر اصلی با حذف همه راه‌های فرعی یکسان نیست.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن