تجربه ماههای اخیر از تابآوری بالای صنعت انرژی ایران حکایت دارد
حمله اسرائیل به پتروشیمی کارون
حمید ملازاده: درحالیکه طی ماههای گذشته تاسیسات نفت، گاز و انرژی ایران بارها هدف حملات اسرائیل قرار گرفته بودند، حمله روز دوشنبه هشتم ژوئن به مجتمع پتروشیمی کارون در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، حکایت از گسترش دامنه جنگ و هدف قراردادن صنایع پاییندستی کشور دارد. برخلاف حملات اولیه که عمدتا بر واحدهای یوتیلیتی، مخازن سوخت، پالایشگاهها و زیرساختهای انتقال انرژی متمرکز بود، حمله به پتروشیمی کارون نشان میدهد دامنه اهداف اکنون به بخشهایی گسترش یافته که نقش کلیدی در تبدیل مواد خام به محصولات صنعتی با ارزش افزوده بالا دارند.
این تغییر رویکرد از منظر اقتصادی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا صنعت پتروشیمی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین منابع ارزآوری کشور تبدیل شده و بخش قابلتوجهی از صادرات غیرنفتی ایران را به خود اختصاص داده است. علاوه بر این، بسیاری از صنایع داخلی از خودروسازی و لوازم خانگی گرفته تا ساختمان، کفش، مبلمان و صنایع بستهبندی به محصولات تولیدی این زنجیره وابسته هستند. از همین رو، هرگونه اختلال در فعالیت مجتمعهای راهبردی پتروشیمی تنها به کاهش تولید یک محصول محدود نمیشود، بلکه میتواند اثرات آن در دهها صنعت دیگر و حتی بازار مصرف کشور نمایان شود. به همین دلیل، حمله به پتروشیمی کارون از نگاه بسیاری از کارشناسان صرفا یک اقدام نظامی علیه یک مجتمع صنعتی نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد فشار اقتصادی از طریق هدف قرار دادن حلقههای حساس زنجیره تولید و ارزشآفرینی در اقتصاد ایران محسوب میشود.
« ایرنا» اعلام کرد چندین هدف در مجتمع پتروشیمی ماهشهر مورد حمله قرار گرفته است. هرچند جزئیات رسمی این عملیات منتشر نشد، اما گزارشهای اولیه از آسیب دیدن بخشی از تاسیسات پتروشیمی کارون حکایت دارد؛ مجتمعی که از منظر صنعتی و راهبردی یکی از مهمترین حلقههای زنجیره پتروشیمی ایران محسوب میشود. اهمیت این حمله بیش از آنکه به حجم تولید کارون مربوط باشد، به جایگاه منحصربهفرد محصولات آن در اقتصاد صنعتی ایران بازمیگردد.
این حمله در شرایطی رخ میدهد که صنعت پتروشیمی ایران طی ماههای اخیر تحت فشار حملات اسرائیل قرار گرفته است. در چهارم و ششم آوریل، چندین مجتمع پتروشیمی در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر و همچنین تاسیسات انرژی در عسلویه هدف حملات قرار گرفتند. پیش از آن نیز برخی زیرساختهای نفتی و انرژی در لاوان، تاسیسات ذخیرهسازی سوخت در تهران و بخشهایی از زنجیره انرژی جنوب کشور آسیب دیده بودند.
هدفگیری زیرساختهای انرژی
مجموع این حملات نشان میدهد هدفگیری زیرساختهای انرژی ایران از میادین نفت و گاز فراتر رفته و اکنون بخشهای پتروشیمی و صنایع تکمیلی را نیز دربرگرفته است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که صنعت پتروشیمی یکی از اصلیترین منابع ارزآوری غیرنفتی ایران محسوب میشود و نقش کلیدی در تامین خوراک صدها واحد صنعتی داخلی ایفا میکند. در این میان، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و مجموعههای پتروشیمی مستقر در عسلویه و ماهشهر جایگاهی فراتر از یک قطب صنعتی دارند. بخش عمده ظرفیت تولید گاز، مایعات گازی، متانول، الفینها، آروماتیکها و محصولات پتروشیمی کشور در این مناطق متمرکز شده است. عسلویه که بر پایه میدان گازی مشترک پارس جنوبی شکل گرفته، بزرگترین مرکز تولید گاز و خوراک پتروشیمی ایران به شمار میرود و دهها مجتمع بزرگ پتروشیمی در آن فعالیت میکنند.
در کنار عسلویه، منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر نیز قلب صنایع پاییندستی پتروشیمی کشور محسوب میشود. بسیاری از محصولات واسطهای و تخصصی که در صنایع داخلی مصرف میشوند در این منطقه تولید میشوند و آسیب به هر یک از واحدهای کلیدی آن میتواند اثرات زنجیرهای در بخشهای مختلف اقتصاد ایجاد کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم ایران در میانه جنگ و همزمان با محدودیتهای صادراتی، از اواسط آوریل صادرات بسیاری از محصولات پتروشیمی را متوقف کرده است. در چنین شرایطی، آسیب به ظرفیتهای تولیدی میتواند علاوه بر کاهش درآمدهای صادراتی، تامین نیاز بازار داخلی را نیز با چالش مواجه سازد. با این حال، تجربه ماههای اخیر نشان داده صنعت انرژی ایران در برابر شوکهای عملیاتی از انعطافپذیری قابلتوجهی برخوردار است.
مقامهای ایرانی اعلام کردهاند در بسیاری از موارد تولید از مسیرهای جایگزین ادامه یافته و بخشی از ظرفیتهای آسیبدیده با تغییر مسیر خوراک یا استفاده از واحدهای پشتیبان جبران شده است. نمونه اخیر آن در میدان گازی پارس جنوبی مشاهده شد؛ جایی که بخشی از تولید سکوهای آسیبدیده به پالایشگاههای دیگر منتقل شد تا از افت گسترده تولید جلوگیری شود. اکنون نیز پرسش اصلی بازار این است که میزان خسارت واردشده به پتروشیمی کارون تا چه اندازه بر تولید محصولات راهبردی این مجتمع اثر خواهد گذاشت. اگر آسیبها محدود و قابل ترمیم باشد، احتمالا اثر آن بیشتر روانی و کوتاهمدت خواهد بود. اما در صورت طولانی شدن روند بازسازی، صنایع مصرفکننده ایزوسیاناتها ممکن است با کمبود مواد اولیه و افزایش هزینههای تولید روبهرو شوند.
گسترش دامنه جنگ
آنچه مسلم است این است که حمله به پتروشیمی کارون تنها یک حمله به یک واحد صنعتی نیست، بلکه نشانهای از گسترش دامنه جنگ به حساسترین حلقههای زنجیره ارزش پتروشیمی ایران است. زنجیرهای که از میدانهای گازی پارس جنوبی آغاز میشود، از مجتمعهای پتروشیمی عسلویه و ماهشهر عبور میکند و در نهایت به صدها کارخانه و واحد تولیدی در سراسر کشور میرسد. به همین دلیل پیامدهای این حمله تنها به یک مجتمع محدود نخواهد شد و میتواند بر بخش مهمی از صنایع پاییندستی و صادرات غیرنفتی ایران سایه بیفکند. با این حال، تجربه ماههای اخیر نشان داده که صنعت انرژی ایران در برابر شوکهای عملیاتی از ظرفیت قابلتوجهی برای بازیابی و ادامه فعالیت برخوردار است.
پس از حملات پیشین به تاسیسات انرژی در عسلویه، لاوان، تهران و ماهشهر نیز بخشی از تولید در مدت زمان نسبتا کوتاهی از مسیرهای جایگزین از سر گرفته شد و روند فعالیت واحدهای کلیدی ادامه یافت. اکنون نیز سرنوشت تولید در پتروشیمی کارون تا حد زیادی به سرعت ارزیابی خسارتها، تامین تجهیزات مورد نیاز و توانایی بازگرداندن واحدهای آسیبدیده به مدار تولید وابسته خواهد بود. با این حال، فراتر از خسارتهای مستقیم، حمله اخیر حامل یک پیام روشن برای بازارهای انرژی و صنایع پتروشیمی منطقه است؛ اینکه رقابت و تقابل در خاورمیانه دیگر تنها بر سر میادین نفتی و صادرات نفت خام نیست، بلکه به حوزه محصولات پتروشیمی، صنایع تکمیلی و زنجیرههای ارزش افزوده نیز کشیده شده است.
در چنین شرایطی، حفاظت از زیرساختهای پتروشیمی برای ایران صرفا یک ضرورت صنعتی یا اقتصادی نیست، بلکه به بخشی از معادله امنیت انرژی و امنیت اقتصادی کشور تبدیل شده است. از همین رو، حمله به پتروشیمی کارون را میتوان نه فقط یک حادثه در یک مجتمع صنعتی، بلکه یکی از مهمترین فصلهای جنگ زیرساختی علیه صنعت انرژی ایران دانست؛ جنگی که اکنون از چاههای نفت و سکوهای گازی عبور کرده و به قلب صنعت پتروشیمی کشور رسیده است.