ذخایر جهانی نفت به پایینترین سطح در هشتسال اخیر نزدیک شده است
از هرمز تا التهاب بازار سوخت
بر اساس برآوردهای موسسه مالی Morgan Stanley، ذخایر بنزین آمریکا بهسرعت در حال کاهش و ممکن است تا پایان تابستان به حدود ۱۹۸میلیون بشکه برسد؛ سطحی پایینتر از کف بحران ۲۰۲۲. کاهش واردات، تغییر جهت پالایشگاهها به سمت تولید گازوئیل و سوخت جت و تداوم صادرات بالا، سه عاملی هستند که بازار بنزین آمریکا را به تنگنا رساندهاند. نتیجه این وضعیت، جهش شدید قیمتهاست. بهای بنزین که پیش از جنگ حدود ۲.۵دلار در هر گالن بود، اکنون در برخی ایالتها از ۶دلار عبور کرده است. این افزایش نهتنها فشار مستقیمی بر مصرفکنندگان وارد کرده، بلکه نشان میدهد چگونه یک گلوگاه ژئوپلیتیک میتواند به سرعت به بحران داخلی سوخت تبدیل شود. اما این شوک محدود به آمریکا نیست.
شوک سوخت در بریتانیا
در بریتانیا نیز بازار سوخت بهشدت تحت تاثیر نوسانات نفت قرار گرفته است. با آغاز درگیریها، قیمت شاخص جهانی برنت از حدود ۷۳ دلار تا اوج ۱۲۶دلار در هر بشکه جهش کرد و همین افزایش، بهسرعت به پمپبنزینها منتقل شد. طبق برآوردها، هر ۱۰دلار افزایش قیمت نفت، حدود ۷پنس (۹سنت) به قیمت هر لیتر سوخت اضافه میکند. در نتیجه، هزینه سوختگیری برای خانوارها بهطور محسوسی افزایش یافت. پرکردن باک یک خودروی معمولی بنزینی نسبت به قبل از جنگ با ایران حدود ۱۴پوند (معادل تقریبی ۱۷.۵دلار) گرانتر شد و برای خودروهای دیزلی این افزایش به حدود ۲۷پوند (نزدیک به ۳۴دلار) رسید. در بریتانیا، قیمت هر لیتر بنزین پیش از بستهشدن تنگه هرمز حدود یکپوند و ۳۰پنس (معادل تقریبی ۱.۶۲دلار) بود که پس از آغاز جنگ به حدود یکپوند و ۶۰پنس (حدود ۲دلار) افزایش یافت. همچنین قیمت هر لیتر گازوئیل از حدود ۱ پوند و ۴۰ پنس (معادل تقریبی ۱.۷۵ دلار) به یک پوند و ۹۰ پنس(حدود ۲.۳۸ دلار) رسید.
با وجود کاهش نسبی قیمتها در اواسط آوریل، روند نزولی چندان پایدار نبود. این در حالی است که بازار همچنان نسبت به تحولات هرمز حساس باقیمانده و هرگونه تشدید بحران میتواند موج جدیدی از افزایش قیمتها را رقم بزند. گروه خودرویی RAC بریتانیا هشدار داده که در صورت تداوم بحران، روند افزایشی قیمتها ادامه خواهد یافت. به گفته تحلیلگران، تاخیر طبیعی در انتقال قیمتهای جهانی به بازار خردهفروشی (که معمولا حدود دو هفته طول میکشد) به این معناست که اثر کامل شوک نفتی هنوز بهطور کامل در قیمتهای پمپبنزین منعکس نشده است.
ذخایر جهانی نفت
در سطح کلانتر، تصویر حتی نگرانکنندهتر است. موسسه مالی Goldman Sachs اعلام کرده که ذخایر جهانی نفت به پایینترین سطح در هشت سال اخیر نزدیک شده و سرعت کاهش آن در حال افزایش است. همزمان، کاهش ذخایر فرآوردههای پالایششده نشان میدهد که بازار با کاهش «حاشیه ایمنی» مواجه است؛ عاملی که میتواند هر شوک جدیدی را به بحران تبدیل کند. در همین حال، هشدارها درباره کمبود فیزیکی نفت نیز در حال افزایش است. Mike Wirth، مدیرعامل شرکت نفت Chevron، تاکید کرده ورود بازار به فاز «کمبود فیزیکی» نیز در حال افزایش و نشانههای کمبود واقعی نفت در حال ظهور است. به گفته او، این کمبود ابتدا اقتصادهای آسیایی را که وابستگی بیشتری به نفت خاورمیانه دارند، تحت تاثیر قرار میدهد و سپس به اروپا سرایت خواهد کرد.
برآوردها نشان میدهد جنگ جاری بیش از ۱۳میلیون بشکه در روز از تولید نفت خاورمیانه را مختل کرده و مجموع کاهش صادرات نفت و فرآوردهها به حدود ۲۰میلیون بشکه در روز رسیده است. این ارقام، نشاندهنده یکی از بزرگترین شوکهای عرضه در تاریخ معاصر بازار انرژی است. در چنین شرایطی، بازار جهانی نفت وارد مرحلهای شده که در آن دیگر صرفا با نوسانات قیمتی مواجه نیست، بلکه با محدودیت واقعی عرضه دستوپنجه نرم میکند. از آمریکا تا بریتانیا، از آسیا تا اروپا، اثرات این بحران بهطور همزمان در حال ظهور است. آنچه این بحران را متمایز میکند، پیوند مستقیم میان یک گلوگاه ژئوپلیتیک و زندگی روزمره مصرفکنندگان است. تنگه هرمز اکنون نهفقط یک مسیر عبور نفت، بلکه یک «نقطه فشار» برای اقتصاد جهانی است؛ جایی که هر اختلال، از بازارهای مالی تا باک خودروها، بازتاب پیدا میکند. با این حال، بحران به مراتب عمیقتر از بازار سوخت آمریکا است. بر اساس برآورد این بانک، سطح ذخایر جهانی اکنون معادل حدود ۱۰۱روز تقاضاست و ممکن است در کوتاهمدت به زیر ۱۰۰روز کاهش یابد. این کاهش، بهویژه در بخش فرآوردههای پالایششده محسوستر است؛ جایی که ذخایر از حدود ۵۰روز تقاضا پیش از جنگ، به حدود ۴۵روز کاهش یافتهاند.
بازار جهانی نفت همزمان با چند شوک عرضه مواجه است. حملات به نفتکشها، آتشسوزی در تاسیسات انرژی و اختلال در مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز، همگی به کاهش عرضه دامن زدهاند. در واکنش به این وضعیت، کشورها بهدنبال منابع جایگزین رفتهاند. از افزایش واردات نفت روسیه توسط برخی کشورها گرفته تا رشد صادرات نفت آمریکا، همگی نشانههایی از بازآرایی سریع جریانهای تجاری انرژی هستند. با این حال، این جابهجاییها نمیتوانند بهسرعت جایگزین ظرفیت از دسترفته هرمز شوند؛ بهویژه آنکه زیرساختها، قراردادها و مسیرهای لجستیک برای چنین تغییراتی زمانبر هستند.
در سطح قیمتی نیز بازار بهوضوح در حال بازتنظیم است. افزایش قیمت نفت در واکنش به حملات اخیر در هرمز نشان میدهد که ریسک ژئوپلیتیک همچنان عامل غالب در تعیین قیمتهاست. اما نکته مهمتر این است که بازار دیگر تنها به «رویدادها» واکنش نشان نمیدهد، بلکه به «روندها» حساس شده؛ روندی که نشان میدهد عرضه در حال محدودتر شدن و ذخایر در حال کاهش است. در چنین فضایی، سناریوهای پیشرو بهشدت به تحولات ژئوپلیتیک گره خوردهاند. اگر تنشها در هرمز ادامه یابد، احتمال افزایش بیشتر قیمتها و کاهش عمیقتر ذخایر وجود دارد. در مقابل، هرگونه کاهش تنش یا بازگشایی مسیرهای کشتیرانی میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد. با این حال، حتی در سناریوی بهبود، بازگشت به سطح پیش از بحران زمانبر خواهد بود.
آنچه این بحران را از شوکهای قبلی متمایز میکند، همزمانی چند عامل کلیدی است: اختلال در یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان، کاهش سریع ذخایر، تغییر رفتار پالایشگاهها و افزایش رقابت برای دسترسی به منابع محدود. این ترکیب، بازاری را شکل داده که در آن عدمقطعیت به عنصر اصلی تبدیل شده است. در نهایت، پیام اصلی این تحولات روشن است: تنگه هرمز دیگر فقط یک مسیر ترانزیت نیست، بلکه به یک «نقطه حیاتی» در سیستم انرژی جهانی تبدیل شده است. از باک خودروهای آمریکایی تا رشد اقتصادی آسیا، اثرات این بحران در حال گسترش است. اگر روند کنونی ادامه یابد، بازار انرژی ممکن است وارد دورهای شود که در آن کمبود، نه یک احتمال، بلکه یک واقعیت روزمره خواهد بود.