گاز اروپا در شوک قیمتی

بر اساس معاملات روز جمعه ۳۰ ژانویه، قراردادهای آتی گاز طبیعی هلند(TTF) به‌عنوان شاخص مرجع بازار اروپا، در آستانه رشد ماهانه ۳۸‌درصدی قرارگرفتند؛ جهشی که از زمان شوک عرضه در سال‌۲۰۲۳ بی‌سابقه بوده‌است. قیمت گاز TTF صبح جمعه در بازار آمستردام با افزایش روزانه ۱.۳‌درصدی به حدود ۴۶ دلار به ازای هر‌ مگاوات‌ساعت رسید؛ این در حالی است که در ابتدای ژانویه، همین شاخص در محدوده ۳۴ دلار معامله می‌شد. به بیان ساده، بازار گاز اروپا تنها در یک ماه، بخش قابل‌توجهی از آرامش نسبی خود را از دست داده‌است. عامل نخست این جهش، سرمایی است که برخلاف پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه، زمستان اروپا را رها نکرد. موج‌های مداوم سرما در ژانویه، مصرف گاز در بخش خانگی و تولید برق را به‌طور محسوسی افزایش داده و همزمان، ذخایر گازی قاره‌سبز را با سرعتی نگران‌کننده تخلیه کرده‌است. آمار‌ها نشان می‌دهد نرخ برداشت از مخازن ذخیره گاز اروپا به سریع‌ترین سطح خود طی پنج سال‌اخیر رسیده‌است؛ موضوعی که بازار را به‌شدت نسبت به ادامه زمستان و تداوم دماهای پایین حساس کرده‌است. اروپا که پس از بحران اوکراین تلاش کرده‌بود با پر‌کردن انبارها، خود را در‌برابر شوک‌های فصلی ایمن کند، حالا می‌بیند که این سپر دفاعی با سرعتی بیشتر از انتظار در حال فرسایش است.

تنها بازیگر صحنه

اما سرما تنها بازیگر این صحنه نیست. در آن‌سوی اقیانوس اطلس، موج سرمای شدید در ایالات‌متحده نیز به‌طور غیرمستقیم بازار اروپا را تحت‌فشار قرار داده‌است. یخبندان گسترده در آمریکا، به‌ویژه در مناطق تولیدکننده گاز، به‌طور موقت جریان خوراک ورودی به برخی پایانه‌های صادرات LNG این کشور را کاهش داد. هرچند این اختلال کوتاه‌مدت بود، اما برای بازاری که به‌شدت به واردات LNG وابسته است، همین نشانه کافی بود تا معامله‌گران را به سمت خریدهای هیجانی سوق دهد. اروپا امروز بیش از هر زمان دیگری به LNG آمریکا چشم‌دوخته و هر اختلال(حتی جزئی) در این زنجیره، بلافاصله در قیمت‌ها منعکس می‌شود. در چنین فضایی، رفتار بازیگران مالی نیز به آتش بازار دمیده است. به گفته وارن پترسون، رئیس استراتژی کالا در بانک ING، سفته‌بازان و مدیران صندوق‌ها در هفته منتهی به ۲۰ ژانویه، به شکلی تهاجمی موقعیت خود را تغییر داده‌اند؛ به‌طوری که بازار از وضعیت «فروش خالص» به «خرید خالص» تغییر موضع داده‌است. این چرخش ناگهانی، نشان می‌دهد؛ بازار نه‌تنها از نظر بنیادین، بلکه از منظر روانی نیز وارد فاز‌صعودی شده‌است؛ فازی که می‌تواند نوسانات را تشدید کند، با این‌حال آنچه در روزهای پایانی ماه بیش از همه به بازار گاز اروپا شوک وارد کرد، بازگشت پررنگ ریسک‌های ژئوپلیتیک بود.

تشدید تنش‌ها در خاورمیانه

تشدید تنش‌ها میان واشنگتن و تهران، به‌سرعت در قیمت گاز و LNG منعکس شد. تنها در روز پنج‌شنبه ۲۹ ژانویه، قیمت گاز TTF حدود ۴‌درصد جهش کرد؛ رشدی که تحلیلگران آن را مستقیما به نگرانی از اختلال در عرضه LNG مرتبط می‌دانند، به‌ویژه آنکه بخش مهمی از صادرات گاز مایع جهان، از گلوگاهی عبور می‌کند که به‌شدت در معرض تنش‌های ژئوپلیتیک قرار دارد: تنگه‌هرمز. تحلیلگران ING هشدار داده‌اند که تشدید تنش میان آمریکا و ایران، «بخش قابل‌توجهی از عرضه LNG جهان را در معرض ریسک قرار می‌دهد.» 

قطر، به‌عنوان دومین صادرکننده بزرگ LNG جهان، بخش عمده صادرات خود را از طریق تنگه‌هرمز انجام می‌دهد. این کشور در سال‌۲۰۲۵ حدود ۱۹‌درصد از صادرات جهانی LNG را به خود اختصاص داده‌است. هرگونه اختلال(حتی محدود یا موقت) در این مسیر حیاتی، می‌تواند بازار جهانی گاز را با شوکی آنی مواجه کند. برای اروپا که پس از قطع بخش بزرگی از گاز روسیه، بیش از پیش به LNG قطر وابسته‌شده، این ریسک معنایی فراتر از یک تهدید نظری دارد. واقعیت این است که اروپا هنوز نتوانسته جایگزینی پایدار و کم‌ریسک برای گاز روسیه پیدا کند و اگرچه واردات LNG افزایش‌یافته و زیرساخت‌های جدیدی در آلمان، هلند و سایر کشورها راه‌اندازی‌شده، اما این مدل جدید تامین انرژی، اروپا را به تحولات جهانی و بحران‌های ژئوپلیتیک حساس‌تر کرده‌است. برخلاف خطوط لوله بلندمدت، بازار LNG به‌شدت سیال، رقابتی و ناپایدار است؛ بازاری که در آن، اروپا باید با آسیا و سایر مصرف‌کنندگان بزرگ برای جذب محموله‌ها رقابت کند و هر شوک سیاسی یا اقلیمی می‌تواند قواعد بازی را تغییر دهد. در این میان، افزایش قیمت گاز تنها یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای دارد. رشد قیمت گاز به‌طور مستقیم به افزایش هزینه‌برق و گرمایش منجر می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند ‌بار دیگر فشار تورمی را به اقتصادهای اروپایی بازگرداند. دولت‌هایی که هنوز از تبعات بحران انرژی گذشته رهایی نیافته‌اند، اکنون با این پرسش مواجهند که آیا ابزارهای حمایتی و یارانه‌ای کافی برای عبور از یک زمستان پرهزینه دیگر را در اختیار دارند یا نه. تجربه سال‌های اخیر نشان‌داده که هر جهش در قیمت انرژی، به نارضایتی اجتماعی و چالش‌های سیاسی دامن می‌زند.

تغییر شکل بحران

از منظر راهبردی، آنچه امروز در بازار گاز اروپا رخ می‌دهد، یک هشدار جدی است؛ بحران انرژی به پایان نرسیده، بلکه تنها شکل آن تغییر کرده‌است. اروپا اگرچه وابستگی خود به روسیه را کاهش داده، اما در عوض، خود را در معرض مجموعه‌ای از ریسک‌های جدید قرار داده‌است؛ از تغییرات اقلیمی و سرمای غیرقابل‌پیش‌بینی گرفته تا تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه و نوسانات بازار جهانی LNG. 

زمستان امسال نشان‌داد که حتی بدون وقوع یک بحران بزرگ، ترکیب چند شوک کوچک می‌تواند بازار را به‌سرعت ملتهب کند. در نهایت، جهش اخیر قیمت گاز را باید نتیجه تلاقی سه عامل دانست: سرمای شدید، کاهش سریع ذخایر و بازگشت سیاست به قلب بازار انرژی. تنش میان ایران و آمریکا، حتی اگر به درگیری مستقیم منجر نشود، به‌دلیل جایگاه ژئوپلیتیک تنگه‌هرمز، وزنی فراتر از حد معمول در بازار گاز و LNG دارد. اروپا، بیش از هر زمان دیگری، بهای این نااطمینانی را در قبوض انرژی و نوسانات بازار می‌پردازد؛ بهایی که نشان می‌دهد امنیت انرژی، هنوز هم پاشنه آشیل اقتصاد این قاره است.