حکمرانی آنتروپیک در دنیای فناوری
دنیای اقتصاد: دفترچه عرضه اولیه سهام آنتروپیک از چند جهت سندی کمنظیر است. کمتر پیش میآید شرکتی همزمان از رشد ۱۳۰۰درصدی فروش و حاشیه سود ناخالص ۸۵درصدی برخوردار باشد و در عین حال، ۹۳صفحه از مدارک عرضه اولیه خود را به تشریح ریسکها اختصاص دهد؛ ریسکهایی که یکی از آنها هشدار میدهد مدلهای هوش مصنوعی این شرکت ممکن است برای کاربران خود تهدید به اخاذی کنند. اتفاقات جالبتری هم در این سند دیده میشود. برای مثال، کمتر استارتآپی را میتوان پیدا کرد که با وجود ثبت تنها ۱۶میلیارد دلار فروش در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، نزدیک به یک تریلیون دلار تعهدات آتی برای تامین تجهیزات و اجاره زیرساختها داشته باشد.
برای طرفهای تجاری آنتروپیک، این شرکت هم مشتری بزرگی در زمان حال و آینده است و هم منبع ریسکی قابلتوجه. آنتروپیک چکهای بزرگی صادر میکند و اگر اوضاع مطابق برنامه پیش نرود، ممکن است برخی از این چکها نقد نشوند.
در چنین شرایطی، زنجیرهای از اتفاقات دومینووار آغاز خواهد شد. دفترچه عرضه اولیه آنتروپیک از قراردادهای زیرساخت محاسباتی هوش مصنوعی با مایکروسافت، آلفابت، آمازون، اسپیسایکس، ایامدی و برودکام، در کنار دو شرکت ابری کوچکتر به نامهای اِناسکیل و لمبدا، پرده برمیدارد. در میان این شرکتها، آلفابت پیچیدهترین رابطه را با آنتروپیک دارد؛ نام این شرکت ۱۰۹ بار در دفترچه عرضه اولیه ذکر شده است.
آلفابت هم توزیعکننده محصولات آنتروپیک است، هم رقیب مستقیم آن و هم پس از عرضه اولیه، به لطف چندین دور سرمایهگذاری، بیش از ۵درصد از سهام این شرکت را در اختیار خواهد داشت. در عین حال، آلفابت یکی از تامینکنندگان اصلی زیرساخت آنتروپیک نیز محسوب میشود.
علاوه بر قرارداد ۱۱۵میلیارد دلاری گوگل کلاد، توافق دیگری به ارزش ۱۲۵ تا ۱۵۰میلیارد دلار برای تامین تراشههای پردازش تنسور (TPU) گوگل در دست بررسی است که هنوز نهایی نشده است. از سوی دیگر، برودکام، شرکتی که تراشههای موردنظر را با همکاری گوگل طراحی میکند، برای اجاره تراشههای TPU مبلغ ۱۶۱میلیارد دلار از آنتروپیک دریافت خواهد کرد.
نام آمازون ۱۶۶ بار در این دفترچه آمده است. این شرکت نیز مانند آلفابت، هم توزیعکننده محصولات آنتروپیک است، هم رقیب آن، هم پس از عرضه اولیه بیش از ۵درصد از سهام شرکت را در اختیار خواهد داشت و هم تامینکننده زیرساختهای آن است. دو شرکت قراردادی ۱۱۰میلیارد دلاری برای خدمات ابری دارند.
رابطه اسپیسایکس با آنتروپیک سادهتر است. ارزش قراردادهای میان دو شرکت به ۱۲۰میلیارد دلار میرسد؛ هرچند هر یک از طرفین از سهماهه نخست سال ۲۰۲۷ این اختیار را دارند که از توافق خارج شوند.
در مقایسه با این قراردادها، توافق آنتروپیک با سرویس ابری مایکروسافت آزور، با ارزش ۴۵میلیارد دلار، کوچکتر به نظر میرسد. قراردادهای این شرکت با اِناسکیل (Nscale) و لمبدا نیز تقریبا در همین محدوده قرار دارند.
آنتروپیک همچنین انتظار دارد ۲۰میلیارد دلار برای خرید یا اجاره سرورهای هوش مصنوعی هلیوس شرکت ایامدی هزینه کند. در این میان، تجهیزات انویدیا نیز زیربنای بخش بزرگی از این تعهدات را تشکیل میدهند. اگر آنتروپیک نتواند به هر یک از این قراردادها پایبند بماند، سهام شرکتهای طرف قرارداد ممکن است با سقوط شدیدی مواجه شود.
تعهدات آنتروپیک و تعهدات مشابه رقیب اصلی آن، اوپنایآی، از عوامل اصلی هزینهکرد صدهامیلیارد دلاری شرکتهای طرف قرارداد برای ساخت مراکز داده هوش مصنوعی به شمار میروند. سه شرکت از این مجموعه، یعنی مایکروسافت، آلفابت و آمازون، هفته گذشته گزارش مالی خود را منتشر کردند؛ گزارشهایی که در آنها هزینهکرد و درآمد بخش خدمات ابری در کانون توجه قرار داشت.
مایکروسافت روز چهارشنبه گزارش مالی سهماهه نخست سال مالی خود را منتشر کرد. این گزارش بار دیگر نشان داد که سرمایهگذاریهای گسترده و بلندمدت این شرکت در حوزه هوش مصنوعی در حال نتیجه دادن است.
فروش بخش خدمات ابری آزور نسبت به سال گذشته ۴۸درصد افزایش یافت و از پیشبینی میانگین تحلیلگران والاستریت فراتر رفت. با وجود رشد سریع هزینههای استهلاک، حاشیه سود عملیاتی بخشی که آزور را در برمیگیرد، در سطح ۵۳درصد باقی ماند. برای نشان دادن میزان اهمیت آنتروپیک و اوپنایآی برای غولهای خدمات ابری، کافی است بدانیم ۳۰درصد از فروش آزور و ۱۱درصد از کل درآمد مایکروسافت از طریق اوپنایآی تامین شده است.
مایکروسافت همچنین مالک ۲۴درصد از سهام اوپنایآی است. نکته مهم دیگر اینکه این شرکت، برخلاف دو شرکت ابری دیگری که در همان هفته گزارش مالی منتشر کردند و همچنین متا که هفته قبل گزارش داده بود، همچنان توانسته است هزینههای سرمایهای خود را از محل جریان نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی تامین کند.
با این حال، حتی مایکروسافت هم تحت فشار قرار گرفته است. این شرکت روز پنجشنبه ۲۵میلیارد دلار اوراق قرضه منتشر کرد؛ نخستین انتشار اوراق بدهی آن از سال ۲۰۱۷ تاکنون. سهام مایکروسافت در همان روز ۰.۲درصد افت کرد.
آلفابت نیز همزمان با مایکروسافت، گزارش مالی سهماهه سوم خود را منتشر کرد. بخش گوگل کلاد در شرایط بسیار مطلوبی قرار دارد و درآمد حاصل از خدمات ابری و سختافزارهای TPU با سرعت زیادی در حال افزایش است. فروش این بخش نسبت به سال گذشته دو برابر شد و حاشیه سود عملیاتی آن از ۲۴درصد به ۳۶درصد رسید. این ارقام بهمراتب بهتر از انتظارات والاستریت بودند و عملکرد گوگل کلاد را نمیتوان چیزی جز درخشان توصیف کرد.
اما کسبوکار اصلی تبلیغاتی آلفابت، شامل موتور جستوجوی گوگل و یوتیوب، عملکرد ضعیفتری داشت و نتوانست به پیشبینیها درباره درآمد و سود عملیاتی برسد. در مجموع، با وجود درخشش گوگل کلاد، سایر بخشهای شرکت عملکرد چندان مطلوبی در سهماهه سوم نداشتند.
از سوی دیگر، هزینههای سرمایهای آلفابت همچنان بهصورت فصلی افزایش پیدا میکند. این هزینهها تمام رکورد جریان نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی شرکت در سهماهه منتهی به سپتامبر را از بین بردند و آلفابت برای دومین فصل متوالی جریان نقدی آزاد منفی ثبت کرد. در نتیجه، این شرکت برای سومین فصل متوالی هیچ برنامهای برای بازخرید سهام اجرا نکرد. سهام آلفابت نیز روز بعد ۱۳درصد سقوط کرد.
آمازون بعدازظهر پنجشنبه گذشته گزارش مالی سهماهه سوم خود را منتشر کرد؛ گزارشی که شباهت زیادی به اتفاقات ۲۴ساعت قبل در آلفابت داشت. بخش خدمات ابری این شرکت، یعنی آمازون وب سرویس (AWS)، سهماهه بسیار موفقی را پشت سر گذاشت و بهراحتی از پیشبینیهای خوشبینانه والاستریت درباره درآمد و حاشیه سود عملیاتی فراتر رفت.
با این حال، بخش خردهفروشی آمازون عملکرد ضعیفتری داشت و مجموع درآمد آن اندکی کمتر از پیشبینیها بود. پیشبینی شرکت برای سهماهه آینده نیز ناامیدکننده ظاهر شد. اما بزرگترین شوک گزارش مالی، رقم ۷۷میلیارد دلاری هزینههای سرمایهای در این فصل بود. آمازون همچنین با خروج ۳۵میلیارد دلار جریان نقدی آزاد مواجه شد که مجموع این رقم را از ابتدای سال جاری تاکنون به ۶۲میلیارد دلار رساند.
این شرکت پیشبینی خود از هزینههای سرمایهای سال ۲۰۲۶ را بدون تغییر و در سطح ۲۲۰میلیارد دلار حفظ کرد؛ رقمی که نشان میدهد هزینههای سرمایهای آمازون در سهماهه چهارم احتمالا به حدود ۴۵میلیارد دلار خواهد رسید؛ سطحی که در مقایسه با سهماهه قبل نسبتا متعادلتر است. این موضوع میتواند به ثبت جریان نقدی آزاد مثبت، دستکم در فصل خریدهای تعطیلات پایان سال، منجر شود.
تا زمانی که غولهای فناوری چنین پیوند عمیقی با آنتروپیک و اوپنایآی داشته باشند، سرنوشت خود را تا حد زیادی به این دو استارتآپ گره زدهاند. در این معادله، دیگر شرکتهای بزرگ فناوری نیستند که مسیر استارتآپها را تعیین میکنند؛ بلکه این استارتآپها هستند که غولهای فناوری را با خود به حرکت درمیآورند.