کارنامه سئوی ایران در ۱۴۰۴
بهرغم سه دوره قطعی اینترنت، حوزه سئو با افزایش بودجه روبهرو بوده است
دنیای اقتصاد- حامد اناری : تاریخ در یک سال گذشته کش آمد و دو جنگ به کشور تحمیل شد. اینترنت در سه مقطع قطع بود و محدودیت و اختلالات بسیاری داشت. در این دوره فعالیتهای اقتصادی در طیف وسیعی با چالشهای مختلفی روبهرو شد و فعالیتهای مبتنی بر اینترنت بخشی از آن بود. آن دسته از کسبوکارهایی که برای کسب درآمد و تنفس احتیاج به اینترنت دارند، به دیدهشدن در اینترنت، جذب مخاطب و تبدیل بازدیدکننده به مشتری وابستهاند. سئو یکی از حوزههایی است که اختلال در دسترسی به اینترنت میتواند هم شیوه اجرای کار و هم نتیجه آن را تحتتاثیر قرار دهد.
پنجمین گزارش جامع سئو در ایران، منتشرشده از سوی تریبون، تصویری از تجربه متخصصان این حوزه در سال ۱۴۰۴ ارائه میکند. بر اساس این گزارش، ۹۳درصد پاسخدهندگان گفتهاند قطعی اینترنت بر نتایج فعالیتهای سئویی آنها اثر گذاشته است. ۹۴درصد نیز تاثیر جنگ و شرایط ناپایدار کشور بر نتایج کار خود را تایید کردهاند. در کنار این ارقام، ۵۱درصد متخصصان گفتهاند که در دوره جنگ و اختلال اینترنت، شغل دوم یا فعالیت جایگزین داشتهاند. باید توجه داشت که در صورت بروز اختلال تازه، وضعیت معیشت فعالان این حوزه با چالش جدی روبهرو خواهد شد.
برای فهم این دادهها، باید به وابستگی سئو به اینترنت توجه کرد. بخشی از کار متخصصان این حوزه با پایش جایگاه صفحات در موتورهای جستوجو، تحلیل ترافیک، بررسی فنی وبسایتها و استفاده از ابزارهای تخصصی پیش میرود. از سوی دیگر، دسترسی کاربران به سایت و امکان بررسی عملکرد صفحات، در ارزیابی نتیجه فعالیتها اهمیت دارد. اختلال اینترنت میتواند هر یک از این مراحل را با دشواری روبهرو کند؛ هرچند شدت اثر به نوع اختلال، زیرساخت سایت و ابزارهای مورد استفاده بستگی دارد.
گزارش مذکور اثر هر یک از این عوامل را جداگانه اندازهگیری نکرده است، اما پاسخ متخصصان درباره تاثیر قطعی اینترنت بر نتایج سئو، گستردگی تجربه این اختلال را در میان شرکتکنندگان پیمایش نشان میدهد. پرسش بعدی این است که متخصصان در واکنش به این شرایط چه تغییراتی در شیوه کار خود ایجاد کردهاند و کدام بخش از فعالیت سئو را برای ادامه کار در اولویت قرار دادهاند.

دادههای صفحه ۱۱۰ گزارش، بخشی از این تغییرات را نشان میدهد. ۴۴درصد پاسخدهندگان از تمرکز بر سئوی داخلی، از جمله تولید محتوا، گفتهاند. توسعه GeoDNS روی سایت با ۲۸درصد، تمرکز بر سئو فنی با ۲۶درصد و انتقالهاست به داخل برای حفظ ترافیک با ۲۴درصد، در رتبههای بعدی قرار دارند. در مقابل، ۲۱درصد نیز توقف لینکسازی خارجی را از تغییرات خود در دوره جنگ و قطعی اینترنت اعلام کردهاند.
این ارقام از تغییر اولویتهای بخشی از متخصصان حکایت دارند؛ از تمرکز بر فعالیتهای داخلی سایت تا اقداماتی مرتبط با زیرساخت و دسترسیپذیری. با این حال، گزارش مشخص نمیکند که هر یک از این تغییرات تا چه اندازه به حفظ ترافیک یا جایگاه سایتها کمک کرده است. آنچه در این مرحله میتوان گفت، این است که اختلال اینترنت در تجربه پاسخدهندگان تنها بهعنوان مانعی بیرونی مطرح نبوده و با تصمیمهایی درباره نحوه پیشبرد پروژههای سئو نیز همراه شده است.

نگرانی سئوکاران از جنگ و شرایط ناپایدار
پاسخها درباره آینده حرفهای نیز از افزایش نگرانیها در این حوزه حکایت دارند. در میان نگرانیهای مطرحشده، ۷۱درصد پاسخدهندگان به جنگ و شرایط ناپایدار کشور اشاره کردهاند و ۶۹درصد نیز اختلالها و محدودیتهای اینترنتی را از مهمترین دغدغههای خود دانستهاند. این دو عامل در صدر نگرانیهای متخصصان قرار دارند.
در همین فهرست، ۳۱درصد از پاسخدهندگان کاهش کلیک بهدلیل نمایش پاسخهای هوش مصنوعی را مطرح کردهاند. این نگرانی از جنس دیگری است. درحالیکه جنگ و اختلال اینترنت میتوانند اجرای پروژهها را دشوار کنند، تغییرات موتورهای جستوجو ممکن است شیوه جذب مخاطب از مسیر جستوجو را تغییر دهد. بنابراین متخصصان سئو با دو دسته مساله روبهرو هستند؛ از یک سو، شرایطی که امکان فعالیت عادی را مختل میکند و از سوی دیگر، تحولاتی که میتواند ارزش و بازدهی بخشی از فعالیتهای سنتی این حوزه را تحتتاثیر قرار دهد.
این دو دسته نگرانی را نباید یکسان در نظر گرفت. گزارش نشان نمیدهد که کاهش احتمالی کلیک ناشی از پاسخهای هوش مصنوعی چه میزان از درآمد متخصصان یا کسبوکارها را تهدید میکند. همچنین سهم ۳۱درصدی این نگرانی به معنای آن نیست که چنین کاهشی به همین نسبت در ترافیک سایتها رخ داده است. این رقم بیانگر نگرانی پاسخدهندگان است، نه اندازهگیری تغییر واقعی کلیکها. با این حال، قرار گرفتن این موضوع در کنار جنگ و محدودیت اینترنت نشان میدهد که آینده سئو در ایران فقط به بازگشت دسترسی پایدار وابسته نیست و تغییرات ساختاری در شیوه جستوجوی کاربران نیز برای فعالان این حوزه اهمیت پیدا کرده است.

سئو پشت ابرهای ابهام و تردید
نگرانی درباره آینده در پاسخ متخصصان به پرسشهای مربوط به ادامه مسیر شغلی نیز دیده میشود. در گزارش سال ۱۴۰۴، ۶۲درصد گفتهاند قصد دارند فعالیت خود را در حوزه سئو ادامه دهند؛ این سهم در گزارش سال قبل ۷۷درصد بوده است. در مقابل، سهم کسانی که گفتهاند قصد ادامه فعالیت در این حوزه را ندارند، از ۱۸درصد در سال ۱۴۰۳ به ۳۳درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. سهم افراد مردد در هر دو سال ۵درصد گزارش شده است.
این تغییر، از کاهش تمایل اعلامشده به ادامه فعالیت در سئو حکایت دارد، اما بهتنهایی نمیتوان آن را به جنگ یا قطعی اینترنت نسبت داد. کنار هم قرار دادن این ارقام با سهم بالای نگرانی درباره شرایط کشور و اینترنت، نشان میدهد که تداوم فعالیت حرفهای برای بخشی از پاسخدهندگان به مسالهای جدی تبدیل شده است.
در بخش دیگری از همین پرسشنامه، ۲۶درصد از شرکتکنندگان گفتهاند به مهاجرت فکر میکنند؛ این سهم در سال قبل ۲۱درصد بوده است. ۷۴درصد نیز در گزارش سال ۱۴۰۴ پاسخ منفی دادهاند. گزارش اما مشخص نمیکند چه تعداد از افرادی که به مهاجرت فکر میکنند، تصمیم قطعی گرفتهاند یا چه سهمی از آنها در صورت مهاجرت همچنان در حوزه سئو فعالیت خواهند کرد. از این منظر، دادههای گزارش بیشتر از آنکه پیشبینی دقیقی از آینده نیروی انسانی این بازار به دست دهند، تصویری از نگرش پاسخدهندگان در یک دوره پرابهام ارائه میکنند.

دوگانه بودجه و درآمد
اثر شرایط ناپایدار بر بازار سئو را میتوان از زاویه رابطه میان کارفرما و مجری پروژه نیز بررسی کرد. در نمودار دلایل قطع همکاری با آژانسها و فریلنسرها در گزارش، جنگ و شرایط ناپایدار کشور و همچنین اختلال و قطع اینترنت در کنار عواملی مانند انتظار برای رسیدن به نتیجه در کوتاهمدت و مشکلات مالی قرار گرفتهاند. به این ترتیب، پایان همکاری در این بازار فقط به ارزیابی فنی از عملکرد متخصص محدود نمیشود و شرایط بیرونی و انتظارات اقتصادی طرفین نیز در این تصمیم نقش دارند.
البته این نمودار بهتنهایی مشخص نمیکند چه تعداد از همکاریها تنها به دلیل جنگ یا اختلال اینترنت پایان یافتهاند و چه میزان از این تصمیمها حاصل ترکیب چند عامل بوده است.
دادهها بیش از آنکه رابطهای قطعی میان یک عامل و پایان همکاری نشان دهند، از مجموعهای از فشارها بر رابطه کارفرما و متخصص سئو حکایت دارند.
درآمد متخصصان نیز تصویری از وضعیت اقتصادی این گروه به دست میدهد. بر اساس گزارش، ۳۵درصد پاسخدهندگان در سال ۱۴۰۴ درآمد ماهانه کمتر از ۳۰میلیون تومان داشتهاند و ۲۹درصد در بازه ۳۰ تا ۵۰میلیون تومان قرار گرفتهاند. در مجموع، نزدیک به دوسوم پاسخدهندگان در دو گروه درآمدی کمتر از ۵۰میلیون تومان جای میگیرند.
در سوی دیگر توزیع، ۸درصد درآمد ۷۰ تا ۱۰۰میلیون تومان، ۶درصد درآمد ۱۰۰ تا ۱۵۰میلیون تومان، ۵درصد درآمد ۱۵۰ تا ۲۰۰میلیون تومان و ۲درصد درآمد بیش از ۲۰۰میلیون تومان را اعلام کردهاند.
نکته جالب توجه آنجا است که ۴۶ درصد پاسخدهندگان گفتهاند بودجه سئو در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل افزایش یافته است؛ ۲۱درصد از کاهش بودجه خبر دادهاند و ۱۸درصد تغییری را گزارش نکردهاند. ۱۶درصد نیز پاسخ دقیقی ندادهاند. برای سال ۱۴۰۵، ۴۷درصد افزایش بودجه را پیشبینی کردهاند، در برابر ۲۰درصد که انتظار کاهش دارند؛ ۱۹درصد تغییری پیشبینی نمیکنند و ۱۳درصد پاسخ مشخصی ندادهاند.
در بخشی از پاسخها بودجه افزایش یافته، در بخشی دیگر کاهش پیدا کرده و گروهی نیز تغییری احساس نکردهاند. در نتیجه، نمیتوان بازار سئو را با روایت تعطیلی پروژهها توضیح داد؛ همانطور که افزایش بودجه اعلامشده از سوی بخشی از شرکتکنندگان نیز برای رد فشارهای ناشی از جنگ و اختلال اینترنت کافی نیست.
این دادهها به پاسخدهندگان پیمایش مربوطاند و گزارش، بر مبنای همین توزیع، درآمد کل بازار یا درآمد تعدیلشده با تورم را محاسبه نمیکند. در چنین شرایطی، تداوم پروژهها و امکان حفظ مشتری میتواند برای متخصصانی که درآمدشان به قراردادهای جاری وابسته است اهمیت ویژهای داشته باشد.

سئو در دست جوانان
برای خواندن درست این یافتهها، باید به فصل اول گزارش و ترکیب پاسخدهندگان آن برگشت. طبق اطلاعات ارائهشده درباره پیمایش، ۵۶۸ پاسخدهنده در بررسی حضور داشتهاند؛ از میان آنها، ۴۱۳ نفر متخصص سئو و ۷۵ نفر فعال در حوزههای مرتبط بودهاند. ۸۰ پاسخ نامرتبط نیز از بررسی کنار گذاشته شدهاند. این ترکیب اهمیت دارد، زیرا نتایج گزارش بازتاب تجربه گروهی از فعالان این حوزه است و نباید بدون ملاحظه روش نمونهگیری به تمام شاغلان بازار سئو تعمیم داده شود.
ترکیب سنی پاسخدهندگان جوان است: ۶۹درصد کمتر از ۳۵سال دارند. از نظر جنسیت نیز ۶۹درصد پاسخدهندگان مرد و ۳۱درصد زن بودهاند. توزیع سابقه کار نشان میدهد که بخش عمده شرکتکنندگان در گروههای دارای سابقه چندساله قرار دارند؛ بنابراین تصویرسازی این صنعت در گزارش، بیشتر از طریق تجربه نیروهای جوان و در حال توسعه شکل گرفته است و فقط وابسته به مدیران باسابقه یا مالکان کسبوکارهای سئو.
محل فعالیت پاسخدهندگان نیز به یک مدل استخدامی محدود نیست. در نمودار مربوط به محل کار، ۵۴درصد فعالیت بهصورت فریلنسر یا مشاور، ۴۳درصد کار در تیم داخلی شرکت، ۲۴درصد فعالیت روی سایت خود و ۱۲درصد کار در آژانس سئو را اعلام کردهاند. چون امکان انتخاب چند گزینه وجود داشته، این درصدها سهمهای انحصاری از یک کل نیستند و نباید با یکدیگر جمع زده شوند. گزارش همچنین میگوید ۷۴درصد متخصصان ترجیح میدهند فقط در یک محل کار فعالیت کنند؛ در عین حال، ترکیب پاسخها نشان میدهد که شیوههای همکاری در این حوزه متنوع است.
دادههای درآمد، قطع همکاری، تغییر بودجه و نگرانی از آینده، از تجربه همین جامعه پاسخدهندگان به دست آمدهاند. گزارش برای شناخت وضعیت حرفهای این گروه اطلاعات مفیدی ارائه میکند، اما بهتنهایی یک سرشماری از بازار سئو ایران نیست. بهویژه در بررسی اثر جنگ و قطعی اینترنت، باید میان تجربه اعلامشده شرکتکنندگان و اندازهگیری مستقل اثر اقتصادی در کل بازار تفاوت گذاشت.
روزمرگی با هوش مصنوعی
در نهایت باید به نقش هوش مصنوعی رسید. «دنیای اقتصاد» پیش از این در گزارشهایی با عناوین «پایان عصر کلیک» و «پاتک گوگل به اقتصاد جعل اعتبار» به مساله هوش مصنوعی در حوزه سئو پرداخت. چهبسا که عقیده عمومی توسعه ابزارآلات هوش مصنوعی را به منزله مرگ سئو تلقی میکند، مهدی امانزاده، کارشناس سئو، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد»، گزارههایی اینچنین را نفی کرد. تلقی او از این تحول در تغییر معیار ارزشگذاری معنا پیدا میکند.
این در حالی رقم میخورد که بر اساس دادههای گزارش مذکور، هوش مصنوعی دیگر نقش دستیار را ایفا نمیکند و به ابزار روزانه متخصصان سئو تبدیل شده است. تقریبا نیمی از متخصصان سئو برای تولید محتوا از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند. البته استفاده از ابزارهای کلاسیک در این حوزه هنوز جایگاه خود را دارند.
در عصری که هوش مصنوعی تعریف ما از ارزش را در هر حوزهای دگرگون ساخته است، وابستگی به این ابزار به شکلی روزافزون در حال کاهش دخالت انسانی در تمام صنایع است. کیفیت این مهم در گستره صنایع متفاوت است. با این حال، بدون دسترسی به سرویسهای بینالمللی توسعه میتواند با موانع بسیاری روبهرو شود.