قطع و وصل شدن شبکه انرژی چه صدماتی به زیرساختهای ارتباطاتی میزند؟
تنگی نفس اینترنت با ناترازی برق
این هشدار در حالی مطرح میشود که مهدی مسائلی، دبیر سندیکای صنعت برق، از وجود بیش از ۱۱۴میلیون اشتراک پهنباند نسل چهارم در کشور سخن گفته و معتقد است زیرساخت برق برای تامین نیاز این حجم از مصرف آمادگی کافی ندارد. از سوی دیگر، ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، تیرماه امسال خواستار خارجشدن سایتهای ارتباطی از اولویت خاموشیها شد و تاکید کرد که تامین باتری، بدون تضمین پایداری برق، برای بهبود کیفیت خدمات کافی نیست.
بعد از کنار هم گذاشتن این اظهارات، ما با پرسشی شاید تکراری روبهرو میشویم. وقتی تامین برق پایدار با گسترش تقاضای ارتباطی همگام نیست، این ناترازی چگونه به افت کیفیت تماس و اینترنت، افزایش هزینه نگهداری شبکه و اختلال در فعالیت کسبوکارهای دیجیتال تبدیل میشود؟
جهانگیر آقازاده، رئیس کمیسیون اینترنت و انتقال داده نظام صنفی استان تهران نیز در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» به این مهم پرداخت.
او در همین رابطه تصریح کرد: «در حوزه شرکتهای فعال در زمینه اینترنت و انتقال داده، وقتی برق قطع میشود، در اینترنت همراه و اینترنتهای بیسیمی که از BTS استفاده میکنند، وضعیت متفاوتی با اینترنت ثابت و مراکز داده وجود دارد. در شبکههای بیسیم، وقتی برق BTS قطع میشود، قاعدتا باید باتری برای مدت مشخصی وارد مدار شود و سایت را پایدار نگه دارد.»
وی با اشاره به تجربه گذشته افزود: «در گذشته باتریها بسته به میزان سرمایهگذاری اپراتورها میتوانستند برای مدت مشخصی برق مورد نیاز را تامین کنند؛ مثلا ۳۰ یا ۴۰دقیقه، یک ساعت یا حتی دو ساعت. پس از آن باتری به زمانی نیاز دارد تا دوباره شارژ شود.»
آقازاده سپس به پیامدهای قطعیهای مکرر پرداخت و اظهار کرد: «وقتی قطعیهای مکرر رخ میدهد، زمان کافی برای شارژ کامل باتری وجود ندارد. باتری بهآرامی شارژ میشود و نمیتوان آن را یکباره شارژ کرد. در نتیجه بازدهی باتری هنگام قطعی بعدی برق کاهش پیدا میکند. این روند ادامه مییابد تا زمانی که باتری بهجای یک ساعت یا دو ساعت، فقط ۲۰دقیقه، ۴۰دقیقه، نیم ساعت یا حتی ۱۰دقیقه بتواند برق مورد نیاز را تامین کند. گاهی نیز باتری از مدار خارج میشود.»
او با تشریح تاثیر این وضعیت بر کاربران خاطرنشان کرد: «فرض کنید یک سایت یا BTS را از دست میدهید. با خروج آن از مدار، کاربرانش بهصورت خودکار به نزدیکترین سایتهای مخابراتی منتقل میشوند. هر BTS ظرفیت مشخصی دارد و بر اساس تعداد کاربرانی که به آن متصل میشوند خدمات ارائه میکند. وقتی ناگهان تعداد کاربران آن دو برابر یا بیشتر میشود، پهنای باندی که به هر کاربرمیرسد کاهش پیدا میکند و تجربه کاربری افت میکند. در نتیجه مردم احساس میکنند که سرعت اینترنت ناگهان پایین آمده است؛ درحالیکه ممکن است علت این افت، قطعی برق و خروج یک سایت از مدار باشد. در بعضی مناطق نیز ممکن است سایتها بهطور کامل خاموش شوند و حتی امکان برقراری تماس صوتی هم وجود نداشته باشد.»
پیش از این «دنیای اقتصاد» در گزارشی با عنوان «چرا اینترنت ایران بیکیفیت است؟» به این موضوع پرداخت و عوامل افت کیفیت شبکه را با کارشناسان مربوطه مورد بررسی قرار داد.
آقازاده در ادامه به چالش سرمایهگذاری اشاره کرد و یادآور شد: «جایگزینکردن باتریهای متعارف با باتریهای لیتیومی به سرمایهگذاری سنگینی نیاز دارد. با توجه به سطح تعرفهها و پایینبودن درآمد اپراتورها، بهویژه اپراتورهای اینترنتی، تامین چنین سرمایهای دشوار است. واقعیت این است که وضعیت مالی بسیاری از این شرکتها مناسب نیست و تعرفههای موجود نیز امکان سرمایهگذاری گسترده را محدود میکند. حتی اپراتورهای تلفن همراه هم نمیتوانند در همه سایتهای خود چنین سرمایهگذاریای انجام دهند.»
وی درباره اقدامات اولویتدار نیز تاکید کرد که اگر مدیریت توزیع برق هوشمند باشد، میتواند اولویتها را مشخص کند و فهرستی از نقاط آسیبپذیر تهیه کند تا شبکه ارتباطی کمترین آسیب را ببیند.
آقازاده در همین زمینه توضیح داد: «چنین امکانی از نظر فنی وجود دارد. میتوان از فهرست سفید یا وایتلیست استفاده کرد؛ یعنی نقاطی را که باید در شرایط اضطراری برق داشته باشند از قبل مشخص کرد. اگر سامانه مدیریت برق هوشمندتر باشد، حتی میتوان در سطح نقاط مشخص تصمیم گرفت که برق کجا قطع شود و کجا قطع نشود. بهجای اینکه برق یک محله یا منطقه بهطور کامل قطع شود، میتوان مراکزی را که خدمات عمومی ارائه میکنند مانند بیمارستانها و مراکز حساس دیگر مشخص کرد و آنها را از خاموشی مستثنی کرد. شبکه ارتباطی هم میتواند یکی از این موارد باشد.»
او با بیان اینکه از میزان استفاده وزارت نیرو از این ظرفیت اطلاعی ندارد، افزود: «در شبکههای ارتباطی نیز این امکان وجود دارد که هنگام بروز وضعیت اضطراری، محدود شدن ظرفیت یا وقوع حوادث پیشبینینشده، فهرستهای سفیدی را که از قبل تعیین شدهاند فعال نگه دارند تا پایداری شبکه حفظ شود و حداقل ارتباطات برقرار بماند.»
آقازاده در پایان راهکار اصلی را اینگونه جمعبندی کرد: «قطعی برق بهصورت سراسری و بدون توجه به اولویتها انجام نشود. هنگام برنامهریزی برای خاموشیها باید ملاحظات مربوط به پایداری شبکه ارتباطی و سایر زیرساختهای حساس در نظر گرفته شود.» و در ادامه یادآور شد که مراکز داده نیز هنگام قطعی برق به تجهیزات پشتیبان نیاز دارند و میتوانند از حمایتهای وزارت نیرو برای استفاده از سلولهای خورشیدی بهرهمند شوند.
خاموشی برق میتواند از شبکه انرژی فراتر برود و به اختلال در یکی از زیرساختهای روزمره اقتصاد تبدیل شود: ارتباطات. نشانه این پیوند را میتوان در اظهارات مسوولان وزارت ارتباطات دید. حمید فتاحی، معاون وزیر ارتباطات و رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، خرداد امسال اعلام کرد که در سال گذشته، قطعی برق باعث خروج ۱۰ تا ۱۵ درصد سایتهای ارتباطی اپراتورها از مدار شده بود. او در توضیح این وضعیت گفت باتریهای پشتیبان برای تحمل خاموشیهای محدود طراحی شدهاند و تکرار چرخه شارژ و تخلیه، حتی باتریهای نوسازیشده را هم فرسوده میکند. به گفته فتاحی، شبکه ارتباطی کشور توان جبران مستمر ناترازی انرژی را ندارد.
این هشدار در حالی مطرح میشود که مهدی مسائلی، دبیر سندیکای صنعت برق، از وجود بیش از ۱۱۴میلیون اشتراک پهنباند نسل چهارم در کشور سخن گفته و معتقد است زیرساخت برق برای تامین نیاز این حجم از مصرف آمادگی کافی ندارد. از سوی دیگر، ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، تیرماه امسال خواستار خارجشدن سایتهای ارتباطی از اولویت خاموشیها شد و تاکید کرد که تامین باتری، بدون تضمین پایداری برق، برای بهبود کیفیت خدمات کافی نیست. کنار هم گذاشتن این اظهارات، پرسشی فراتر از خاموششدن چند آنتن ایجاد میکند: وقتی تامین برق پایدار با گسترش تقاضای ارتباطی همگام نیست، این ناترازی چگونه به افت کیفیت تماس و اینترنت، افزایش هزینه نگهداری شبکه و اختلال در فعالیت کسبوکارهای دیجیتال تبدیل میشود؟