سختافزارسازان بازیگران مسلط بازار فناوری شدهاند؛
آخرالزمان نرمافزارها
به نوشته مجله بارونز، اما نرمافزار از بین نمیرود و شرکتهایی وجود دارند که از طریق تحول هوش مصنوعی زنده میمانند و رشد میکنند. پس از یک سال فروش تقریبا بیهدف، سرمایهگذاران با تشخیص اینکه در نرمافزار، وقتی صحبت از هوش مصنوعی میشود، ظرافتهایی وجود دارد، گزینشیتر عمل میکنند.
تاکنون، بهرغم شوک ناشی از فروش گسترده نرمافزار، الگویی که در حال وقوع است با تحولات فناوری قبلی سازگار است که در آن سختافزار ابتدا برنده میشود. ما امروز شاهد این موضوع در هوش مصنوعی هستیم، با افزایش سهام تراشهها و فضای ابری؛ شاخص نیمههادی PHLX در سال گذشته ۱۰۸ درصد افزایش یافته است. این موج هزینهها همچنین یک بدهبستان را تحمیل میکند: هزینههای سرمایهای بالاتر برای سختافزار به این معنی است که پول کمتری در بودجههای فناوری اطلاعات برای خرید نرمافزار موجود است. این واقعیت هفته گذشته زمانی که IBM نتایج ناامیدکنندهای را منتشر کرد که به نظر میرسید سرمایهگذاران را متحیر کرده است، به شدت مورد توجه قرار گرفت. آرویند کریشنا، مدیرعامل این شرکت، در نامهای به سهامداران گفت: «در چند هفته آخر ماه ژوئن، شاهد بودیم که مشتریان هزینههای سرمایهای سهماهه خود را به سمت خرید سرور، فضای ذخیرهسازی و حافظه تغییر دادند تا زیرساختهای محدود عرضه را پیش از افزایش قیمتهای مورد انتظار، تضمین کنند.» مشتریان تعداد کمتری از کامپیوترهای اصلی IBM و نرمافزارهای مرتبط با آن را نسبت به پیشبینیها خریداری کردند. سهام پس از اعلام این خبر ۲۵ درصد سقوط کرد. خبر خوب این است که سهام سایر نرمافزارها همچنان در وضعیت خوبی قرار دارند که نشان از مرحله بعدی و متمایزتر نرمافزار دارد.
در نهایت، زیرساختها - حتی خود مدلهای هوش مصنوعی - به کالایی تبدیل میشوند و لایه به اصطلاح کاربردی، یعنی نرمافزار، اهمیت و سودآوری بیشتری پیدا خواهد کرد. این فرآیند سالها طول خواهد کشید، اما برخی از بازیگران نرمافزاری فعلی در میان برندگان خواهند بود. همزمان با اینکه سرمایهگذاران با آینده نرمافزار کنار میآیند، باید در مورد معنای نرمافزار در دنیای هوش مصنوعی تجدیدنظر کنند. بسیاری از استارتآپهای بومی هوش مصنوعی دقیقا همین کار را انجام دادهاند. آنها از بار سنگین گذشته، از منابع درآمد موجود گرفته تا هزینهها و کدهای حجیم، رها شدهاند. اما اختلال در فناوری مستلزم جایگزینی عمده نیست؛ به موفقیت تجارت الکترونیک والمارت، قدرت ابری مایکروسافت و حسن نیت فناوری مالی جیپی مورگان نگاه کنید.
پایان عصر نرمافزارها
مدل نرمافزار ابری که طی دو دهه گذشته ظهور کرده است، به طرز چشمگیری موفق بوده است. اشتراکهای مبتنی بر کاربر آن به لطف بهروزرسانیهای مداوم نرمافزار و کاهش هزینههای داخلی فناوری اطلاعات، معامله خوبی برای مشتریان بود. این معامله حتی برای خود ارائهدهندگان خدمات ابری نیز بهتر بود، چرا که درآمد مکرر و سود زیادی را به همراه داشت. هزینه نهایی برای فروشنده برای هر کاربر جدید کم است. در نتیجه، حاشیه سود ناخالص بسیار بالا است؛ چیزی بین ۷۰ تا ۹۰ درصد. برای مقایسه، اپل، یکی از بهترین شرکتهای جهان، حاشیه سود ناخالص زیر ۵۰ درصد دارد.
در سال ۲۰۱۱، مارک اندریسن، سرمایهگذار خطرپذیر، اظهار کرد که «نرمافزار در حال بلعیدن جهان است» و حق با او بود. در طول دهه ۲۰۱۰، سرمایهگذاریهای خطرپذیر و اعتبار خصوصی به این بخش سرازیر شدند و سایر صنایع را تحتالشعاع قرار دادند. این استارتآپهای نرمافزاری - که بسیاری از آنها اکنون شرکتهای سهامی عام غولپیکر هستند - معمولا شاهد رشد بالای فروش، همراه با افزایش جریان نقدی آزاد بودند. اما هوش مصنوعی مانع بزرگی در مسیر رشد و تولید پول نقد ایجاد کرده است. اکنون، این هوش مصنوعی است که نرمافزار را میبلعد. در حوزه سازمانی، اولین مورد استفاده از هوش مصنوعی، نوشتن نرمافزار بوده است که مشتریان را به سمت ساخت برنامههای سفارشی خود سوق میدهد. شرکت نرمافزاری Palantir Technologies در آخرین گزارش مالی خود ادعا کرد که فروشنده مدیریت روابط مشتری خود را با یک برنامه توسعهیافته داخلی جایگزین کرده است. این میتواند مسیری جذاب برای شرکتهای کوچکتر باشد که بستههای نرمافزاری بزرگ را اضافی میدانند.
اما تهدید بزرگتر ممکن است عاملها باشند، که میتوانند از مدلهای هوش مصنوعی برای انجام مجموعهای پیچیده از وظایف از یک مکالمه ساده استفاده کنند. تعداد رباتها در اینترنت در حال حاضر از تعداد افراد بیشتر است و اگر این روند ادامه یابد، به زودی عاملهای بسیار بیشتری در شبکههای سازمانی نسبت به انسانها وجود خواهد داشت. جایگزینی ماشینها با انسانها بدترین سناریو برای شرکتهایی است که بر اساس فرد، هزینه دریافت میکنند.