در پنل «دنیایاقتصاد» با عنوان «بخش خدمات با تاکید بر اقتصاد دیجیتال» مطرح شد
از بین رفتن کانالهای ارتباطی در فروش آنلاین
کاهش فروش
اقتصاد دیجیتال ایران طی ماههای اخیر با چالشهای بیسابقهای روبهرو بوده است. وقوع جنگ تحمیلی از اسفند ماه و در پی آن اعمال محدودیتها و اختلالات گسترده در شبکه اینترنت ضربات سنگینی به کسبوکارهای آنلاین وارد کرده و پایداری زنجیره تامین و ارتباط با مشتریان را با بحران مواجه ساخته است. کارشناسان در این باره معتقدند این قطعی بیسابقه اینترنت در ایران تاکنون نیز خسارات جبرانناپذیری برای اقتصاد دیجیتال به همراه داشته است و این در حالی است که چشمانداز مشخصی نیز برای دسترسی دوباره به شبکه جهانی وجود ندارد.
«دنیای اقتصاد» روز پنجشنبه در این خصوص پنلی با عنوان «بخش خدمات با تاکید بر اقتصاد دیجیتال» در همایش «بررسی وضعیت موجود و اولویتهای بازسازی» برگزار کرد. نیما قاضی، رئیس انجمن الکترونیک تهران و مهدی انصاری، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف نیز مهمانهای این پنل بودند.
قاضی در ابتدای این پنل به یک نظرسنجی اشاره کرد که انجمن تجارت الکترونیک بهتازگی انجام داده است. او در این مورد گفت که یک نظرسنجی انجام شده است از شرکتهایی که کانال تبلیغات پیامکی آنها پس از شروع جنگ همچنان فعال بود. از این طریق از آنها دعوت کردیم در مطالعه شرکت کنند و در نهایت ۹۴۶ شرکت در این نظرسنجی حضور داشتند. ۸۰ درصد این شرکتها اعلام کردند پس از شروع جنگ بیش از ۵۰ درصد کاهش فروش داشتهاند. وقتی کانالهای ارتباطی آنها را بررسی کردیم، مشخص شد به طور میانگین ۷۵ درصد ارتباط این شرکتها با مشتریانشان از طریق سه کانال اینستاگرام، تلگرام و واتساپ بوده است؛ یعنی با اختلال ایجاد شده عملا ۷۵ درصد کانال ارتباطی خود را از دست دادهاند.
به گفته او از ۲۵ درصد باقیمانده نیز حدود یکسوم مربوط به پیامک بوده که آن هم در مقطعی نزدیک به یک ماه با اختلال مواجه شده است. در عمل تنها تلفن و روشهای سنتی باقی مانده بود و بخشی از پیامرسانهای داخلی که آن هم با اختلال کار میکردند. قاضی بخش مهمی از این کاهش فروش را ناشی از قطع اینترنت دانست و تصریح کرد که شرکتها میگویند بیش از ۵۰ درصد کاهش فروش داشتهاند و ۷۵ درصد کانال ارتباطی خود را از دست دادهاند. این اثر مستقیم قطع اینترنت است.
قاضی همچنین گفت که ما میلیونها سایت و اپلیکیشن داخلی داریم، اما دسترسی به بسیاری از آنها از مسیرهایی مانند گوگل میگذرد. گوگل یک سرویس جهانی است و جایگزین موثری برای آن نداریم. در حوزه پیامرسانها تلاشهایی شده است، اما در موتور جستوجو فاصله بسیار زیادی وجود دارد. او با اشاره به لایههای امنیتی گفت که در لایه امنیت نیز وابستگی وجود دارد. بسیاری از سامانههای دولتی برای تمدید گواهیهای امنیتی (Certificate) یا عملکرد فایروالها وابسته به اتصال اینترنت هستند. قطع اینترنت میتواند آسیبپذیری امنیتی ایجاد کند. در زمان قطع اینترنت است که ما بخشی از امنیت خود را از دست میدهیم، چون زیرساخت امنیتی ما وابسته به اینترنت است. او همچنین به این مورد اشاره کرد که وقتی اینترنت محدود میشود کاربران به استفاده غیرسیستماتیک از ابزارهای ناشناس روی میآورند. این موضوع خود به افزایش آسیبپذیری شبکه منجر میشود. اگر چهار سرویس اصلی باز باشد مردم فیلترشکن را کنار میگذارند. آن زمان اگر مساله امنیتی پیش بیاید میتوان دکمه محدودیت را موقت فعال کرد. اما وقتی دائما محدودیت اعمال شود آن دکمه دیگر کار نمیکند.
در ادامه این پنل انصاری با اشاره به برداشتهای متفاوت از مفهوم اقتصاد دیجیتال به بررسی آثار جنگ و اختلالات اینترنتی بر ساختار اقتصادی کشور پرداخت. او در ابتدا با اشاره به رویکردهای موجود در تعریف اقتصاد دیجیتال گفت یک نگاه این است که اقتصاد دیجیتال را بهعنوان یک بخش مشخص، عمدتا در حوزه خدمات ببینیم؛ همانطور که در عنوان همین جلسه هم مطرح شده است. بسیاری از برگزارکنندگان و حتی بخش قابلتوجهی از نگاههای رایج در کشور اقتصاد دیجیتال را در همین قالب میفهمند. اما یک رویکرد دیگر این است که اقتصاد دیجیتال مجموعهای از فناوریهای عمومی است؛ یعنی فناوریهایی که میتوانند کل اقتصاد را تحتتاثیر قرار دهند و آن را وارد مرحله جدیدی کنند. اتفاقی شبیه آنچه در انقلاب صنعتی رخ داد. به گفته او محدود کردن مفهوم اقتصاد دیجیتال به چند پلتفرم خدماتی یا فروش آنلاین باعث کوچک دیده شدن نقش واقعی آن میشود. وقتی اقتصاد دیجیتال را صرفا به چند پلتفرم استارتآپی یا خردهفروشی آنلاین تقلیل میدهیم، خروجی این میشود که گفته شود مجموع این پلتفرمها در حد ضرر ماهانه برخی صنایع بزرگ مثل فولاد مبارکه یا پتروشیمی خلیج فارس است. در چنین تعریفی اقتصاد دیجیتال تبدیل به یک بخش کوچک و کماهمیت میشود.
او تاکید کرد که در واقعیت اقتصاد دیجیتال در فرآیندهای تولید و فروش صنایع مختلف نقش مهمی ایفا میکند. اقتصاد دیجیتال یعنی مجموعهای از فناوریها مانند هوش مصنوعی، اینترنت و کدنویسی که میتوانند فرآیند تولید، فروش و مدیریت در صنایع مختلف را متحول کنند. سنسورها و تجهیزات دیجیتال میتوانند هزینه تولید را کاهش دهند، وضعیت تجهیزات را پیشبینی کنند، موجودی انبار را مدیریت کنند و حتی وضعیت فروش را تحلیل کنند. این فناوریها میتوانند هزینههای تولید را کاهش دهند و طبق برخی مطالعات حتی بیش از ۱۰ درصد بهرهوری را افزایش دهند.
این پژوهشگر با اشاره به وضعیت صنایع کشور در بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال گفت: «ما حتی پیش از وقوع جنگ نیز در این حوزه عقب بودیم. در بازدیدهایی که از برخی کارخانههای بزرگ کشور داشتم، مشخص بود که در این زمینه فاصله قابلتوجهی داریم؛ نه فقط با آمریکا، بلکه حتی با بسیاری از کشورهای در حال توسعه. اتفاقاتی که در جریان جنگ رخ داد، از جمله اختلال در اتصال شبکه، بحرانهایی که در شبکه داخلی ایجاد شد، مهاجرت متخصصان اقتصاد دیجیتال و مشکلات تامین تجهیزات، میتواند در بلندمدت ما را عقب نگه دارد. اثر این اتفاقات شاید برای امسال یا سال آینده بهطور مستقیم دیده نشود، اما در بازههای بلندمدت مثلا ۱۰ تا ۲۰ سال آینده در بهرهوری صنایع خود را نشان خواهد داد.
بنابراین باید توجه داشت که جنگ فقط روی چند پلتفرم آنلاین اثر نگذاشته، بلکه میتواند بهرهوری صنایعی مانند پتروشیمی، فولاد، پلاستیک و پلیمر و بسیاری از بخشهای صنعتی را در بلندمدت تحت تاثیر قرار دهد.
مسیر دور زدن اختلالات سیاستی
انصاری در بخش دیگری از اظهارات خود به نقش اقتصاد دیجیتال در ایجاد مسیرهای جایگزین برای فعالیت کسبوکارها اشاره کرد و گفت که اقتصاد دیجیتال در ایران یک کارکرد مهم داشته و آن ایجاد نوعی مسیر بایپس برای عبور از اختلالات متعدد سیاستی بوده است؛ اختلالاتی که در بسیاری از موارد مانع شکلگیری بازار و کسبوکار میشوند.
او برای توضیح این موضوع به بازار فروشگاههای آنلاین در ایران اشاره کرد و گفت در یک پروژه پژوهشی دادههای مختلفی را بررسی کردیم؛ از تاریخچه فروشگاههای آنلاین گرفته تا دادههای شرکتهای پستی، دادههای پلتفرمها و حتی اطلاعات پرداختها. در این بررسی با همکاری چند دانشگاه خارجی به یک پدیده جالب رسیدیم. ایران یکی از معدود کشورهایی است که تجارت اجتماعی یا همان سوشال کامرس از نظر اندازه تقریبا قابل رقابت با تجارت الکترونیکی کلاسیک است؛ یعنی فروش در شبکههای اجتماعی از نظر حجم اقتصادی به پلتفرمهای بزرگ نزدیک شده است.»
او دلیل این موضوع را وجود سیاستهای مختلکننده در فضای رسمی کسبوکار دانست و گفت که ما سیاستهای زیادی داریم که کسبوکار را مختل میکنند؛ از تعریف خاص قاچاق گرفته تا مقررات متعدد، مالیات، مجوزها و مراجعات مختلف. در چنین شرایطی پلتفرمهای اجتماعی تبدیل به مسیری برای عبور از این محدودیتها شدهاند. به گفته او بسیاری از کسبوکارها از طریق فروش در شبکههای اجتماعی توانستهاند بدون هزینههای اولیه سنگین فعالیت خود را آغاز کنند. این فضا برای بسیاری از کارآفرینان یک مسیر سادهتر برای ورود به بازار بوده است. بازار را تا حدی دموکراتیک کرده و به کسبوکارهای کوچک هم امکان فروش داده است. بر اساس بررسیهای انجامشده، اندازه بازار فروش در شبکههای اجتماعی در ایران چندمیلیارد دلار است.»
این پژوهشگر همچنین در ادامه با اشاره به اختلالات مکرر اینترنت در سالهای اخیر گفت که این بخش از اقتصاد طی سالهای اخیر چندین بار با اختلال روبهرو شده است؛ از رویدادهای سال ۱۴۰۱ گرفته تا دورههای مختلف محدودیت و حالا هم شرایط جنگ. برای رسیدن یک کسبوکار به ورشکستگی لازم نیست فروش آن صفر شود. اگر فروش ۵۰ تا ۷۰ درصد هم کاهش پیدا کند در بسیاری از موارد هزینهها از درآمد بیشتر میشود و کسبوکار ناچار به تعطیلی خواهد شد.
او در ادامه به یکی از سازوکارهای مهم اقتصاد دیجیتال اشاره کرد و گفت که یکی از دلایل رشد سریع کسبوکارهای دیجیتال سازوکار تخریب خلاق است. در این حوزه، بنگاههایی که بهرهوری پایینتری دارند سریع کنار میروند و منابع به سمت بنگاههای بهرهورتر منتقل میشود. به گفته او این فرآیند باعث رشد سریعتر اقتصاد میشود. وقتی نیروی کار، سرمایه و سایر منابع از کسبوکارهای کمبازده به سمت کسبوکارهای پربازده حرکت میکنند، حتی با منابع ثابت هم اقتصاد میتواند بزرگتر شود.
او هشدار داد که محدودیتهای دسترسی به اینترنت میتواند این سازوکار را مختل کند. در چنین شرایطی دیگر بهرهوری تعیینکننده اصلی موفقیت نیست، بلکه دسترسی اهمیت پیدا میکند. اگر بنگاهی دسترسی بهتری داشته باشد میتواند باقی بماند، حتی اگر بهرهوری پایینتری داشته باشد. این مساله نوعی رانت ایجاد میکند و همان مشکلی را که در بخشهای سنتی اقتصاد داشتیم، ممکن است در اقتصاد دیجیتال هم تکرار کند. او در ادامه به مساله هزینههای مبادله اشاره کرد و گفت فناوری دیجیتال زمانی باعث رشد اقتصادی میشود که هزینههای مبادله را کاهش دهد. یعنی هزینه تعامل بین بخشهای مختلف یک بنگاه یا بین بنگاهها کمتر شود. به گفته او اختلالات اخیر باعث افزایش این هزینهها شده است. وقتی اعتماد کاربران کاهش پیدا میکند یا مشتری نسبت به امنیت دادههای خود مطمئن نیست، هزینه مبادله بالا میرود و حتی بهترین فناوریها هم نمیتوانند باعث رشد شوند. او همچنین به مساله دادهها اشاره کرد و گفت دادهها را نباید صرفا یک متغیر جاری در نظر گرفت؛ دادهها یک سرمایه هستند. وقتی زیرساختهای دادهای آسیب میبینند، در واقع بخشی از سرمایه کشور از بین میرود.