نقشه راه مدیران فناوری در ایران پسا‌ ترامپ

شماره روزنامه: ۵۰۴۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۷۱۴۴۶۵ بازار دیجیتال

علیرضا شیخ‌حسنی کارشناس و فعال حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات

نیازی به توضیح نیست که پرداختن به مساله سیاسی بسیار حساس و پیچیده‌ای نظیر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در ایران، از منظر و نگاه غیرسیاسی چقدر شبیه بندبازی بر فراز پرتگاهی ژرف و عمیق است که هر بی‌دقتی در انتخاب واژه یا نگارش می‌تواند موضع و درایت نویسنده و گوینده را از نگاه خواننده به حضیض دره سیاست‌زدگی پرت کند. با این حال با توجه به گستره و تنوع تحریم‌های ظالمانه وضع شده علیه کشورمان و عمق و دامنه تاثیرات فعلی و آینده آن بر کار و زندگی ما ایرانیان داخل‌نشین، انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا و سایر تحولات مرتبط با آن، تاثیر مستقیمی بر زندگی و برنامه‌های کاری و جاری ما خواهد داشت. این اثرگذاری نه لزوما از مسیر و مجرای تئوریک یا برخاسته از جهان‌بینی ما که نشأت گرفته از روابط درهم تنیده اقتصادی جهان و جایگاه هژمونتیک آمریکا در این منظومه است.

نقشه راه مدیران فناوری در ایران پسا‌ ترامپ

درحال‌حاضر، یکی از مسائلی که به اقتضای زمان، ذهن مدیران اجرایی در شرکت‌ها و موسسات دولتی و خصوصی را به خود مشغول کرده، برنامه‌ریزی و آمادگی برای مواجهه و مدیریت تعاملات با شرکت‌های بین‌المللی است که به‌دلیل تحریم‌های ظالمانه از مشارکت در پروژه‌ها و همچنین انجام تعهدات قراردادی خود در این سال‌ها سرباز زدند و اینک در شرایط پساترامپ، به تدریج و احتمالا مجددا به همکاری، مشارکت و بازگشت به بازار ایران علاقه‌مندی نشان خواهند داد. اگر از علاقه‌مندی کارشناسان و مدیران به ماموریت‌ها، سفرهای کاری، دوره‌های آموزشی و سمینارهای خارجی بگذریم، بدیهی است که توسعه، ساخت، بازسازی و نوسازی کشور بدون بهره‌گیری از دانش، فناوری، تجربه و توان شرکت‌های بین‌المللی اگر غیرممکن نباشد، بسیار بعید، پرهزینه، زمان‌بر و در بسیاری موارد در حکم اختراع دوباره چرخ است.

اما با توجه به تجربه بدعهدی و نحوه عملکرد این شرکت‌های خارجی در دو دوره تحریم قبلی، سوال مهم این است که راهبرد، رویکرد و برنامه مدیران در این مواجهه سوم باید چگونه باشد؟سوال دوم اینکه آیا هر کدام از مجموعه‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی تاثیرگذار می‌توانند راهبرد و برنامه تعاملی خود را به‌صورت جداگانه تدوین و عملیاتی کنند یا بهتر است در سطح ملی یا حداقل در سطح صنعت و صنایع، راهبرد و رویکرد واحدی توسط ذی‌نفعان تدوین و به‌صورت مشترک عملیاتی شود؟ در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات که نگارنده در آن مشغول به‌کار است، با توجه به تغییرات و پیشرفت‌های سریع فناوری، عمر هر نسل از تجهیزات، نرم‌افزارها و خدمات حداکثر حدود ۳ تا ۵ سال برآورد می‌شود که با توجه به زمان آغاز تحریم‌های دور اول (دولت اوباما) و زمان بسیار اندک دوره برجام، اصلا دور از ذهن نیست که سامانه‌ها و شبکه‌های زیادی نیازمند خرید، نوسازی، توسعه و به‌روزرسانی فناوری باشند و در صورت گشایش در امور بانکی و همکاری شرکت‌های خارجی (حتی چینی) موج بزرگ و فزاینده‌ای از تقاضا برای خرید یا بهره‌برداری از تجهیزات و محصولات جدید و به روز شرکت‌های معتبر خارجی در کشور ایجاد شود.  لذا با توجه به ضرورت و پتانسیل بالای شکل‌گیری همکاری‌ها، فارغ از هرگونه نگاه سیاسی، این نگرانی کاملا مجال ظهور و بروز دارد که در صورت عدم تدوین و شکل‌دهی استراتژی و راهبرد تعامل با شرکت‌های خارجی حتی در سطح هر شرکت و هر سازمان(که در صنعت ما به آن Vendor Management گفته می‌شود)، فرصت احتمالی پساترامپ منجر به تجدید تهدید و تجارب تلخ گذشته در تعامل با طرف‌های خارجی شود. از این‌رو است که معتقدم تدوین راهکارها و مدل‌هایی برای شیوه تعامل با طرف‌های خارجی به همان اندازه اهمیت و ضرورت دارد که یافتن راه‌های دور زدن تحریم‌ها و فائق آمدن بر کمبودهای ناشی از محدودیت‌ها در دوران تحریم. این ضرورت و اهمیت از دو منظر کاملا خودنمایی می‌کند؛ نخست اینکه طرف‌های خارجی بدانند و بفهمند خروج از همکاری و ارتباط با ایران جدا از عدم‌النفعی که برایشان با از دست دادن بازار ایران دارد، مسیر بازگشت را نیز ناهموارتر خواهد کرد. نکته دوم نیز اینکه همان‌گونه که تجربه تحریم‌های ۴ دهه گذشته و دو دوره اخیر نشان داده، احتمال برقراری مجدد تحریم‌ها اصلا دور از ذهن نیست بنابراین در دوران فترت تحریم‌ها و محدودیت‌ها باید هوشمندانه‌تر و دقیق‌تر عمل کنیم تا در صورت اعمال مجدد محدودیت‌ها تاب‌آوری بیشتری داشته باشیم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن