بارقههای امید در سال سرنوشتساز
<p> حسین حکیمیان سال ۹۳ را در شرایطی آغاز کردیم که با انباشت تاریخی عظیمی از مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجهیم. جدا از تنشهای سیاسی داخلی و خارجی (پرونده هستهای)، بحران کمآبی، خشکسالی و تداوم آن باعث شده است ایران از هماکنون وارد مرحله سوم خشکسالی شود که به «خشکسالی هیدرولوژیک» معروف است و طی آن سفرههای آب زیرزمینی رفته رفته از میان میروند. تلفات آلودگی هوا و ابتلا به انواع ناراحتیها و بیماریهای ناشی از آن نه تنها در کلانشهرها وضعیتی بحرانی پدید آورده، بلکه غرب و جنوب غربی ایران در سالهای اخیر با آلودگی هوای ناشی از گرد و غبار نیز مواجه شده است. </p>
حسین حکیمیان سال ۹۳ را در شرایطی آغاز کردیم که با انباشت تاریخی عظیمی از مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجهیم. جدا از تنشهای سیاسی داخلی و خارجی (پرونده هستهای)، بحران کمآبی، خشکسالی و تداوم آن باعث شده است ایران از هماکنون وارد مرحله سوم خشکسالی شود که به «خشکسالی هیدرولوژیک» معروف است و طی آن سفرههای آب زیرزمینی رفته رفته از میان میروند. تلفات آلودگی هوا و ابتلا به انواع ناراحتیها و بیماریهای ناشی از آن نه تنها در کلانشهرها وضعیتی بحرانی پدید آورده، بلکه غرب و جنوب غربی ایران در سالهای اخیر با آلودگی هوای ناشی از گرد و غبار نیز مواجه شده است.
آمارهای سازمان ثبت احوال در سالهای اخیر از افزایش طلاق و کاهش میزان ازدواج خبر میدهند. بنابر نتایج تحقیق انجام شده توسط وزارت بهداشت در سالهای ۸۹-۹۰، حدود ۳۵ درصد افراد ۱۵ تا ۶۴ ساله در کشور نیاز به استفاده از خدمات سلامت روان داشتهاند.
سرمایه اجتماعی به معنی قوام و انسجام و اعتماد بین آحاد جامعه روبه کاهش بوده است به طوری که در سال ۲۰۱۳ در میان ۱۴۲ کشور، رتبه ۱۲۰ را داشتهایم و در واقع از سال ۲۰۰۹، حدود ۴۰ رتبه نزول کردهایم. به این مشکلات، معضل افزایش ۵/۵ میلیون افراد جویای کار طی سالهای آینده را باید افزود که به ۳ میلیون بیکار فعلی اضافه میشوند و این موضوع در شرایطی است که به گواه آمار و ارقام، خالص ایجاد شغل بسیار ناچیز بوده که این خود بهمعنای ناتوانی اقتصاد در سرمایهگذاری و ایجاد قدرت تولیدی است.
سال ۹۳ را همچون هر سال نوی دیگر با دعای «یا مقلب القلوب ...» و آرزوی تحول با طرح شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» از سوی مقام معظم رهبری آغاز کردیم ضمن آنکه در پایان سال ۹۲ سیاستهای ۲۴ گانه اقتصاد مقاومتی نیز از سوی ایشان به سران سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده بود. یک روز پس از ابلاغ این سیاستها، رئیسجمهور طی نامه ۱۱ بندی به معاون اول بر جلب مشارکت گسترده همه نهادها جهت ارائه پیشنهادهای لازم، نقشه راه و زمانبندی اجرای مواد ۲۴ گانه این سیاستها تاکید کرد. بر این نکته باید پافشرد که الزاما تعیین سیاستها نمیتواند راهگشا باشد، بلکه نحوه عملی شدن آنها است که از اهمیت بسزایی برخوردار است و تجربه سیاستهای اصل ۴۴ گواه این حقیقت است.
سیاستهای اقتصاد مقاومتی هر چند که با فرض عدم اطمینان به کاهش تحریمها طراحی شده و بر تقویت بنیانهای تولیدی و صادراتی استوار است، لیکن بر الزام توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان به ویژه همسایگان تاکید دارد.
در زمینه حمایت از تولید داخلی ضروری است برای اندیشیدن درخصوص یافتن راهکارها جهت استفاده از ظرفیت متخصصان تولیدی داخلی، چگونگی ایجاد فرصت بنگاهها برای تولید محصولات جدید و شبکهسازی بنگاهها به منظور مقابله با تحریمها به تدبیر نشست.
درخصوص فرهنگ، واقعیت آن است که هم قبل و هم بعد از انقلاب، در چارچوب برنامههای توسعه به مسائل فرهنگی (فعالیتهای فرهنگی) در قالب تخصیص بودجه به نهادهای متولی فرهنگ پرداخته شده است، لیکن آنچه مهم مینماید و از جنبه رابطه فرهنگ با توسعه اقتصادی برجسته میشود نهادینه شدن انگارههای فرهنگی چون ارزش و قداست کار و احترام به حقوق افراد مطابق با نیازهای توسعه اقتصادی است و این درحالی است که تحقق این انگارهها در برنامهریزیهای توسعه جایی ندارند.
همانطور که علوم رفتاری بر رابطه تعیین کننده ساختار -
رفتار - عملکرد تاکید دارد، تنها در صورتی رفتارهای فرهنگی مناسب و مطلوب جهت تحول جامعه شکل میگیرد که ساختارهای اقتصادی - اجتماعی تغییر یابد.
تغییر این ساختارها به کیفیت مدیریت نهادها بستگی دارد و همانطور که در یک خانواده (کوچکترین واحد اجتماعی) یک پدر و مادر منسجم و قوام یافته، فرزندانی مناسب تربیت میکنند، سه آفت فرهنگی جامعه (دروغ، ریا و چاپلوسی) که در سازمانها نیز جلوه خاصی دارد فقط در سایه توجه مدیریت منسجم و دارای ارزشهای انسانی رنگ میبازد.
گرچه توسعه اقتصادی، پایه تحول است لیکن از لحاظ فرهنگی جامعه باید به این باور برسد که از «ماست که بر ماست». فردی که نیاز مالی و اقتصادی دارد اگر کار خلافی میکند، نمیتوان بدون درنظر گرفتن شرایط صرفا او را مقصر دانست هرچند که در این میان افرادی هستند که بهرغم نیاز شدید مالی و اقتصادی دست به هر کار خلافی نمیزنند.
اما فساد اقتصادی گسترده در جامعه و رفتارهای نامطلوب فرهنگی در حوزههای عمومی چون رانندگی و حفظ محیطزیست را که جملگی با فرافکنی و سلب مسوولیت از وجدان فردی و جمعی خویش صورت میگیرد، چگونه باید توجیه کرد؟ در این زمینه مدیریت کلان جامعه باید به عنوان یک الگو عمل کند.
به رغم همه این معضلات و مشکلاتی که در بالا به آن اشاره شد، نباید امید را از دست داد. با روی کار آمدن دولت یازدهم رشد تورمی و بحران ارزی در پهنه اقتصاد رو به کاهش نهاد و توجه دولت به مقوله سرمایه اجتماعی در قالب ارائه شفاف اطلاعات و بازسازی رابطه دولت- ملت و مقبولیت سیاستهای اقتصادی بارقههای امید را در سطح جامعه ایجاد کرده؛ هرچند که با محدودیتهای جدی مواجه است.
از این جنبه سال ۹۳، سال تعیینکنندهای است چرا که سیاستهای جدید اجرایی دولت در محک و آزمون عملی مردم قرار میگیرد و چنانچه جامعه با سرخوردگی انتظارات روبهرو شود ممکن است با شرایطی بسیار بدتر از سالهای قبل روبهرو شویم.
برای دولت برخی خطوط قرمز و بیشتر «نبایدها» مشخص شده است و ابهام در «بایدها» کم نیست. آیا ما در سال ۹۳ به حل معمای توسعه نیافتگی بهرغم اذعان همه کارشناسان به مزیتهای منابع طبیعی و انسانی کشور نزدیک میشویم؟ آیا مدل اقتصادی جامعه مبتنی بر رقابت، دقیقتر میشود؟ آیا در جهت رهایی اقتصاد از وابستگی به نفت و حاکمیت بلامنازع دولت بر اقتصاد حرکت میکنیم؟ آیا طلیعه سحر نزدیک است؟!