پرندههای بیسرنشین
روباتهای آسمانی، سرنوشت جنگ را تغییر میدهند
مترجم: سمانه فیاضی دهه جنگ افروزی نابخردانه آمریکا که سرآغاز آن به اوایل قرن ۲۱ برمیگردد، به دلایل بسیاری در اذهان باقی خواهد ماند؛ اما وقتی صحبت از فناوری به میان میآید، ظهور پهپادها (هواپیماهای بدون سرنشین) بیش از هر چیز دیگری در مرکز توجه قرار میگیرد. وقتی آمریکا در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد، تنها چند صد فروند از این هواپیماها داشت و وقتی خاک عراق را ترک کرد این عدد تقریبا به ۱۰ هزار فروند رسیده بود. چندین دهه است که از بالگردهای بدون سرنشین رونمایی شده است؛ اما اتفاق تازه این بوده است که به لطف سیستم موقعیتیابی جهانی (GPS) اکنون میتوانند موقعیت خود را شناسایی کنند و به کمک سیستمهای ماهوارهای پیشرفتهتر و دیگر زنجیرههای ارتباطی قادر به ارسال اطلاعات فراوانی هستند. به این ترتیب پهپادها میتوانند تمام سطوح ارتش تشنه اطلاعات آمریکا را از نظر اقداماتی همچون جاسوسی، نظارت و ردیابی (ISR) تغذیه کنند. بهعنوان مثال، یک جوخه از سربازان میخواهند فراتر از ساختمان روبهرویی خود را ببینند یا یک سازمان اطلاعاتی هدفی را ردیابی کند یا ستاد ارتش میخواهد بفهمد که در یک منطقه خاص چه میگذرد؛ امروزه برای کمک به همه این افراد و سازمانها یک پهپاد وجود دارد.
در تمام این دوران، هیچ پهپاد یا روبات دیگری بهطور کامل، فرآیند احراز صلاحیتی را که برای سلاحهای جدید آمریکایی لازم است، طی نکرد. هر زمان که احساس نیاز میشد این هواپیماها در هر مرحلهای، حتی بدون آمادگی به میدان فرستاده میشدند. در زمین، رویارویی با بمبها نیاز اصلی بود و در آسمان، اقدامات ISR (اطلاعات، نظارت و شناسایی) مساله حائز اهمیت تلقی میشد.
تعداد کمی از این پهپادها برای تدارک مقدمات حمله، هم در میدان نبرد و هم خارج از آن و غالبا در کشورهایی مثل پاکستان، یمن و سومالی که آمریکا با آنها در جنگ نبود، استفاده میشدند. بیشتر این حملهها توسط «سیا» هدایت میشد. عملیات ققنوس این سازمان در سالهای ۱۹۷۰، مسبب مرگ دهها هزار نفر در جنوب ویتنام بود. به تدریج، تاکتیکهایی به این پهپادها اضافه شد که سبب میشد فراتر از یک پشتیبان لجستیکی عمل کنند.
تعداد کمی از این هواپیماها برای پرتاب موشک طراحی شدند، همچنین استراتژیهای جدیدی بهکار گرفته شد تا خود را با «جنگ جهانی علیه ترور» (اقداماتی که آمریکا بعد از حادثه ۱۱سپتامبر در پیش گرفت) وفق دهند. این مساله نشان میدهد که پیشرفتهایی هر چند جزئی در فناوری، پیامدهای بزرگی را به همراه خواهد داشت. با وجود همه این اوصاف، هواپیماهای بدون سرنشین، باهوشتر از روباتهای زمینی نیستند. این روباتها عملکرد بیشتری دارند؛ چرا که با چالشها و موانع کمتری مواجه هستند. وظیفه عمده آنها هدایت دوربین یا موشک در مسیر صحیح است. آنهایی که باهوشترند، میتوانند از برخی فرمانها اطاعت کنند؛ دستوراتی مثل «سر جایت بمان»، « این نقشه پرواز را دنبال کن» و... بعضی از آنها در صورت قطع ارتباطات با فرماندهی میتوانند به محلی که آخرین دستور را دریافت کردهاند، بازگردند.
بعضی طراحان نظامی، آینده روشنی را برای پهپادها و همچنین روباتهایی که در سطح زمین یا دریا عمل میکنند، متصور شدهاند. آنها معتقدند این ابزارهای هوشمند قادر هستند اقداماتی فراتر از پیگیری امور اطلاعات، نظارت و شناسایی را به انجام رسانند. نیروهای نظامی هر اندازه پهپادها را گسترش و توسعه دهند، فشار بیشتری به حکومت وارد میشود. یک دلیل آن هزینهها است؛ هواپیمایی که حداقل نظارت را نیاز دارد، نسبت به گونه توسعهیافتهتر که توجه دقیقتری رابرای هدایت میطلبد، ارزانتر است. دیگری امنیت است. نکته مهم دیگر، اعتماد به هواپیمای بدون سرنشین است و اما مساله اساسیتر اینکه دشمنان شما میخواهند که به این هواپیماها حمله کنند. فرماندهی، کنترل و شبکه ارتباطی این هواپیماها هدف مهمی خواهد بود. پهپادهای مستقل (که شرکتهای خارجی در ساخت آن دخالت نداشتهاند) نسبت به چنین حملاتی آسیبپذیری کمتری دارند.
تصور اینکه شیوههای نوین جنگ، به شکل فزایندهای به دنبال ساخت سلاحهای مستقل مرگبار است، مردم را وحشت زده میکند. سازمانهای مختلف حمایت از حقوق بشر در قالب « کمپین توقف روباتهای قاتل» گرد هم آمدهاند تا جریان تولید سلاحهای کاملا مستقل را متوقف کنند. پیماننامه سلاحهای متعارف خاص، پیش از این باعث ممنوعیت سلاحهای کورکننده لیزری و گونههای خاصی از مواد منفجره شد و قرار است گفتوگوهای تازهای را درباره چنین ممنوعیتهایی در ماه مه و در شهر ژنو آغاز کند.
مساله نگرانکننده دیگر این است که با محول کردن اقدامات نظامی به این روباتهای هوشمند، محسناتی که سربازان دارند کنار گذاشته میشود؛ چراکه کشتن دیگران برای افراد نظامی مسالهای حائز اهمیت است و این افراد همیشه ابعاد انسانی این جریان را در نظر میگیرند؛ اما روباتها این قدرت تشخیص را ندارند. هیچکس با روباتهایی که جان دیگران را نجات میدهند، به خنثی سازی بمبها میپردازند یا مسیرهای ناشناخته را شناسایی میکنند یا احتمالا در آینده مجروحین را از میدان جنگ بیرون میآورند مشکلی ندارد، اما روباتهایی که جایگزین افراد میشوند (یا به دست دشمن هدایت میشوند) میتوانند دردسرساز شوند.
شاید به همین دلیل است که در حال حاضر پنتاگون بودجه مربوط به روباتها را کاهش داده است. سهم سیستمهای بدون سرنشین از بودجه سال ۲۰۱۴ آمریکا، به یک سوم سال گذشته کاهش پیدا کرده است. بعضی افراد، بهویژه در نیروی هوایی، هرگز اهمیت چندانی برای این سیستمها قائل نبودهاند و حتی ترجیح میدهند که به آنها بهای کمتری داده شود.
مارک گانزینگر، سرهنگ بازنشسته آمریکایی اظهار میکند عدم ارتقای هواپیماهای بدون سرنشین به معنای از دست رفتن فرصتها برای توسعه قابلیتهای نیروهای مسلح آمریکا است. توجه به ناوگان هوایی که قابلیت اثربخشی هر چه بیشتر برنامهها را دارد، برای استراتژی نظامی آمریکا مسالهای اساسی است. ناوگان هوایی همواره در معرض حملات موشکی قرار دارد، اگر این پهپادها قابلیت حمل بمب و موشک را داشتند، میتوانستند از فواصلی دورتر از جبهه دشمن به آنها ضربه وارد کنند. پهپاد آمریکایی X۴۷B نشان داده است که توانایی برخاستن و فرودآمدن قابل توجهی را دارد، اما در حال حاضر، هیچ برنامهای برای توسعه قابلیتهای آن وجود ندارد تا به این وسیله بتواند اهداف پدافندی را از فاصلهای ایمن در دریا مورد حمله قرار دهد. این مساله نیازمند پهپادهایی است که بتوانند بر استحکامات دشمن تسلط پیدا کنند، اما نسل حاضر این قابلیت را ندارد.
کوادکوپترها با برد پروازی ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر و عمر باتری نیم ساعت در حال حاضر به تولید انبوه رسیدهاند و هزینهای کمتر از ۱۰۰۰ دلار برای ساخت آنها لازم است. بر اساس گزارش اخیر CNAS(مرکز امنیت نوین آمریکا) توانایی پروازی این روباتهای پرنده، بهویژه بر فراز دریاها میتواند امکانات تاکتیکی جدیدی را فراهم کند. چنین پیشرفتی در فناوری همان چیزی است که میتواند برنده هر جنگی را مشخص کند.
پهپادها ارزانتر از این نیز خواهند شد؛ چرا که بازار آنها گستردهتر میشود. در آمریکا هنوز هم هیچ چارچوب قانونی مشخصی در رابطه با استفاده تجاری از پهپادها وجود ندارد. اداره هوانوردی فدرال در نظر دارد که از سال ۲۰۱۵ گروهی را برای نظارت بر استفاده تجاری از این وسایل در آسمان کشور تدارک ببیند.
پیتر سینگر از موسسه بروکینگز در واشنگتن دی سی، بررسیهایی را درباره هوانوردی نظامی به انجام رسانده و به این نتیجه رسیده است که قابلیت پیشرفت و توسعه پهپادها بسیار بالا است. در ابتدای جنگ جهانی اول، امور مربوط به شناسایی برای هوانوردی نظامی از اهمیت بسیاری برخوردار بود. ظهور بمب افکنهای تخصصی چهره جنگ را دگرگون کرد تا سال ۱۹۱۸ دهها هزار هواپیمای جنگنده به ناوگان هوایی کشورهای حاضر در جنگ اضافه شد. مردانی مثل بیلی میشل، هیو ترنچارد و گولیو دوئت به این نتیجه رسیده بودند که هواپیماها میتوانند به شکلی اساسی سرنوشت جنگ را تغییر دهند.
نکته جالب توجه برای آقای سینگر این است که هواپیماهای جنگنده در زمان جنگ جهانی اول چه نکردند. هیچ کدام از این هواپیماها برای انتقال پیام، اجناس، مردم یا سمپاشی محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار نگرفتند. امروزه تنوع در هواپیماهای بدون سرنشین نظامی بیش از پیش است. غالبا این پهپادها بهمنظور شناسایی و گاهی اوقات حمله، تدارکات و ارتباطات مورد استفاده قرار میگیرند. اما به مرور زمان به قابلیتهای آنها افزوده میشود و عملکرد آنها در سطحی فراتر قرار میگیرد.