سیاست خارجی توسعهگرا
تبیین رابطه همافزای جهانی شدن، توسعه و سیاست خارجی
دکتر مسعود موسوی شفائی عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس (shafaee@modares.ac.ir) در عصر جهانی شدن برای تحقق اهداف کلان ملی، ایجاد تعاملی پویا و همافزا میان دو سطح داخلی (ملی) و خارجی (بینالمللی) ضروری است. سیاست خارجی هر کشور محل وقوع و ابزار ایجاد این تعامل سازنده و همافزا است. این همان نقطه کانونی است که در آن «توسعه، سیاست خارجی و جهانی شدن» با یکدیگر پیوندی عمیق و ناگسستنی پیدا میکنند.
در صورت برقراری تعامل یاد شده و تحقق توسعه و تامین رفاه، زمینه برای آزادی عمل (Autonomy) و ارتقای عزت نفس (Self-respect) بهمثابه دو هدف اساسی سیاست خارجی ایران فراهم خواهد شد.
نکته حائز اهمیت در این میان آن است که آنچه حرکت و چرخش این سیکلِ همافزا را ممکن و تسهیل میکند، سیاست خارجی مبتنی بر رویکرد توسعهمحور است که امکان تعامل سازنده میان دو طرف این رابطه دوسویه را فراهم کرده و از این طریق، تعاملی پویا در حرکت و چرخش سیکلِ توسعه در جهانی شدن ایجاد میکند. پیش شرط تحقق سیکل مزبور، تبدیل شدن توسعه برونگرا به پارادایم حاکم بر ذهن و عملکرد شهروندان و دولتمردان است.
البته تحقق این امر خود نیازمند یک انتخاب تاریخی و سرنوشتساز برای رها شدن و بریدن از ذهنیتهای دیگر و ورود به فضای توسعه محور و جهان آینده با پذیرش تمامی الزامات و دشواریهای آن جهت توسعه، رفاه، پیشرفت و محوریت اقتصاد بهعنوان مبنای نوین رشد و امنیت
است.
آزادی عمل و عزت نفس ملی به مثابه محصول روابط تعاملی جهانی شدن، توسعه و سیاست خارجی در کانون این سیکل قرار گرفته است.
از آنجا که جایگاه بینالمللی، رفاه، امنیت و قدرت هر ملتی در سالهای پیشِرو منوط به ورود و میزان حضور و مشارکت آن ملت در فضای جهانی شدن است و همزمان شرط لازم برای نقش آفرینی در این فضا نیز به میزان و سطح توسعهیافتگی هر کشور بستگی دارد، پس گریزی نیست مگر ورود در این رابطه دو سویه؛ رابطهای که در آن، از یک سو توسعهیافتگی شرط لازم برای ورود به فضای جهانی شدن با هدف کسب رفاه، ثروت، امنیت و قدرت برای شهروندان و ملت است و از سوی دیگر شرط و لازمه حرکت در مسیر توسعهیافتگی، ورود به فضای جهانی شدن خواهد بود و این سیاست خارجی است که باید پیوند هم افزای میان این دو را به نحو مطلوب و سازنده
برقرار سازد.
در شرایط جهانی کنونی دستیابی به خودباوری و آزادی عمل پایدار و فزاینده در عرصه بینالملل اساسا بر اساس میزان توسعهیافتگی کشور رخ خواهد داد. کشوری در عصر جهانی شدن میتواند آزادی عمل، عزت نفس و جایگاه و موقعیت بینالمللیِ شایسته خود را کسب کرده و استقلال (در مفهوم آزادی عمل) و رفاه ملت خویش را بهبود بخشیده و امنیت ملی خود را پاس بدارد که از سطح توسعهیافتگی بالایی برخوردار باشد، یا با گامهای پیوسته و پرشتاب در مسیر توسعه پایدار حرکت کند. نکته مهمتر اینکه تجارب توسعه در سطح جهان و کشورهای گوناگون در حال توسعه نشان میدهد که در شرایط جهانی شدن، امکان به بار نشستن برنامههای توسعه ملی درونگرا و مبتنی بر خودکفایی و خوداتکایی بسیار کم است.
از جهت دیگر الگوهای موفق توسعه در میان کشورهای در حال توسعه، در گرو توسعه برونگرا و استفاده از منابع و امکانات جهانی (و عبور از سد موانع و تهدیدهای بینالمللی) بوده است. این گونه از توسعه نیازمند پیوند و تعامل سازنده با جهان برای ایجاد آرامش، ثبات و امنیت محیط پیرامونی جهت توسعه اقتصادی و استفاده از امکانات بینالمللی است. در دنیای کنونی هدف حفظ استقلال/آزادی عمل/عزت نفس، با ابزار توسعه مبتنی بر تعاملسازنده با جهان به سر منزل مقصود میرسد؛ این امر نیازمند هموزنی و همافزایی پویا میان برنامههای توسعه ملی و الزامات نظام بینالمللی است.
ایجاد تعامل و تعادل گفته شده میان سطوح درونی و بیرونی کشور، همچنین با مساله اقتدار نظام ارتباط تنگاتنگی دارد. همچنان که پیشتر به آن اشاره شد، در سطح بینالملل به ویژه در دوره پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد شاهد عالمگیر شدن توسعه و رفاهگرایی بهعنوان وجه غالب نظام بینالملل کنونی هستیم.
بهگونهای که میتوان از دگرگونی همهگیر در بنیان نظامهای گونهگون در عصر جهانی شدن سخن گفت و ادعا کرد که مسیر تحولات جهانی بهگونهای پیش میرود که به صورت روزافزون، توان حکومتها برای گام برداشتن در مسیر توسعه، رفاه و پیشرفت مداوم به مبنای اقتدار و امنیت ملی تبدیل شده است. در شرایط جهانی شدن، عموم مردم کشورهای مختلف بیش از هر چیز به دستیابی به رفاه و تامین آینده خود از مسیر توسعه پایدار میاندیشند.
این امر فشارهای زیادی را بر دولتهایی که مبنای سیاستهای خود را بر بنیانی غیر از توسعه قرار دادهاند وارد میکند. در دنیای کنونی مردمان جهان و به ویژه ایران در چارچوب فرآیند جهانی شدن همواره در حال مقایسه شرایط اقتصادی و رفاهی خود با سایر کشورهایی هستند که با محور قرار دادن توسعه برونگرا و پیوندزدن سرنوشت خود با اقتصاد جهانی به سرعت در حال طی کردن مسیر توسعه اقتصادی و رسیدن به رفاه پایا و پایدار ساختن بنیانهای خود هستند و افزودن میزان آزادی عمل، عزت نفس و امنیت ملی خویش در عرصه بینالملل را در مسیر و از طریق توسعه جستوجو میکنند.
بر این اساس ضرورت پیوند با توسعه، در چارچوب جهانی شدن بیش از پیش هویدا شده و رشد و پویایی کشور به توسعه برونگرا وابسته شده است.