چالش تخصیص یارانه به سوخت در آفریقا

شماره روزنامه: ۳۱۸۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۹۹۰۳۲ اندیشه-اقتصاد

نویسنده: آنتوانت سِی آه/ مدیر دپارتمان آفریقا صندوق بین‌المللی پول مترجم: مریم رشنو کشورهای آفریقای سیاه (مناطق زیر صحرای آفریقا) سال‌ها است که هزینه‌ بسیاری صرف یارانه سوخت و برق می‌کنند. حجم این مبالغ به‌طور میانگین ۳ تا ۴ درصد تولید ناخالص داخلی این کشورها است که تقریبا رقمی معادل کل هزینه‌های عمومی در حوزه سلامت است؛ اما آیا این سیاست، روش مناسبی برای توزیع منابع کمیاب است؟ پول تخصیص‌یافته در حقیقت به کجا می‌رود؟ آیا پرداخت یارانه، سطح زندگی مردم فقیر آفریقا را ارتقا بخشیده و رقابت‌پذیری اقتصادی این کشورها را افزایش داده است؟ پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها آشکارا منفی است.

چالش تخصیص یارانه به سوخت در آفریقا

نویسنده: آنتوانت سِی آه/ مدیر دپارتمان آفریقا صندوق بین‌المللی پول مترجم: مریم رشنو کشورهای آفریقای سیاه (مناطق زیر صحرای آفریقا) سال‌ها است که هزینه‌ بسیاری صرف یارانه سوخت و برق می‌کنند.

حجم این مبالغ به‌طور میانگین ۳ تا ۴ درصد تولید ناخالص داخلی این کشورها است که تقریبا رقمی معادل کل هزینه‌های عمومی در حوزه سلامت است؛ اما آیا این سیاست، روش مناسبی برای توزیع منابع کمیاب است؟ پول تخصیص‌یافته در حقیقت به کجا می‌رود؟ آیا پرداخت یارانه، سطح زندگی مردم فقیر آفریقا را ارتقا بخشیده و رقابت‌پذیری اقتصادی این کشورها را افزایش داده است؟ پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها آشکارا منفی است. در حقیقت می‌توان از این حجم عظیم سرمایه به نحو بسیار موثرتری، درزیرساخت‌های مادی و انسانی بهره برد و رشد اقتصادی آفریقای سیاه را تضمین کرد.
حقیقت آن است که بیشتر محصولات سوختی توسط گروه‌های پردرآمد مصرف می‌شوند. این امر درخصوص یارانه برق حتی بیش از انرژی صدق می‌کند، چراکه بسیاری از آفریقایی‌های فقیر اساسا به شبکه متصل نیستند! به علاوه منافع حاصل از پرداخت یارانه بسیاری اوقات در چارچوب یک کشور باقی نمی‌ماند و ارزانی قیمت‌ها، تمایل به قاچاق این محصولات را به کشورهای همسایه افزایش می‌دهد. صادرکنندگان نفت اغلب یارانه‌ بیشتری برای انرژی در نظر می‌گیرند، زیرا در مقایسه با واردکنندگان با محدودیت‌های مالی کمتری مواجهند، اما یارانه پرداختی توسط آنها غیر‌شفاف است و عموما به جای تخصیص در هزینه‌های عمومی و بودجه، صرفا موجب کاهش درآمد شرکت‌های نفتی دولتی می‌شود. همچنین ممکن است صادرکنندگان نفت با قیمت‌های تولید اندک خود فریفته شوند و از منافع عظیم فروش سوخت در بازار جهانی غافل شوند.
از این رو اتخاذ رویکردی صحیح برای اصلاح شفاف و برنامه‌ریزی شده یارانه انرژی ضروری است. البته یقینا حذف یارانه‌ها بر درآمد تمامی گروه‌های اجتماعی از جمله اقشار کم‌درآمد تاثیرگذار است، چراکه این اقشار نیز از طریق قیمت پایین غذا و حمل و نقل در منافع حاصل از پرداخت یارانه سهیم هستند.
پرداخت یارانه‌ انرژی چشم‌انداز رشد میان‌مدت و بلندمدت را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. یارانه‌ها به نحو آشکاری تصمیمات سرمایه‌گذاران عمومی و خصوصی را منحرف می‌سازند. به‌طور مثال، ناتوانی شرکت‌های تولید برق در تامین هزینه‌های تولید به چرخه‌ای از کمبود سرمایه‌گذاری می‌انجامد که در آن زیرساخت‌ها مورد غفلت واقع شده و از میان می‌روند، در نتیجه کشور پیوسته با قطعی برق مواجه می‌شود. قطعی پیاپی برق به نوبه خود رقابت‌پذیری و پتانسیل رشد را کاهش می‌دهد و این کاهش سبب دلسردی سرمایه‌گذاران می‌شود. آشکار است که در اثر این فرآیند، حجم سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد و شرکت‌ها در پرداخت هزینه‌ها با دشواری بیشتری مواجه می‌شوند.
چنین چرخه معیوبی واقعیت آفریقای سیاه در اواسط دهه ۸۰ میلادی است. در این دوران تولید سرانه انرژی و مصرف آن به سختی افزایش می‌یافت و حتی امروز نیز ظرفیت تولید کل منطقه حدود یک‌سوم ظرفیت کشور اسپانیا است. طبیعتا بدون رشد قابل توجه در ظرفیت تولید برق، کشورها قادر به حفظ نرخ رشد اقتصادی برای دو دهه آینده نیستند. مطابق بررسی بانک جهانی، اگر زیرساخت الکتریسیته‌ در آفریقای سیاه بیش از این توسعه یافته بود، آنها قادر بودند به نرخ رشدی دست‌کم ۲ درصد بالاتر از نرخ فعلی دست یابند.
در کنار این امر، کشورهای بهره‌مند از برق کم هزینه آبی یا گازی نیز باید برای توسعه تجارت منطقه‌ای، میزان تولید خود را افزایش دهند. به علاوه پرداخت یارانه انرژی، به‌طور مستقیم، حوزه‌هایی چون زیرساخت‌ها و خدمات اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای مثال، دولت نیجریه، حتی پس از اصلاحات اخیر، هزینه به مراتب بیشتری از آموزش یا سلامت را به یارانه انرژی اختصاص می‌دهد. البته یارانه‌ها در کنار هزینه‌های اقتصادی، مشکلات زیست‌محیطی بسیاری را نیز به دنبال دارند. مصرف بسیار زیاد محصولات سوختی ارزان، در قاره‌ای با امکانات بی‌پایانی از انرژی‌های پاک، رقابت‌پذیری آنها را با سوخت‌های فسیلی از میان برده است.
با این اوصاف اگر چنین هزینه‌هایی از پرداخت یارانه انرژی حاصل می‌شود و فقرا نیز منفعت چندانی از آن نمی‌برند، چرا باید پرداخت یارانه‌ها ادامه یابد؟ و از آن مهم‌تر چگونه باید این سیاست را اصلاح کرد؟ یکی از دلایل اصلی مقاومت در برابر اصلاح نظام پرداخت یارانه، تمایل دولت‌ها به این شیوه است، چراکه پرداخت یارانه راه نسبتا آسانی برای تخصیص منابع است، به‌ویژه در شرایطی که شبکه‌های حمایت اجتماعی نیز توسعه نیافته باشند. به علاوه از دیدگاه سیاسی، منافع گروه‌های مرتبط با پرداخت یارانه مانع از تغییر روش فعلی می‌شود. البته جمعیت زیادی از مردم نیز تمایلی به حذف این یارانه‌ها ندارند و دولت‌ها را جایگاه مطمئنی برای استفاده موثر از درآمدهای حاصل، در مسیر سرمایه‌گذاری مناسب و حمایت اجتماعی نمی‌دانند.
بنابراین اجرای اصلاحات مورد نیاز چندان آسان نیست. با این حال گزارش صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد انجام فرآیند اصلاحی کاملا عملی است و می‌توان درس‌های بسیاری از تجارب موفق اصلاح نظام پرداخت یارانه در سراسر جهان آموخت. تجاربی که شانس موفقیت را افزایش می‌دهند و در اینجا به سه مورد از آنها به نسبت با کشورهای آفریقای سیاه اشاره می‌شود. نخستین نکته‌ای که در این مسیر باید مورد توجه قرار گیرد، آماده‌سازی و تدوین دقیق گام‌های اجرای اصلاحات است. باید درک عمومی نسبت به موقعیت موجود اصلاح شود و آگاهی مردم از هزینه‌های مرتبط و ذی‌نفعان حقیقی آنها افزایش یابد. طبیعی است که چنین اجماعی برای کاستن از یارانه‌ها مستلزم صرف زمان است. به‌طور مثال، نامیبیا و کنیا زمان زیادی را برای آماده‌سازی پیشین و ذهنی اصلاحات در بخش انرژی صرف کردند. بخشی از این آماده‌سازی به کمپین‌های اجتماعی بازمی‌گردد که ابزارهای جایگزینی را به گروه‌های تحت‌تاثیر اصلاحات معرفی می‌کنند و نحوه‌ هزینه‌کرد منافع حاصل از این صرفه‌جویی را برای آنها آشکار می‌سازند. در کنار این امر، اصلاحات پایدار نیازمند توسعه نهادهای نیرومند است.
اصلاح یارانه سوخت در تانزانیا شامل ایجاد نهاد نظارتی بود که نه تنها مجوزهای فنی مورد نیاز را صادر کرده و مقررات را تنظیم می‌کند، بلکه به‌طور دائمی مردم را از تغییرات قیمتی و عملکرد بازار آگاه می‌سازد. در حوزه برق، اصلاحات پایدار به تلاشی بیش از افزایش تعرفه‌ها نیاز دارد. در حقیقت تعرفه برق در آفریقای سیاه، به سبب هزینه بالای تولید، بسیار بیش از مناطق دیگر است. از این رو دستیابی به کاربرد موثر عمومی تنها از طریق ارتقای مدیریت، کاهش زیان‌های ناشی از عوامل توزیعی/تجاری و افزایش مجموع درآمد حاصل امکان‌پذیر است. البته سطوح پایین بدهی دولتی در آفریقای سیاه نیز فرصت سرمایه‌گذاری قابل توجه روی منابع ارزان‌تر انرژی را فراهم می‌آورد.
با توجه به این نکات، اصلاح نظام یارانه انرژی، چالشی جدی برای سیاست‌گذاری توسعه در آفریقای سیاه محسوب می‌شود. در حقیقت با آنکه اصلاح تدریجی ممکن است مناسب‌تر به نظر آید، اما مزایای حاصل از انجام اصلاحات بسیار گسترده است. از این رو باید با اراده‌ای قوی‌تر از هر زمان دیگر، نظام پرداخت یارانه‌ها اصلاح شود. دیگر زمانی برای تلف کردن باقی نمانده است!
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن