گذشته چراغ راه آینده
نقدی برکتاب «به خاطر سپردن تورم» اثر بریجیت گرانویل
نویسنده: رامین ناصحی مترجم: زهرا تهمتن بریجیت گرانویل در این کتاب عنوان میکند که برای پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته، اقتصاددانان پولی و سیاستگذاران باید به درسهایی که طی تورم بزرگ دهه 1970 آموختهاند توجه ویژهای داشته باشند. اقتصاددانان همواره با پرسشهای بنیادینی نظیر اینکه علت تورم چیست و ارتباط آن با بیکاری و رشد کدام است، فرضیه نرخ تورم طبیعی، تئوری مالی سطح قیمت و اهداف درست بانکهای مرکزی دست به گریبان هستند.
هدف کتاب این است که فراتر از همه پرسشهای اساسی مطرح شده بتواند، خطرات ناشی از فراموشی نقش اعتبار در ایجاد سیاستهای پولی صحیح را به تصویر بکشد. این کتاب، کتابی مفید برای هر اقتصاددانی است که پیگیر بحثهای داغ تورم است. بعد از شیوع بحرانهای مالی جهانی، بسیاری از دانشگاهیان درباره اینکه علم اقتصاد باید بهطور جدی تری تاریخ را در نظر بگیرد، بحث زیادی کردهاند.
در ادامه همراه با نویسنده به بررسی و مرور تاریخ اندیشه در تورم و ارائه دروس مهم برای امروز میپردازیم. تاکید کتاب بر این است که خطر تورم را در غبار و ابهام بحرانهای کنونی فراموش نکنیم.
از قضا، این کتاب زمانی انتشار یافت که بانکداران مرکزی، ایالات متحده، بریتانیا و اتحادیه اروپا حجم بیسابقهای پول به اقتصاد خود تزریق کرده بودند، این اقدام تلاشی در جهت کاهش نرخ بهره بلندمدت و فراهم کردن نقدینگی برای بخش مالی بود، اما نسبت به تورم حساسیت و نگرانی کمی داشت. کاملا برعکس، در اقتصاد این کشورها به علت سطح بالای بدهی و احتمال خطر کاهش قیمتها، زمانی بود که سیاستگذاران از نرخ تورم ثابت برای تسهیل فرآیند کاهش بدهیها در بخشهای مختلف از طریق کاهش ارزش واقعی بدهیهایشان استقبال میکردند. اگرچه گرانویل هشدار میدهد، وسوسه بالا بردن سطح دیون در کشورهای ثروتمند، ممکن است باعث سست شدن میزان کنترل بانکهای مرکزی بر انتظارات تورمی شود و به اعتبار آنها آسیب وارد آورد. گرانویل یادآور میشود که اعتبار در یک دوره طولانی و سخت تاریخی به دست آمده است.
کتاب گرانویل دیدی جامع از تحقیقات نظری و تجربی انجام شده در سیاستهای پولی را فراهم آورده است و گستره وسیعی از موضوعاتی را که غیرمستقیم با این موضوع مرتبط هستند مانند جهانی شدن و ثبات مالی را نیز پوشش داده است.
کتاب شناسی ۳۰ صفحهای موجود در کتاب نشاندهنده رویکرد جامع این کتاب است. کتاب با بررسی سیر تحولات فکری در مساله تورم شروع میشود و جریانات مشهور از تغییر رویکرد در تفکرات اقتصادی در قرن بیستم (از ظهور اقتصاد کینزی در ۱۹۳۰ تا پولگرایان در ۱۹۷۰)را مطرح میکند. سپس به بررسی مباحث نظری در مورد ریشههای تورم میپردازد. براساس نظر گرانویل دلیل اصلی تورم کسری بودجه شدید است؛ یعنی معمولا زمانی است که دولتها برای تامین مالی کسری بودجه خود تحت محدودیتهای شدید به چاپ پول وسوسه میشوند.
ریشه این بحث در نظریه «مالی سطح قیمت» است که هسته اصلی کتاب را شکل میدهد و در هر بخش از کتاب نویسنده به آن ارجاع میکند. این نظریه ادعا میکند که سیاستهای مالی احتمالا از طریق شکل دهی انتظارات تورمی عوامل با توجه به چشمانداز کسب درآمد بدهی میتواند بر ثبات قیمتها تاثیر بگذارد. بنابراین برای مهار تورم باید سیاستهای پولی با سیاستهای مالی هماهنگ باشند. در اینجا گرانویل مطرح میکند که برای کنترل تورم وجود یک بانک مرکزی معتبر که ثبات قیمتها را پیگیری کند شرط لازم
و نه کافی، است.
سپس نویسنده این نظریه را برای اقتصاد ایالات متحده تطبیق میدهد و با توجه به کسری بودجه شدید دولت، نسبت به اعتبار آینده بانک فدرال در مهار انتظارات هشدار میدهد. او پیشنهاد میکند که هر سیاستی در جهت افزایش بدهیها باید توسط بانک فدرال کامل روشن و مشخص شود، در غیراینصورت اعتبار این نهاد کم خواهد شد و کنترل خود را روی انتظارات بیشتر از دست خواهد داد.
بانک مرکزی انگلستان
بخش اصلی کتاب درباره عواملی است که در دو دهه اخیر برای جذب اعتبار به بانکهای مرکزی کمک داده است.این عوامل به عنوان با ارزشترین دارایی بانکها ارزیابی شده است. معمولا برای ساخت این اعتبار، استقلال بانک مرکزی عامل بسیار مهمی شناخته میشود، اما نویسنده شواهدی برای این عامل مییابد که قابل نتیجهگیری نیست. او تاکید میکند که برنامه قانونی زمانی موثر است که به سمت مبارزه با تورم سوق پیدا کند و با تعهدات سیاسی بلندمدت همراه باشد.
او بر تصویب این قانون تکیه میکند که هدفگذاری واقعی یک عامل مهم در ایجاد اعتبار بانکهای مرکزی است. هدف قرار دادن تورم، به عنوان موثرترین حامی واقعی برای تضمین ثبات قیمت که نیوزلند و کانادا در دهه ۱۹۹۰ به عنوان پیشگامان این اقدام بودند.
در ادامه کتاب سوالی مطرح میشود که یکی از اساسیترین و مهمترین سوالات اقتصاد سیاسی است، با توجه به ثبات قیمتها، چه کسی از تورم پایین سود میبرد؟ گرانویل با جواب کوتاهی به فقرا اشاره میکند. او تورم را به عنوان مالیاتی کاهنده تصور میکند که درآمد را از فقرا که خود را در مقابل عدم ثبات قیمت نمیتوانند محافظت کنند، در برابر ثروتمندان که میتوانند، بازتوزیع میکند. علاوهبر این مفهوم جانبی توزیع، او سعی در پررنگ کردن این مفهوم دارد که تورم با دلسردکردن سرمایهگذاری «از طریق دامن زدن به بیثباتی اقتصاد کلان مانع ایجاد رشد میشود.»
آیا آزادسازی تجاری تاثیری بر سیاستگذاری پولی دارد؟
در نهایت، کتاب پیرامون سیاستگذاری مالی در عصر جهانی شدن بحث میکند. بهطور خلاصه، گرانویل تصور نمیکند که جهانی شدن سبب افزایش یا کاهش فضای سیاسی برای بانکهای مرکزی در کشورهای ثروتمند یا در حال توسعه شده باشد. او هیچ مثالی پیدا نمیکند که آزاد سازی تجارت یا آزادسازی حساب سرمایه در هر زمینهای مانعی (یا کمکی) برای سیاستگذاری پولی داخلی باشد. در مقابل او علت بسیاری از مشکلات را در ارتباط با جهانی شدن میداند- مخصوصا عدم توازن بین کشورهای بدهکار و بستانکار- در حقیقت او سیاستهای مرکانتیلیستی کشورهای دارای مازاد مانند چین را مقصر ایجاد چنین عدم توازن جهانی میداند.
به هر حال این کتاب چالشهایی را که جهانیشدن مالی برای سیاستگذاری داخلی کشورهای در حال توسعه ایجاد کرده، حل نکرده است (بهویژه جهانی شدن حساب سرمایه). برای نمونه، بسیاری از اقتصادهای نوظهور کنونی در دام معضل سیاست افتادهاند به خاطر جریان ورود گسترده سرمایه در کوتاهمدت که تسهیل مقداری
(Quantitative easing) بانک فدرال را موجب شده است، این کشورها همچنین برای تضعیف جریان ورود سرمایه مجبور به کاهش نرخهای بهره خود هستند یا نرخهای بهره را تغییر نمیدهند و سعی میکنند تاثیر سیاستهای پولی را بیاثر کنند. مورد اول باعث رشد سریع اقتصاد(و نوسانات شدید نرخ ارز اسمی) خواهد شد و درحالیکه مورد دوم سعی به حفظ شرایط جذاب اقتصادی برای ورود سرمایههای جاری دارد. البته مطلب بالا میتواند به عنوان مثالی باشد برای اینکه چطور آزادسازی بازار سرمایه میتواند منجر به محدود کردن فضای سیاسی در اقتصادهای نوظهور شود.
بهطور کلی کتاب گرانویل، دستاورد فکری جالبی است. او تحلیلی قوی از تحقیقات نظری و عملی انجام شده در زمینه تورم ارائه میکند و سیر توسعه تاریخی تفکرات اقتصادی را در این موضوع مهم مشخص میکند. البته ممکن است بسیاری از اقتصاددانان با استفاده از تجربههای گذشته برای امروز مخالف باشند، بهخصوص در مورد خطرات ناشی از کاهش بیسابقه پولی ایالات متحده و بریتانیا که در حال رخ دادن است. با وجود همه تفاسیر این کتاب میتواند برای هر اقتصاددانی که پیگیر بحثهای داغ تورم است مفید باشد.
* رامین ناصحی دستیار آموزش در دانشگاه «سوآز» لندن است. او پایاننامه دکترای خود را در زمینه «نقش نفت در روند برنامه صنعتی شدن دولتی، در ایران قبل از انقلاب» نوشت. رامین ناصحی کارشناسی خود را از دانشگاه
Queen Mary در رشته مدیریت بازرگانی گرفت و بعد از آن کارشناسی ارشد خود را در زمینه مدیریت توسعه اخذ کرد.