چه دیدگاهی تفاوت بین فقرا و اغنیا را توجیه می‌کند

اقتصاد فقرا؛ پایین آورنده شأن اقتصاد؟

شماره روزنامه: ۳۱۵۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۸۹۵۴۶ اندیشه-اقتصاد

محمد ملک شاهی* اگرچه این کتاب به‌عنوان بهترین کتاب در زمینه کسب‌وکار در سال ۲۰۱۱ شد، به دلیل پرداختن به پرسش‌های به ظاهر ساده زندگی روزمره (مثلا مطالعه اثر شیوه توزیع پشه‌بند بر کاهش مالاریا به‌جای بررسی سیاست‌های ارزی) گاه مورد انتقاد کسانی قرار گرفته است که این مسائل را در شأن و منزلت علم اقتصاد نمی‌دانند و نویسندگان کتاب را به پایین آوردن شأن و جایگاه علم اقتصاد متهم می‌کنند، علمی که دهه‌ها تلاش برای بهبود زندگی فقرا در کشورهای در حال توسعه نتایج متفاوت و گاه متناقضی برجای گذاشته است. دو دیدگاهی که هیچ‌یک توضیح‌دهنده نیست! تاکنون دو دیدگاه غالب برای توجیه عقب‌ماندگی فقرا چه در سطح کشورها و چه در سطح بین‌المللی وجود داشته است که در یک سر طیف «دام فقر» را اصلی‌ترین عامل عقب‌ماندگی فقرا می‌دانند و توصیه می‌کنند به فقرا کمک کنید تا از این دام درآیند و در سوی دیگر طیف معتقدند کمک کردن به فقرا آنها را از چاله در می‌آورد و به چاه می‌اندازد، همان چاهی که کشورهای دارای منابع طبیعی گرفتار آن می‌شوند، که در هر دو این حالت‌ها یک مزد بدون زحمت به دست افراد می‌رسد که فساد را افزایش می‌دهد و مانع از بهره‌وری می‌شود.

اقتصاد فقرا؛ پایین آورنده شأن اقتصاد؟

محمد ملک شاهی* اگرچه این کتاب به‌عنوان بهترین کتاب در زمینه کسب‌وکار در سال 2011 شد، به دلیل پرداختن به پرسش‌های به ظاهر ساده زندگی روزمره (مثلا مطالعه اثر شیوه توزیع پشه‌بند بر کاهش مالاریا به‌جای بررسی سیاست‌های ارزی) گاه مورد انتقاد کسانی قرار گرفته است که این مسائل را در شأن و منزلت علم اقتصاد نمی‌دانند و نویسندگان کتاب را به پایین آوردن شأن و جایگاه علم اقتصاد متهم می‌کنند، علمی که دهه‌ها تلاش برای بهبود زندگی فقرا در کشورهای در حال توسعه نتایج متفاوت و گاه متناقضی برجای گذاشته است.

دو دیدگاهی که هیچ‌یک توضیح‌دهنده نیست!
تاکنون دو دیدگاه غالب برای توجیه عقب‌ماندگی فقرا چه در سطح کشورها و چه در سطح بین‌المللی وجود داشته است که در یک سر طیف «دام فقر» را اصلی‌ترین عامل عقب‌ماندگی فقرا می‌دانند و توصیه می‌کنند به فقرا کمک کنید تا از این دام درآیند و در سوی دیگر طیف معتقدند کمک کردن به فقرا آنها را از چاله در می‌آورد و به چاه می‌اندازد، همان چاهی که کشورهای دارای منابع طبیعی گرفتار آن می‌شوند، که در هر دو این حالت‌ها یک مزد بدون زحمت به دست افراد می‌رسد که فساد را افزایش می‌دهد و مانع از بهره‌وری می‌شود. چراکه با این اقدامات «به اصطلاح بشردوستانه» به کمک وابسته می‌شوند و دیگر نخواهند توانست، روی پای خود بایستند و دیگر نخواهند توانست به بازار آزاد که تنها راه موفقیت است رهنمون شوند.
پیام نهایی این کتاب این است که هیچ «پیام طلایی» کلان‌نگر به مساله فقر وجود ندارد، از این رو است که بنرجی و دوفلو در این کتاب به شکل خرد به راه‌حل‌های ممکن برای مهار فقر فکر می‌کنند و با انجام آزمایش نشان می‌دهند که اگر سیاستی به دقت طراحی شود و زمینه فرهنگی و اجتماعی خاص زندگی جامعه هدف خود را لحاظ کند، حتی اگر این سیاست بسیار جزئی باشد می‌تواند تاثیرات شگرفی را در جامعه به جای بگذارد، به‌عنوان یک مثال، روشی که محمد یونس در کشور بنگلادش پیاده کرد، ایجاد یک بانک بود که به فقرا بدون ضامن وام بدهد، طرح در نگاه اول بسیار ساده‌ای که تاثیرشگرفی برمبارزه با فقر گذاشت، خیلی زود در کشور بنگلادش گسترش یافت و محمد یونس را برنده جایزه صلح نوبل کرد.
آزمایش‌هایی با روشی متفاوت
یک نکته مهم که این دو دانشمند را از بقیه متمایز می‌کند نحوه آزمایش‌های ایشان است. در علوم انسانی آزمایشگاه جامعه است و مثل شیمی و فیزیک نمی‌توان همه شرایط آزمایشگاه را مشاهده یا به دلخواه تنظیم کرد، در آزمایش‌های این کتاب از روشی جدید استفاده شده که دو جامه نمونه (مثلا دو روستا یا دو مهد کودک یا دو محل آموزشی خیریه مشابه) را که خیلی شبیه به هم‌ هستند را با هم مشاهده می‌کنیم و فقط در یکی یک پارامتر را عوض می‌کنیم و نتیجه را در دو جامعه با هم مقایسه می‌کنیم تا به‌راحتی بتوانیم تغییر نتایج در دو نمونه را به آن عامل متفاوت نسبت دهیم. حال فرض کنید همان آزمایش بالا را فقط در یک جامعه نمونه انجام می‌دادیم، در این حالت هر تغییری که نسبت به زمان قبل صورت می‌گرفت را نمی‌توانستیم به‌راحتی به آن عامل مورد آزمایش نسبت دهیم، چراکه در طول زمان سایر شرایط نیز عوض شده‌اند و شاید تغییرات به‌خاطر عوض شدن آن عوامل دیگر باشد.

به بیان دیگر در این روش دو جامعه نمونه را مورد مشاهده قرار می‌دهیم و تفاوت نتایج را بین این دو، می‌بینیم و نه تفاوت نتایج در دو زمان مختلف در یک جامعه نمونه را. در ادامه چند مثال از این کتاب خواهم آورد که برای کشور ایران نیز ممکن است دلالت‌هایی داشته باشند.
گزارش باعث مقابله با فساد می‌شود!
یکی از مثال‌هایی که در این کتاب نیز نقل می‌شود، این است که در کشور اکوادور بودجه‌ای برای کمک به آموزش و پرورش اختصاص داده شد و در یک تحقیق دیده شد که مقدار ناچیزی از این بودجه به آخرین مرحله خود یعنی مدارس می‌رسد و بقیه بودجه به‌خاطر فساد اداری در بین راه تلف می‌شود. حال اگر ما بیاییم و درباره این موضوع تحقیق و مطالعه انجام دهیم و ببینیم که اختصاص پول چه تاثیری برسطح سواد دارد و به هر نتیجه‌ای برسیم این نتیجه قابل مقایسه و قابل تعمیم دادن به جاهای
دیگر نیست.یک نکته جالب دیگر نیز که گفتنش خالی از لطف نیست این بود که با یک تغییر کوچک، یعنی چاپ ریز خرج کردها و بودجه‌هایی که به هر مدرسه اختصاص می‌یابد یا نحوه خرج آن در روزنامه رسمی کشور، این فساد به صفر رسید. این هم نمونه‌ای است از اینکه با رعایت نکاتی به کوچکی فوت کوزه‌گری می‌توان تاثیرات زیادی در نتایج داشت.
آموزش همگانی یا خصوصی؟
نمونه‌ای از درگیری دو دیدگاهی است که آموزش را به‌صورت خصوصی یا عمومی ترویج می‌دهد، گروهی معتقدند که نیاز شرکت‌ها باید باعث شود تا گروهی ترغیب شوند تا بیشتر آموزش ببینند و تقاضای آموزش باید عرضه را به‌وجود بیاورد، در سمت دیگر طیف این اعتقاد وجود دارد که آموزش همگانی و رایگان باید برای همه مهیا شود، اما در کتاب توضیح داده می‌شود که هیچ‌کدام از این دو دیدگاه، به‌طور صرف درست نیست و در هر جامعه‌ای باتوجه به شرایط فرهنگی و سایر قید‌های آن جامعه، باید راه‌حل بهینه را برگزید.
دانش کم باعث می‌شود، فقرا بیشتر خرج کنند
در بیشتر کشورها فقرا درک نمی‌کنند که واکسن چگونه عمل می‌کند و به‌جای واکسن زدن، باید هزینه‌های درمان را متقبل شوند، یا به عبارت دیگر به‌جای پیشگیری از مثلا سرماخوردگی باید هزینه‌های درمان آن را بپردازند. اگر این فقرا بر این نظر باشند که دارو باید مستقیم وارد خون شود، داروهای تزریقی را بیشتر مطالبه می‌کنند، چراکه نمی‌دانند که چگونه دستگاه گوارش داروهای خوراکی را وارد خون می‌کند؟ و وقتی چنین عقیده‌ای در بیمار وجود دارد به سختی می‌توان او را متقاعد کرد که برای سرماخوردگی ساده، آنتی‌بیوتیکی که پزشک تجویز کرده را منظم و طبق قاعده مصرف کنند، پس بیماری در بدنشان می‌ماند و آسیب زیادی به بدنشان وارد می‌شود و وقت و انرژی فراوانی علاوه بر هزینه‌های درمانی به خانواده این فقیر و به جامعه وارد
خواهد شد.
*این مطلب برداشتی است از قسمت‌های مختلف کتاب اقتصاد فقیر

اقتصاد فقرا؛ پایین آورنده شأن اقتصاد؟

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن