تجربه فقرزدایی در یک کتاب
چرا با وجود فقر تعداد زیادی بچه میآورند؟ چرا بچههایشان به مدرسه میروند، ولی چیزی نمیآموزند؟
کاوه مجلسی* ترجمه کتاب اقتصاد فقیــر توسط دکتر جعفر خیرخواهان و دکتر مهدی فیضی اتفاق بسیار خوشایندی در حوزه علم اقتصاد در کشور است و من به همه کسانی که دغدغه سیاستگذاری در حوزههای اقتصادی و اجتماعی را دارند یا علاقهمند به این زمینهها هستند، توصیه میکنم این کتاب را مطالعه کنند. این کتاب به حوزهای از علم اقتصاد یا بهطور مشخصتر اقتصاد توسعه، میپردازد که متاسفانه در کشور ما مغفول مانده و اتفاقا پتانسیلهای زیادی برای کمک به طراحی سیاستهای بهتر دارد.
سیاستگذاری اقتصادی همواره با این سوال سخت مواجه بوده است که «چگونه منابع محدود را به پروژههای متنوع و فراوان اختصاص دهیم» پاسخ این سوال در کشورهای در حال توسعه و فقیرتر بهدلیل منابع محدودتر و نهادهای ناکاراتر دشوارتر هم میشود. باید اذعان کرد که علم اقتصاد، با وجود همه پیشرفتهایی که در دهههای گذشته داشته، در زمینه سیاستهای توسعهای همیشه موفق نبوده است. بسیاری از بداقبالیهایی که در این زمینه شاهد آن بودهایم، به دلیل درک نادرست از محیط مورد مطالعه و عوامل تشکیلدهنده آن بوده است. در بسیاری از مدلهای اقتصادی فروضی مطرح میشوند که با واقعیات کشورهای در حال توسعه همخوان نیستند. این یقینا به این معنی نیست که اصول اقتصادی قابل تعمیم به این کشورها نیستند، بلکه توجه به این واقعیت است که موضوع اصلی مورد مطالعه علم اقتصاد یا همان انسانها، تحت شرایط و محدودیتهای مختلف و انگیزههای متفاوت بهطور یکسان عمل نمیکنند و در نتیجه یک سیاست خاص در نقاط مختلف دنیا و در زمانهای مختلف میتواند منجر به نتایج متفاوت و بعضا فاجعه بار شود.
با توجه به این مسائل اگر روشی به ما این امکان را بدهد که تئوریهای مختلف را در مورد رفتار انسانها و فروضی که این تئوریها بر آنها مبتنی هستند به آزمون بگذاریم امکان طراحی سیاستهای موثرتر فراهم میشود. این دقیقا چیزی است که روش آزمایشهای کنترل شده تصادفی را که این کتاب به آن میپردازد، ارائه میدهد.
روش آزمایشهای تصادفی کنترل شده
یکی از بزرگترین چالشهای اقتصاددانها تشخیص اثر یک سیاست خاص از عوامل دیگر محیطی است.
به معنای دیگر ما میخواهیم ببینیم چه بخشی از تغییرات مشاهده شده در یک جامعه هدف تاثیر یک سیاست خاص بوده است. تنها در این صورت است که میتوان به طراحی سیاستهای بهتر کمک کرد. یکی از بزرگترین مشکلاتی که پیش روی محققان این حوزه قرار میگیرد این است که وقتی ما یک جامعه را در طول زمان تحت نظر قرار میدهیم و تغییرات آن را پس از اجرای یک سیاست مشاهده میکنیم ممکن است در تخمین اثر آن سیاست خاص به خطا بیفتیم؛ چراکه ممکن است در طول زمان بقیه عوامل محیطی هم تغییر کنند و چه بسا به جای تاثیر سیاست مورد نظر تاثیر عوامل دیگری را که همزمان تغییر کردهاند اندازه بگیریم. پس اگر ما فقط روند زمانی را مشاهده کنیم به نتیجهگیری دقیقی نخواهیم رسید. برای رسیدن به یک نتیجهگیری دقیقتر باید یک گروه کنترل داشته باشیم که تحت تاثیر سیاست مورد مطالعه قرار نمیگیرد؛ اما مشکل اینجاست که حتی وقتی خروجی گروه مورد مطالعه و گروه کنترل را با هم مقایسه کنیم، باز هم معمولا با خطا مواجه میشویم؛ چرا که این دو گروه ماهیتا با هم متفاوتند و اگر ما فقط با گذر زمان ببینیم که چه تفاوتی با یکدیگر کردهاند، به هیچ وجه کافی
نیست.
به عنوان مثال، فرض کنید دولت یک سوبسید را روی امکانات آموزشی پرداخت میکند و ما میخواهیم اثر این سوبسید روی یادگیری دانش آموزان را بررسی کنیم. در این مثال، افراد دو دستهاند گروهی که از این امکانات استفاده میکنند و گروهی که از این امکانات استفاده نمیکنند. آیا این درست است که ما از گروه دوم به عنوان گروه کنترل استفاده کنیم و تفاوت بین دو گروه را پس از اجرای برنامه به اثر سوبسیدها مرتبط بدانیم؟ مسلما نه! به این دلیل که به احتمال زیاد کسانی که از این سوبسید استفاده نمیکنند خصوصیات متفاوتی نسبت به دسته دیگر دارند و بخشی از تفاوت اندازه گیری شده بین دو گروه میتواند نتیجه همین خصوصیات متفاوت و نه استفاده از سوبسید آموزشی باشد. یا فرض کنید ما میخواهیم اثر دسترسی به یک نوع واکسیناسیون خاص روی سلامت اشخاص را اندازه بگیریم. برای مشاهده نتیجه آیا کافی است تا در سطح شهرها و روستاها تعدادی مراکز بهداشتی و درمانی تاسیس کنیم تا این خدمات را ارائه دهند و سپس تفاوت بین گروهی که از واکسیناسیون استفاده کردهاند و گروهی که از آن استفاده نکردهاند را اندازه بگیریم؟ یا اینکه آیا میتوان نتیجه گرفت که اشخاص در
گروههای مختلف درآمدی چقدر حاضرند برای این سرویس هزینه کنند؟ یا اینکه نقش اطلاعات در قانع کردن افراد برای واکسینه کردن خودشان
چقدر است؟ پاسخ به این سوالات و بسیاری سوالات مشابه فقط زمانی ممکن است که ما گروه کنترلی داشته باشیم که هیچ تفاوت معناداری با گروه هدف نداشته باشد. برای این منظور گروه کنترل و گروه هدف باید به صورت تصادفی از میان یک گروه مرجع انتخاب شوند.
این شیوهای است که در این کتاب به آن پرداخته میشود. در مثال سوبسید تحصیلی برای بررسی اثر در اولین فازتعدادی و قبل از اینکه تصمیم بگیریم که آیا این سیاست را به شیوه فعلی در همه مناطق اجرا کنیم تعدادی اگر بخواهیم خیلی سادهسازی کنیم میتوان تعدادی از مناطق یا مدارسی که به لحاظ متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، یا تحصیلی شبیه هم هستند را انتخاب کنیم و بهطور تصادفی امکان دسترسی به سوبسیدهای آموزشی را در بعضی مناطق یا مدارس فراهم کنیم.
حال این دو گروه فقط از یک نظر با هم متفاوتند و آن دسترسی به یک برنامه خاص است. در این مورد با اطمینان بیشتری میتوان تفاوت این دو گروه پس از اجرای سیاست را به دسترسی به سوبسید مرتبط دانست.
در ادامه چند مثال از اقتصاد ایران که استفاده از این روش را توجیه میکند بررسی میشوند.
بنگاههای کوچک زودبازده، چرا نتیجه نداشت؟
تسهیل دسترسی بنگاههای کوچک یا کارآفرینان بالقوه به منابع مالی یکی از دغدغههای بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. اینکه این تسهیلات به چه شکلی و با چه خصوصیاتی و به چه افرادی داده شود بسیار مورد بحث است و مطالعات بسیار زیادی در نقاط مختلف دنیا در این زمینه انجام شده است. اینها سوالاتی هستند که جواب روشنی از قبل ندارند و دقیقا به همین دلیل، اجرای سیاستهای دفعی و به شکل گسترده در این زمینه میتواند منجر به هدر رفتن منابع مالی شود. این اتفاقی است که در سالهای گذشته و با اجرای سیاست بنگاههای زودبازده در کشور رخ داد.
به جای آنکه برنامههای این چنینی را در سطح ملی و گسترده اجرا کنیم میشود ابتدا در گروههای کوچکتر و با رعایت شرایط خاص، اثر شیوههای گوناگون را سنجید و نتایج آنها از قبیل سودآوری بنگاهها، ایجاد اشتغال و غیره را اندازه گرفت و فروض را به بوته آزمایش سپرد. تنها در این حالت است که میتوان با اطمینان بیشتری سیاست بهینه را انتخاب و اجرا کرد.
یارانهها، موضوع حل نشده قدیمی
مثال دیگر مساله یارانهها است. سالها است که چگونگی تخصیص یارانهها یکی از سوالهای اصلی سیاستگذاران اقتصادی کشور است. اگر از ابتدا به روشهای علمی و مناسب با این قضیه برخورد میشد، این موضوع تا به حال حل شده بود. به شرط اجرای دقیق روشی که در این کتاب توضیح داده میشود، میتوان برای اغلب سوالاتی که در این حوزه مطرح است جوابهای مناسبی یافت.
با اینکه نباید تصور کرد با یادگیری و اجرای روشهای معرفی شده در این کتاب بهترین روش طراحی سیاست در زمینههای اقتصادی و اجتماعی را یافتهایم و نیازی به دیگر روشها نیست، با اطمینان میشود گفت که در بسیاری از زمینهها از قبیل وام دهی به کارآفرینان، شیوههای بهینه کشاورزی، بسیاری از سیاستهای آموزشی و بهداشتی و بسیاری از مسائل دیگر از این روش میتوان برای طراحی سیاستهای بهتر استفاده کرد. دقیقا به همین دلیل است که بسیاری از سازمانهای بینالمللی که در زمینه توسعه فعال هستند، از قبیل بانک جهانی و بنیاد گیتس، در سالهای اخیر به استفاده از این روش رو آوردهاند.
*استادیار اقتصاد در دانشگاه «لوند» سوئد