المپیک زمستانی در منطقه نیمه گرمسیری

شماره روزنامه: ۳۱۳۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۸۵۷۶۸ اندیشه-اقتصاد

سوچی آفتابی کوه‌های زیبایی دارد، اما از برف یا هیچ ندارد یا کم دارد

المپیک زمستانی در منطقه نیمه گرمسیری

نویسنده: نینا ال خروشچنا (1) مترجم: حسام امامی منبع: پراجکت سندیکیت سال 2007 یادتان هست؟ روسیه دوباره داشت شبیه یک قدرت جهانی می‌شد. اقتصادش با رکورد نرخ سالانه 5/8 درصد رشد می‌کرد؛ شورش یک‌دهه‌ای چچن ظاهرا سرکوب شده بود و گل سرسبد ماجرا اینکه کمیته بین‌المللی المپیک میزبانی بازی‌های زمستانی 2014 را به منطقه تفریحی سوچی روسیه در کنار دریای سیاه داد.

این آخری از خیلی جهات، انتخاب عجیبی بود؛ سوچی آفتابی کوه‌های زیبایی دارد، اما از برف یا هیچ ندارد یا کم دارد. ضمنا در ۸۵۰ مایلی جنوب مسکو است و پروازهای مستقیم کمی از اروپا دارد؛ درحالی‌که سفر از آمریکا ممکن است نیاز به چهار پرواز داشته باشد.
اما در ۲۰۰۷، روس‌ها داشتند نسبت به آینده‌شان خوش‌بین‌تر می‌شدند. پوتین خطاب به کمیته المپیک استدلال می‌کرد که دادن بازی‌ها به روسیه نه تنها باعث می‌شود این کشور بتواند دستاوردهای دوران پساشوروی خود را به نمایش بگذارد، بلکه به گذار سیاسی و اقتصادی کشور هم کمک می‌کند. هیچ‌چیز برای پوتین سخت نبود؛ حتی بی‌مزگی‌های دموکراتیک اضافی در برابر کمیته المپیکی که اعضایش قبلا المپیک تابستانی ۲۰۰۸ را به پکن داده بودند.
اما زمانی که ساخت‌وساز شروع شد، پنهان کردن واقعیت‌های روسیه مدرن چندان آسان نبود. انتظار می‌رفت این پروژه عظیم که بیش از ۵۰ میلیارد دلار یعنی بیشتر از جمع مخارج تمام المپیک‌های زمستانی قبلی خرج برداشته سوچی را به بهشتی برای ورزش تبدیل کند که پر از ورزشگاه است و فرودگاهی جدید دارد. در عوض اما، فساد و حوادث ساخت‌وساز دامن تدارکات را گرفت طوری که تا چند روز مانده به مراسم افتتاحیه قسمت‌هایی از هتل هنوز ناتمام مانده بودند.
تاخیر و هدررفت در تدارک المپیک رویه رایجی است (یونان ۲۰۰۴ مثال واضحی است و برزیل ۲۰۱۶ هم گویا مشکلات مشابهی را تجربه می‌کند). اما دلایل دیگری هم هست که روسیه را میزبانی نامناسب نشان می‌دهد.
برای شروع، دغدغه‌هایی مبنی بر مشروعیت سیاسی خود پوتین وجود دارد. انتخاب مجدد بحث‌برانگیز و خلاف قانون اساسی او به ریاست‌جمهوری برای دوره سوم در سطح جهان محکوم و باعث تظاهرات ضدحکومتی سراسری در روسیه شد.
پوتین در واکنش به کسانی که دشمنان سیاسی می‌داند معترضین را دستگیر و روانه زندان کرد؛ از این جمله است یک گروه موسیقی راک که بعد از دستگیری‌شان، «دادگاه‌های نمایشی» برایشان برگزار شد و با نزدیک شدن المپیک، همین اواخر، «عفو نمایشی» گرفتند.
به همین ترتیب، گرچه المپیک باید مناسبتی برای ظهور و بروز غرور ملی باشد، به ورزشکاران خارجی و به‌خصوص آمریکایی‌ها گفته شده خارج از زمین بازی رنگ‌های تیم‌شان را نشان ندهند. در واقع، به آنها هشدار داده‌اند که از محیط امن «حلقه فولادی» سوچی و زیر نگاه خیره افسران سیاه وخاکستری‌پوش پلیس خارج نشوند، هرچند المپیکی‌ها معمولا دوست دارند جاهای دیدنی محل برگزاری را ببینند.
هیچ‌کدام از اینها حس وحدت المپیک و دوستی ملل را ایجاد نمی‌کند. و بدتر از آن اینکه مقامات با تهدیدات شورشیان اسلام‌گرای چچن هم که حالا در دیگر جمهوری‌های قفقاز شمالی یعنی فقط ۲۰۰ مایلی سوچی فعالیت می‌کنند دست به گریبان هستند. گمان می‌رود «بیوه‌های سیاه»، همسران مبارزان اسلام‌گرای کشته‌شده در جریان کمپین «صلح‌سازی» کرملین، در حال تدارک حملات انتحاری تلافی‌جویانه در فرودگاه‌ها، ایستگاه‌های قطار و اتوبوس‌ها باشند.
آخرین باری که روسیه میزبان المپیک بود، المپیک تابستانی ۱۹۸۰ مسکو، آمریکا و متحدانش در واکنش به حمله شوروی به افغانستان مسابقات را بایکوت کردند. با این وجود، اتحادیه شوروی یک ابرقدرت بود؛ راکد اما مستحکم. پنهانکاری دیکتاتوری، مجموعه عظیم نظامی صنعتی، مراقبان دائما حاضر کا. گ. ب. و تقبیح ظاهری هر نوع آسایش مادی (حداقل برای روس‌های معمولی) به هژمونی کمونیسم جذبه مرموزی داده بود که حتی یک بازدید ساده از «میدان سرخ» را به سفری به‌یادماندنی تبدیل می‌کرد.
هر کسی هر‌قدر هم که از این کشور تنفر یا ترس داشت، نمی‌توانست منکر این شود که شوروی بازیگر مهمی در عرصه جهانی است.
اما امروز دیگر این طور نیست. روسیه پوتین ضعیف، پرزرق‌وبرق، و پر از فساد است؛ تازه برای المپیک هم میزبان خوبی نیست. جو بازی‌های سوچی بخشی از بدترین ویژگی‌های روسیه را منعکس می‌کند. به قول نخست‌وزیر اسبق ویکتور چرنومردین در توصیف گذار اقتصادی دهه ۱۹۹۰: «امیدمان به بهترین‌ها بود، اما اوضاع طبق معمول پیش رفت».
حتی با فرض اینکه بازی‌های سوچی با موفقیت پایان یابد و به‌رغم محدودیت‌های امنیتی و قوانین سخت‌گیرانه، ورزشکاران و بازدیدکنندگان از اقامت خود لذت ببرند، آیا این نمایش کوتاه غرور ملی روسیه به هزینه‌های مالی و سیاسی‌اش می‌ارزد؟ یا ۶ ماه دیگر مردم روسیه از خواب بیدار می‌شوند و می‌گویند: «بله، کشور ما یک پیست اسکی رویایی دارد، کنار ساحل».
پاورقی:
۱- نینا ال خروشچنا استاد دوره کارشناسی ارشد امور بین‌الملل نیو اسکولِ نیویورک و پژوهشگر ارشد موسسه سیاست جهان است که در آن مدیریت پروژه روسیه را به عهده دارد.
سابقه تدریس در دانشکده امور عمومی و بین‌الملل دانشگاه کلمبیا را دارد و نویسنده کتاب «تصور ناباکوف: روسیه بین هنر و سیاست» است. عنوان کتاب بعدی او «آخرین خروشچف: سفری به زندان ذهن روس» است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن