علی رزمخواه* بانک جهانی امنیت غذایی را «دسترسی همه مردم در تمام اوقات، به غذای کافی برای داشتن یک زندگی سالم» تعریف میکند. سه عنصر «موجود بودن غذا»، «دسترسی به غذا» و «پایداری در دریافت غذا» محورهای اصلی این تعریفاند. ۷۰ درصد گرسنگان جهان در مناطق روستایی زندگی میکنند؛ مناطقی که کشاورزی در آنجا یا بهطور مستقیم شکم گرسنگان را سیر یا از طریق اشتغال در این بخش بهطور غیرمستقیم به عنوان منبع درآمد جهت تامین مواد غذایی عمل میکند. از طرف دیگر، کشاورزی بیش از دو سوم غذای انسان را تامین میکند، از این رو رشد پایدار در بخش کشاورزی، عاملی حیاتی برای تغذیه جهان و تامین مواد غذایی در دهههای آتی است.
علی رزمخواه* بانک جهانی امنیت غذایی را «دسترسی همه مردم در تمام اوقات، به غذای کافی برای داشتن یک زندگی سالم» تعریف میکند. سه عنصر «موجود بودن غذا»، «دسترسی به غذا» و «پایداری در دریافت غذا» محورهای اصلی این تعریفاند.
۷۰ درصد گرسنگان جهان در مناطق روستایی زندگی میکنند؛ مناطقی که کشاورزی در آنجا یا بهطور مستقیم شکم گرسنگان را سیر یا از طریق اشتغال در این بخش بهطور غیرمستقیم به عنوان منبع درآمد جهت تامین مواد غذایی عمل میکند. از طرف دیگر، کشاورزی بیش از دو سوم غذای انسان را تامین میکند، از این رو رشد پایدار در بخش کشاورزی، عاملی حیاتی برای تغذیه جهان و تامین مواد غذایی در دهههای آتی است. در گذشته، سیاست دولتها در زمینه کشاورزی بهطور عمده بر رفع گرسنگی از طریق تولید انبوه محصولات کشاورزی به هر طریق ممکن بود. نتیجه این سیاست، آلودگی شدید محیط زیست و آسیبدیدن سلامت انسان را به دنبال داشت. در حقیقت این سیاستها نه تنها موجب رفع گرسنگی در جهان نشد، بلکه آسیبهای جبرانناپذیری به محیط زیست و سلامت انسانها وارد کرد.
کشاورزی صنعتی راهکار زیان ده
توجه کشاورزی صنعتی تنها معطوف به تولید است نه مردم. به تدریج که مزارع بزرگتر و تخصصیتر میشوند جوامع محلی-روستایی وابسته به کشاورزی کوچکتر شده و تحلیل میروند. کشاورزی صنعتی با گسترش فوقالعاده مکانیزاسیون در کشاورزی نیاز به نیروی کار را کاهش داده و در نتیجه به مهاجرت بیشتر از روستاها به شهرها میانجامد. مزارع بزرگتر به معنای واحدهای کشاورزی کمتر است. به علاوه واحدهای بزرگ تمایل به کنار گذاشتن جوامع محلی در تهیه نهادههای تولید و بازاریابی محصولاتشان دارند. کشاورزی صنعتی یا مدرن بر اساس منافع فردی استوار است، درحالیکه کشاورزی پایدار جامعنگر است و همانند توسعه پایدار دیدی کلگرایانه دارد و بر حفظ تولید در دراز مدت، بهرهوری موثر از سیستمهای طبیعی و کمکگیری از انرژیهای زیستی و نیز به همان اندازه بر جنبههای اقتصادی و اجتماعی تکیه میکند.
بنابراین، در یک نگرش تاریخی به روند کشاورزی صنعتی باید اذعان کرد که این شیوه کشاورزی با وجود برخی دستاوردهای خوب، نتایج منفی مهمی نیز به همراه داشت که مهمترین آنها عبارتند از:
۱- اثر منفی و تخریبی روی محیطزیست،
۲- مصرف بیش از حد، آلودگی و کاهش کیفیت منابع طبیعی،
۳- ایجاد مشکلات اقتصادی و اجتماعی بهویژه در زمینه بازار و قیمتها،
۴- افزایش ضایعات مصرف،
۵- تجزیه جوامع روستایی،
۶- تاثیر منفی روی سلامت انسانها (مانند مسمومیتهای مستقیم یا مقاوم شدن بیماریهای انسانی نسبت به آنتیبیوتیکها) و گسترش بیماری خاص نظیر سرطان که به وجود مواد شیمیایی نسبت داده میشود.
با توجه به این مشکلات بود که افکار محققان از مساله افزایش صرفِ تولید به سمت افزایش بهینه تولید با توجه به ملاحظات زیستمحیطی و بشری متمایل شده و اندیشه نظام کشاورزی پایدار رشد کرد. بر این اساس و بهمنظور جایگزینی رهیافتی مناسب برای رفع این مشکلات و در کنار آن، تامین مواد غذایی برای مبارزه با بحران گرسنگی، ضرورت داشته که نظام حقوقی بینالمللی شامل قواعد و مقررات حقوقی بینالمللی، سازمانها و نهادهای بینالمللی در زمینه تحقق کشاورزی پایدار تدوین، تشکیل و مورد پذیرش قرار گیرند تا هم دولتها را ملزم کرده و هم به آنها یاری رساند، تا سیاستهای خود را در قالب توسعه پایدار کشاورزی تدوین نمایند. کشاورزی پایدار به عنوان یک نظام، بهمنظور جانشینی نظام کشاورزی صنعتی معرفی شدهاست. بهطور کلی توسعه پایدار کشاورزی بر حول سه محور قرار دارد: امنیت غذایی، اشتغال دائم برای بومیان و ریشهکن کردن فقر و در نهایت حفظ منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست.
کشاورزی پایدار، بهعنوان رهیافتی برای مدیریت و اجرای کشاورزی، بیان میکند که به چه روشهایی میتوان تولید مطلوب داشت، ضمن آنکه با کاهش مصرف نهادهها (کودهای شیمیایی و سمها) تاثیر نامناسب کمتری بر محیط زیست وارد کرد. کشاورزی پایدار را میتوان به عنوان یک اصطلاح عام تلقی کرد که همه انواع کشاورزی را که آرمانشان کاهش اثرات منفی عملیات کشاورزی است، دربرمیگیرد و شامل کشاورزی ارگانیک (۱)، کشاورزی بیولوژیک و کشاورزی کمنهاده و کشاورزی اکولوژیکی است. بهطور کلی، کشاورزی پایدار نوعی از کشاورزی است که کیفیت زندگی نسلهای فعلی و آتی را از طریق حفظ و بهبود فرآیندهای اکولوژیکی که زندگی بشر به آن وابستهاست، بهبود میبخشد.
به نظر فائو، اجرای صحیح نظام کشاورزی پایدار به نتایج زیر میانجامد:
۱. تامین نیازهای غذایی اساسی و تولیدات دیگر کشاورزی مورد نیاز نسل حاضر و آتی،
۲. ایجاد مشاغل دائمی، درآمد کافی و شرایط مناسب زندگی و کار برای کسانی که در فرآیند تولیدات کشاورزی اشتغال دارند،
۳. حفظ و ارتقای ظرفیت تولیدی منابع طبیعی بهویژه منابع تجدید شونده،
۴. جلوگیری از اختلال در کارکرد چرخههای اساسی بومشناختی و تعادلهای طبیعی،
۵. جلوگیری از تخریب جنبههای اجتماعی- فرهنگی جوامع روستایی،
۶. جلوگیری از آلودگیهای زیستمحیطی،
۷. کاهش آسیبپذیری بخش کشاورزی نسبت به عوامل طبیعی، اقتصادی و اجتماعی و دیگر تهدیدها و تقویت خوداتکایی این بخش.
از ویژگیهای بارز کشاورزی پایدار مردم محوری بودن آن است. استفاده از دانش بومی مردمان محلی و کشاورزان خردهپا، تلاش برای حفظ این دانش بومی و تلفیق آن با تکنولوژی مدرن امروزی از ویژگیهای اساسی کشاورزی پایدار است. در الگوی کشاورزی پایدار به زنان کشاورز به عنوان نیروی محرکه اصلی کشاورزی خردهپای خانوادگی، توجه ویژهای میشود. در نگرش زیستمحیطی، کشاورزی پایدار بر ثبات عملکرد در طولانیمدت با حداقل تاثیر منفی بر محیط تاکید دارد، درحالیکه کشاورزی صنعتی بر آرمانهای کوتاهمدت و حداکثر عملی متکی است که با اثرات منفی روی زیستمحیط همراه است. در کنار این موارد، کشاورزی پایدار به عنوان نمونه کاملی از یک رهیافت توسعه پایداری، با باورهای فرهنگی، هویتی و قومی مناطق مختلف جهان ارتباط دارد. چرا که این باورها محیطزیست را بهعنوان محیطی مقدس برای پرورش نسلهای حال و آینده و بهدلیل تولید غذا برای نسلهای مختلف در نظر میگیرد و هرگونه صدمه زدن به آن را از لحاظ اخلاقی یا مذهبی محکوم میکند. بهطور کلی، کشاورزی پایدار بر پایه اصول خاصی بنا نهادهشدهاست که در انطباق کامل با مفاهیم و اصول اساسی توسعه پایدار
هستند، اساس رشد و توسعه کشاورزی پایدار را فراهم کردهاند و باعث بهبود و ارتقای جهانی کشاورزی پایدار شدهاند. این اصول عبارت است از:
الف) اصل سلامت: کشاورزی پایدار سلامت خاک، گیاهان، حیوانات، انسانها و کره زمین را که هیچیک از دیگری مجزا و مستقل نیست، حفظ کرده و افزایش میدهد.
ب) اصل انصاف و عدالت: کشاورزی پایدار با توجه به فرصتها و قابلیتهای زندگی و محیطهای عمومی، اطمینان از وجود انصاف را ایجاد میکند. کشاورزی پایدار باید برای هر شخصی که درگیر آن میشود کیفیت خوبی از زندگی را ایجاد کند و به کاهش تنگدستی و فقر و حاکمیت غذای سالم کمک کند. جدا از این عدالت درون نسلی، کشاورزی پایدار با حفاظت و بهرهبرداری مناسب از منابع تجدیدناشدنی و تجدیدشدنی عدالت بیننسلی را نیز به خوبی فراهم میکند.
ج) اصل مراقبت: کشاورزی پایدار باید به صورت پیشگیرانه و مسوولانه بهمنظور حمایت از سلامت و آسایش نسلهای بعد محیطزیست مدیریت شود. اقدامات پیشگیرانه به عنوان کلید مرتبط با توسعه و فناوری در این اصل کشاورزی پایدار برگزیدهشدهاند. بنابراین بهطور خلاصه آرمانهای توسعه کشاورزی پایدار، برقراری امنیت غذایی متناسب با رشد جمعیت، ایجاد و افزایش اشتغال و درآمد بهویژه در مناطق روستایی و حفاظت و حمایت از منابع کشاورزی و طبیعی و محیط زیست است.
پاورقی:
۱- کشاورزی زیستی (کشاورزی ارگانیک، طبیعی یا آلی)، نوعی کشاورزی است که در تولید و فرآوری محصولات آن از کودهای شیمیایی، سموم، هورمونها و دگرگونیها و دستکاریهای ژنتیکی استفاده نشود و همه مراحل تقویت زمین، کاشت و برداشت با استفاده از نهادههای طبیعی (همچون
کود زیستی، حشرات سودمند، ریزاندامگان کارآ) باشد. کشاورزی ارگانیک سیستمی تولیدی است که سلامت خاک، اکوسیستمها و انسان را پایدار میسازد و بر فرآیند بوم شناسانه، تنوع زیستی و چرخههای سازگار با شرایط محلی تکیه دارد.
*کارشناس ارشد حقوق بینالملل