محمد طالب حیدری هر چند در هفته هوای پاک اطلاعات نسبتا ناخوشایند و نگرانکنندهای از هوا و محیط زیست منتشر شد، اما در محتوای خود متضمن این نوید خوشایند نیز بود که حساسیتهای دولت و مردم بیشتر شده و لذا اراده ملی جهت توقف لغزشهای زیست محیطی بیشتر خواهد شد. در سالهای اخیر افزایش گردوخاک بهدلیل سرایت توفانهای گردوخاک در صفحات غرب و جنوب غرب کشور به خبر اول رسانهها در زمینه محیط زیست مبدل شده است؛ که سعی میشود شمهای از این معضل در این نوشته بیان شود. زمین زنده امروزه غالب دانشمندان علوم زمینی، سیاره زمین را زنده فرض میکنند.
محمد طالب حیدری هر چند در هفته هوای پاک اطلاعات نسبتا ناخوشایند و نگرانکنندهای از هوا و محیط زیست منتشر شد، اما در محتوای خود متضمن این نوید خوشایند نیز بود که حساسیتهای دولت و مردم بیشتر شده و لذا اراده ملی جهت توقف لغزشهای زیست محیطی بیشتر خواهد شد. در سالهای اخیر افزایش گردوخاک بهدلیل سرایت توفانهای گردوخاک در صفحات غرب و جنوب غرب کشور به خبر اول رسانهها در زمینه محیط زیست مبدل شده است؛ که سعی میشود شمهای از این معضل در این نوشته بیان شود.
زمین زنده
امروزه غالب دانشمندان علوم زمینی، سیاره زمین را زنده فرض میکنند. و همه فرآیندهای این سیاره را، مانند فرآیندهای جوی، فرآیندهای تکنونیکی و فرآیندهای حاکم بر اقیانوسها را در چارچوب سامانهای واحد (سامانه زمین) بررسی میکنند. در ارتباط با اقلیم و آبوهوا که یکی از جنبههای مهم رفتار سیاره زمین است، باید گفت که پایداری رفتاری جو زمین اعجابآور است؛ وجود این پایداری در واقع شرط لازم برای حیات است. یکی از عوامل مسبب این پایداری در درجه اول تعادل تابشی زمین با خورشید است؛ یعنی میزان حرارت دریافتی زمین از خورشید از طریق تابش، درست به همان اندازه بازتابش گرما از زمین به خارج از جو است. عناصر ایجادکننده این تعادل عبارت است از: اقیانوسها، دریاهای منجمد، خشکیها و خصوصیات آنها، نباتات، و زیستبومها، پوشش برف و سیکل آب شامل ابرها، رودخانهها، دریاچهها، آبهای سطحی و زیر زمینی و برهمکنش این مولفهها بر هم. و اما آیا اکنون، این تعادل بر هم خورده است؟ برخی از دانشمندان معتقدند که این چرخه مخدوش شده است؛ آن هم بهدلیل دستکاریهای بیرویه انسان! اما گروهی دیگر از دانشمندان معتقدند که اینگونه نیست؛ چرا که زمین
بهمثابه یک سامانه هوشمند دارای قدرت پایشی است و بر اساس نظریه DAISYWORLD، جهان زیستی، اقلیم را به نحو مطلوب و در جهت گسترش خود پایش میکند. بنابراین بر هم خوردن تعادل در هر کدام از عناصر اصلی سازنده اقلیم در مقیاس کلان، سبب ایجاد رشته رفتارهایی در جو زمین میشود، تا نهایتا به تعادل جدید خود دست یابد که نهایتا دارای تاثیر ایجابی برای جهان زیستی است. اما ضرورتا تعادل جدید به معنی بازآفرینی شرایط قبلی نیست، زیرا بر اساس این نظریه، پوشش گیاهی و رنگ آنها نقش عمدهای در تراز تابشی زمین ایفا میکند و از این رو، معضل افزایش غبار را باید یکی از دلایل ایجاد اختلال رفتاری این سامانه هوشمند در یافتن تعادل جدید بهحساب آورد.
نقش زاگرس در خاور میانه
فلات ایران درغرب، امتداد چند هزار کیلومتری زاگرس از شمال تا جنوب شرقی را به مثابه یک مانع مرتفع بر گردش جو در خود دارد. هوا در برخورد با این برآمدگی، ناچار به صعود میشود و این شرط لازم برای بارش است؛ حضور زاگرس در منطقه ما سبب ایجاد رودخانههای دجله، فرات، کارون، کرخه، سیروان و دهها رودخانه کوچکتر دیگر شده است. دهها هزار سال است که این تعادل بین خاک، هوا و آب در سرزمینهای بین و حاشیه دجله و فرات برقرار است و این رودخانهها بهمثابه شاهرگهای حیاتی منطقه عمل میکنند و اما حال با برهمخوردن توازن طبیعی در این ناحیه، نه تنها خود مردم عراق، بلکه حاشیه غربی و جنوب غربی ایران نیز مستقیما تحتتاثیر تبعات ناگوار این موضوع قرار گرفتهاند؛ که مهمترین آنها شکلگیری تودههای گرد وغبار و حضور دراز مدت آنها در لایههای جوی است.
علت شکلگیری غبارهای جدید
در میانرودان، میانگین بارش باران هیچوقت قابل ملاحظه نبوده است؛ بلکه بارشهای جنوب و جنوب شرق ترکیه و شمال عراق و غرب ایران شبکه گسترده دجله و فرات را میسازند. درگذشته انسان توان مهار این آب را نداشته است؛ لذا تعادل طبیعی کم و بیش همواره برقرار بوده است. اما حال بخش عمدهای از این آبها بهویژه در فرات مهار شده است؛ یعنی یکی از عناصر مهم چرخه آب در منطقه دچار اختلال جدی شده است و بنابراین از معادله تعادل آب و خاک و هوا بخش آب آن، دستخوش تغییر کلی شده است و تابش بیرحم و بیامان خورشید در این ناحیه بستر خشک شده را تبدیل به پودر نرم کرده است و این پودر نرم خود دارای دهها و بلکه صدها متر عمق است که تحت شرایط جوی مناسب بهصورت فورانی در طول صدها کیلومتر و به ارتفاع هزاران متر به جو منطقه صعود میکند و موج غبار از شمال تا مرکز عراق یا از مرکز تا جنوب عراق به سمت یکی از نواحی کشور ما حرکت میکند. به گونهای که آمار گویای تغییرات غیر عادی وقوع غبار در غرب کشور است. برای مثال میانگین تعداد روزهای همراه با غبار در سنندج در هشتسال اخیر نسبت به ۴۵سال قبل از آن هشت برابر شده است. این روند کم و بیش در همه مناطق غرب
و جنوب غرب کشور نیز مشاهده میشود. پرش هشت برابری تعداد روزهای همراه با غبار را نباید ناشی از یک تغییر اقلیمی بهحساب آورد، زیرا تغییرات اقلیمی ماهیتا تدریجی و بطئیاند.
لزوم جستجوی راه حل پایدار و سازگار با معادلات زیستمحیطی منطقه
هیچکس و هیچ موجودی از آسیب غبار مصون نیست. زنبور عسل راه کندوی خود را گم میکند. گل و برگ بوته هندوانه سازوکار معمول خود را از دست داده و بنابراین دیگر هندوانه آن طعم و طراوت و بازارپسندی معمول خود را نخواهد داشت. حساسیت سیستم تنفسی ماکیان و بهویژه مرغها نیز سبب افزایش تلفات در آنها میشود و مهمترین این مشکل در سلامت انسانها نهفته است که قطعا توسعه و اقتصاد منطقهای را نیز تحتالشعاع قرار میدهد. تا به حال همه هنوز امیدوارند که بلکه این پدیده خودبهخود فروکش کند. اما این امر سردر برف کردن است. باید این بحران را مدیریت کرد و راه حل محلی ندارد و راه حلهایی مانند باروری ابر در جایی که نه ابری وجود دارد و نه سازوکار مناسب طبیعی آن موجود است، اتلاف منابع است. نخست باید مشکل را شناخت و البته بحرانیترین کانون ایجاد غبار را شناسایی کرد. طبیعتا هر نوع اقدامی به یک رشته از مطالعات فنی میدانی و توافقهای رسمی میان منطقهای نیازمند است. متاسفانه هنوز نظرات غیر کارشناسی غالب بوده و برخی از محافل به این معضل به مثابه موقعیتی مناسب برای جذب اعتبار به منظور انجام تحقیقات کتابخانهای نگاه میکنند.