آزادی تجارت و فرآیندهای رقابتی - ۶ مهر ۹۲

شماره روزنامه: ۳۰۲۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۵۵۰۹۱ اندیشه-اقتصاد

آرون ادلین و ژوزف فارل متین پدرام۱ و طاهره ایران‌مهر۲ قسمت چهارم تغییر معیار مانع دادوستد مطلوب‌تر «ر» و مشتریان نسبت به وضعیتی می‌شود که «م» قیمت «چ» را پیش از ورود رقیب در نظر گرفته است. به معنای صحیح کلمه، اجازه به انحصارگر برای تغییر معیار رقابت، رقبا را از ورود به بازار دلسرد می‌کند و ممکن است تاثیرات بدی داشته باشد. گفته شده است وضع قواعد برای جلوگیری از آن (تغییر معیار)، مشکلات بسیار واقعیِ عملی و مفهومی به بار می‌آورد. به لحاظ مفهومی، قیمت «ل» که توسط «م» پس از ورود رقبا تعیین می‌شود، در مقایسه با پیشنهاد «ر»، ائتلافی مترقی میان «م» و مشتریان است.

آزادی تجارت و فرآیندهای رقابتی - ۶ مهر ۹۲

آرون ادلین و ژوزف فارل متین پدرام1 و طاهره ایران‌مهر2 قسمت چهارم تغییر معیار مانع دادوستد مطلوب‌تر «ر» و مشتریان نسبت به وضعیتی می‌شود که «م» قیمت «چ» را پیش از ورود رقیب در نظر گرفته است. به معنای صحیح کلمه، اجازه به انحصارگر برای تغییر معیار رقابت، رقبا را از ورود به بازار دلسرد می‌کند و ممکن است تاثیرات بدی داشته باشد.

گفته شده است وضع قواعد برای جلوگیری از آن (تغییر معیار)، مشکلات بسیار واقعیِ عملی و مفهومی به بار می‌آورد. به لحاظ مفهومی، قیمت «ل» که توسط «م» پس از ورود رقبا تعیین می‌شود، در مقایسه با پیشنهاد «ر»، ائتلافی مترقی میان «م» و مشتریان است. بنابراین می‌توان گفت این موضوع، هر دو جنبه وقفه و بهبود را دارد.
قوانین ضد انحصار درباره مفهوم قیمت‌گذاری انحصاری بحث‌ و مجادله فراوانی ترتیب داده و اغلب (با تاکید بر تناقض) بر این مبنا شکل گرفته‌اند که قیمت‌ها می‌توانند «بسیار کاهش» یابند. این قاعده، تمرکز بر سطح قیمت را نشان می‌دهد. اما همان‌طور که پیش‌تر نشان داده شد، الگوی قیمت‌گذاری فعلی می‌تواند تجارت بالقوه با دیگران را مهار کند یا آن را تحت فشار قرار دهد. در اینجا قیمت پایین تنها خارج از حالت تعادلی تحمیل می‌شود، مصرف‌کنندگان از آن سودی نمی‌برند.
بر اساس این نظرگاه، نه قیمت‌گذاری بالا و نه قیمت‌گذاری پایین به خودی خود مشکل نیستند، اما یک الگو می‌تواند مشکل‌ساز باشد. تقلب، تغییر معیار و نه قرار دادن آنها در وضعیت بد است. توجه داشته باشید چیزی در منطق هسته مرکزی نیست که رابطه بین قیمت فعلی محصول و هزینه‌های آن را روشن کند.

فروش یا خرید اجباری
فرض کنید خریداران کالای یک را از شرکت «الف» بخرند و ممکن است کالای ۲ را نیز از شرکت «الف» یا از رقیبش شرکت «ب» بخرند. اگر «الف» شرایط دادوستد کالای یک را درست زمانی بدتر کند که خریدار اقدام به خرید کالای ۲ از «ب» می‌کند، این شرایط بد همانند مالیات بر دادوستد میان «ب» و خریدار تحمیل می‌شود.
وقتی انحصارگرِ «الف» مازاد قابل توجهی از کالای یک را در مقایسه با مقادیر و قیمت‌های کالای ۲ به بازار عرضه می‌کند (ضروری است این پرسش طرح شود چرا «الف» اینچنین می‌کند)، ممکن است مالیات مانع از دادوستد «ب» و خریدار شود، حتی زمانی که «الف» قیمت نهایی بالایی را برای کالای ۲ تحمیل می‌کند. «ب» باید با قیمت پایین (بدون مالیات) به رقابت ادامه دهد، حتی زمانی که خریدار باید قیمت بالاتری برای واحدهای بیشتر کالای ۲ بپردازد (که در صورت خرید از «ب» شامل مالیات
نیز می‌شود).
به نظر می‌رسد این نگرانی‌ها با مفهوم کلی تغییر معیار و یافتن الگوی قیمت‌گذاری همگام است که مانع دادوستد خریدار و «ب» با ابزاری متفاوت از وضع قیمت‌های پایین می‌شود. از سوی دیگر، اگر خریداران از خرید کالای یک از «الف» دست بکشند، مالیات اجتناب‌پذیر است، بنابراین این امر توسط مازاد کالای یک برای خریدار محدود می‌شود.
افزون بر این «ب» و خریدار در صورتی که مایل به خداحافظی با «الف» باشند، می‌توانند بین خود دادوستد کنند، بنابراین پیشنهادهای «الف» آن ائتلاف مترقی بالقوه را به خودی خود خنثی نکرده، آزادی تجارت را نقض نمی‌کند.
بنابراین هر نگرانی درباره تغییر معیار دست‌کم از برخی جهات گسترده‌تر از نگرانی درباره محدودیت آزادی تجارت است. وقتی رویه‌ای به طور مضر، معیارها را تغییر می‌دهد، اما آزادی تجارت را نقض نمی‌کند، ممنوعیت «روش‌های غیرمنصفانه رقابت» در ماده ۵ قانون FTC ممکن است مناسب‌تر از ممنوعیت منع تجارت در قانون شرمن باشد.
صرف نظر از آنچه که قانون با آن سروکار دارد، ما فکر می‌کنیم در مواردی که این معیارها متفاوتند، مباحث زیادی پیرامون انحصارگرایی به وجود می‌آید: برای نمونه جایی که رقیب و خریدار(ها) می‌خواهند یک بنگاه اقتصادی مسلط (dominant firm) در یک کسب‌وکار خاص را دور بزنند، ولی خریداران نمی‌خواهند تمام دادوستدهای خود با بنگاه اقتصادی مسلط را به فراموشی بسپارند.
به عبارت دیگر، مصرف‌کنندگان و شرکت «ب» می‌خواهند برای بهبود بازدهی خود ائتلافی تشکیل دهند، اما این مساله‌ (حداقل در کوتاه مدت) به ادامه مشارکت با شرکت «الف» نیاز دارد، ولی «الف» انجام این کار را رد می‌کند. بخش بعدی بیشتر نشان می‌دهد چگونه مجادله و بحث می‌تواند در چنین مواردی افزایش یابد.
پاورقی:
۱- وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
Matin@cgiran.org
۲-. وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن