تاریخچه مقررات غذا و دارو در ایالات متحده آمریکا - ۵ مرداد ۹۲
آنتونی دابلیو. نس متین پدرام۱ و طاهره ایرانمهر۲ قسمت دوم اقتصاددانان مدتها پیش دریافتهاند مقررات همیشه برای بهبود کارآیی و پیشبرد منافع عمومی تصویب نشدهاند. در واقع همانطور که استیگلر (۱۹۷۱) و پلزمن (۱۹۷۶) اغلب استدلال کردهاند، گروههای صنعتی خاص در پی قوانین و مقرراتاند تا اتفاقات بازی رقابتی را به نفع خود سازند. برای نمونه کارکرد منعکننده مقررات ممکن است راه ورود شرکتها و محصولات جدید را بسته، سود شرکتهای کنونی را بیشینه کند. در موارد «حمایت قانونی»، مقررات با محدود کردن میزان رقابت و نوآوری در بازار به کارآیی آسیب میرساند.
آنتونی دابلیو. نس متین پدرام1 و طاهره ایرانمهر2 قسمت دوم اقتصاددانان مدتها پیش دریافتهاند مقررات همیشه برای بهبود کارآیی و پیشبرد منافع عمومی تصویب نشدهاند.
در واقع همانطور که استیگلر (۱۹۷۱) و پلزمن (۱۹۷۶) اغلب استدلال کردهاند، گروههای صنعتی خاص در پی قوانین و مقرراتاند تا اتفاقات بازی رقابتی را به نفع خود سازند. برای نمونه کارکرد منعکننده مقررات ممکن است راه ورود شرکتها و محصولات جدید را بسته، سود شرکتهای کنونی را بیشینه کند. در موارد «حمایت قانونی»، مقررات با محدود کردن میزان رقابت و نوآوری در بازار به کارآیی آسیب میرساند. در زمینه مقررات کیفیت کالا، مانند آنهایی که بر مواد غذایی و داروها اعمال میشود، ممکن است مقررات با ایجاد هزینه بیشتر در محصولات جدیدتری که وارد بازار میشود، به تولیدکنندگان کنونی کمک کند. در واقع مقرراتی که تولیدکنندگان را ملزم میکند، حداقل استانداردهای خاصی را رعایت کنند یا آنهایی که استفاده از افزودنیهای خاصی را منع میکند، ممکن است به نفع تولیدکنندگان کنونی و به هزینه تولیدکنندگان محصولات جایگزین و ارزانتر تمام شود. همچنین ممکن است این مقررات به مصرفکنندگانی که نیاز بیشتری به این کالاهای جدید ولی ممنوعه دارند، آسیب برساند. در واقع همانطور که خواهیم دید، تمایل به تغییر بازی رقابتی به نفع تولیدکنندگان محصولات خاص طی
تاریخ انگیزه مهمی برای وضع مقررات غذا و دارو بوده است.
این واقعیت که گروههای تولیدکننده اغلب در میان مهمترین حامیان سیاسی وضع مقررات هستند، لزوما این مفهوم را نمیرساند که مقررات برای منافع این تولیدکنندگان به هزینه کارآیی ارجحیت دارد. همانطور که پیشتر اشاره شد، تا جاییکه مقررات، عدم تقارن اطلاعات درباره کیفیت کالا را کاهش میدهد، ممکن است برای تولیدکنندگان اجناس با کیفیت بالاتر و همچنین مصرفکنندگان این کالا مفید باشد. در واقع اینچنین مقرراتِ افزایش کارآیی ممکن است بهویژه برای آن دسته از تولیدکنندگانی مطلوب باشد که کالاهایشان در زمینه مشکل اطلاعات نامتقارن، تمایل اندکی به راهحلهایی مبتنی بر بازار نشان میدهد (برای نمونه کالاهای آزمونناپذیر) زیرا کمک میکند این تولیدکنندگان، بازار اجناس خود را گسترش داده، سود خود را بیشینه کنند. از این رو نباید به این دلیل که مقررات میتواند به تولیدکنندگان خاصی همراستا با بهبود رفاه، سود برساند، حمایت تولیدکنندگان از وضع مقررات را به عنوان گواهی بر مقررات مورد نظر استیگلر دانست.
تاریخچه مقررات غذا و دارو در ایالات متحده آمریکا
از دوران استعمار تا نیمه اواخر قرن نوزدهم میلادی، اکثر مقررات غذا و دارو در آمریکا در سطح ایالتی و محلی به تصویب میرسید. افزون بر این، این مقررات به طور کلی به سمت تولیدات غذایی خاص (Hutt: ۱۹۸۴ & Hutt) هدایت میشدند. برای نمونه ماساچوست در سال ۱۶۴۱ میلادی نخستین قانون تقلب در مواد غذایی خود را تصویب کرد که بر اساس آن گوشت گاو، خوک و ماهی نیازمند بازرسی اداره بهداشت بود. این مقررات با قانون تنظیم کیفیت نان در سال ۱۹۵۰ میلادی ادامه یافت. همچنین ایالت ویرجینیا در سال۱۶۰۰ میلادی برای تنظیم وزن و مقدار ذرت و اعلام ممنوعیت فروش شراب تقلبی، قوانینی تصویب کرد. طی نیمه دوم قرن نوزدهم میزان و محدوده مقررات دولتی درباره مواد غذایی گسترش قابل ملاحظهای داشت. عوامل متعددی به رشد و افزایش این قانونگذاری کمک کرده است که مهمترین آنها به شرح زیر است:
الف- تخصصیشدن و شهرنشینی، خانوارها را به مواد غذایی عرضهشده در بازارهای غیرشخصی وابستهتر کرد. در حالی که این نیروها به تنوع غذایی منجر میشدند، قطعیت درباره کیفیت کالاها کاهش مییافت، زیرا مصرفکنندگان شهرنشین و متخصص، شناخت کمتری نسبت به کیفیت محصولات خریداریشده از دیگران داشتند (Wallis & North: ۱۹۸۶).
ب- تغییرات فناوری در تولید مواد غذایی، تولیدات جدید و پیچیدگی آنها را افزایش داد. در اواخر قرن نوزدهم شاهد معرفی تولیدات متعدد مواد غذایی جدید از جمله پودرهای برگرفته از زاج سفید، مارگارین (نخستین جایگزین مناسب برای کره حیوانی)، گلوکز، غذاهای کنسروشده، کالباس گوشت، نگهدارندههای شیمیایی و غیره (Strasser: ۱۹۸۹ ; Young: ۱۹۸۹ ; Goodwin: ۱۹۹۹) بودیم. آشنا نبودن با این تولیدات جدید نگرانیهایی را برای مصرفکنندگان درباره سلامت و تقلب در مواد غذایی ایجاد کرده است. افزون بر این چون بسیاری از این تولیدات جدید مستقیما موقعیتهای برتر غذاهای سنتی را به چالش کشیدهاند، این تحولات نیز تقاضای تنظیم مقررات برای حمایت از تولیدکنندگان مواد غذایی سنتی را افزایش میدهد که به مقررات برای نامساعد کردن شرایط رقبای جدید تمایل دارند (Wood: ۱۹۸۶).
ج- در ارتباط با نکته پیشین، افزایش استفاده از مواد شیمیایی، روند «ارزان کردن» مواد غذایی را تسهیل کرد به شیوهای که قدرت تشخیص برای مصرفکنندگان دشوار شد. برای نمونه رواج مواد نگهدارنده این امکان را برای تولیدکنندگان مواد غذایی فراهم کرد که فساد مواد غذایی را پنهان کنند. افزون بر این گسترش گلوکز به عنوان یک جایگزین ارزان قیمت قند، تقلب در بخشی از تولید محصولات گران قیمت مانند شربت افرا را تسهیل کرد. از این رو، نگرانیها درباره تقلب به طور فزایندهای احساس میشد. با وجود این، افزایش افزودنیهای شیمیایی به طرز شگفتآوری توانایی کارشناسان را برای شناسایی این اَشکال ماهرانهترِ تقلب در مواد غذایی افزایش داد.
د- از آنجا که تشخیص تقلب در مواد غذایی دشوارتر شد، سازوکارهای بازار که بر توانایی مصرفکنندگان در تشخیص تقلب تکیه داشت در زمینه حل مشکل تقلب در مواد غذایی تاثیر کمتری پیدا کرد و اندیشه ضرورت تنظیم مقررات توسط کارشناسان به صورت فزایندهای گسترش یافت.
پاورقی:
۱. . وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
Matin.pedram@gmail.com
۲. . وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی