تحلیل اقتصادی حقوق - ۱۵ تیر ۹۲
<p> آنتونی دابلیو. نس متین پدرام۱ و طاهره ایرانمهر۲ قسمت سوم رسوایی شرکت انرون در اوایلقرن بیستویکم رسواییهای مالی شرکتهایی مانند انرون (Enron)، موجب نگرانی و اصلاح قانون حاکمیت شرکتی شد. انرون با استفاده از روشهای حسابداری به سودآوری سریع دست یافت. قیمت خرید سهام متورم شد و این به نفع سهامداران و مدیرانی بود که دارای اختیار معامله سهام بوده، در ابتدا موفق به فروش سهام با قیمتهای بالا شدند. در اواخر سال ۲۰۰۱ میلادی روشهای حسابداری مشکوک آشکار شد، حباب ترکید و دارایی سهامداران ۶/۹ میلیارد دلار کاهش یافت. </p>
آنتونی دابلیو. نس متین پدرام۱ و طاهره ایرانمهر۲ قسمت سوم رسوایی شرکت انرون در اوایلقرن بیستویکم رسواییهای مالی شرکتهایی مانند انرون (Enron)، موجب نگرانی و اصلاح قانون حاکمیت شرکتی شد. انرون با استفاده از روشهای حسابداری به سودآوری سریع دست یافت. قیمت خرید سهام متورم شد و این به نفع سهامداران و مدیرانی بود که دارای اختیار معامله سهام بوده، در ابتدا موفق به فروش سهام با قیمتهای بالا شدند. در اواخر سال ۲۰۰۱ میلادی روشهای حسابداری مشکوک آشکار شد، حباب ترکید و دارایی سهامداران ۶/۹ میلیارد دلار کاهش یافت. انرون درخواست مشمولشدن تحت قانون ورشکستگی را ارائه کرد. همچنین پس از آن شرکتهای دیگری مانند وردکام (WorldCom)، زیراکس (Xerox)، آدلفیا (Adelphia)، تایکو (TYCO)، لوسنت تکنولوژی (Lucent Technologies)، سیسکو (Cisco) وگلوبال کراسینگ (Global Crossings)، مجبور به بازگویی درآمدهایشان شدند. چرا آشکارشدن رسواییها به درازا کشید؟ بهویژه چرا حسابرسان شرکت، اتفاقات رخداده را به سهامداران نشان ندادند؟ مسوولیت حقوقی حسابرسان در ایالات متحده آمریکا تحت قانون بورس اوراق بهادار ۱۹۳۴ میلادی است. آنها گزارشهای مالی را با اصول عموما پذیرفتهشده منطبق و تایید میکنند. ممکن است سهامداران علیه اطلاعات جعلی خواستار پیگرد قانونی شوند که در این موارد امکان تعقیب توسط وزارت دادگستری وجود دارد. با این حال، شاکی باید ثابت کند حسابدار قصد کلاهبرداری داشته و عمل او صرفا برخاسته از بىمبالاتی نبوده است. قانون اصلاح دعوای عمومی اوراق بهادار ۱۹۹۵ میلادی (PSLRA) امکان استفاده از این دستاویز را افزایش داده و شاکی را ملزم کرده است حقایق خاصی را اثبات کند که به طور قوی کاشف از قصد باشد. این دفاع رویه تاسفبرانگیزی ایجاد میکند که مانع نظارت بر حسابرسان میشود. PSLRA همچنین با پایاندادن به استفاده از قانون «روشهای موثر دستیابی به پول از راه شیادی و تشکیلات فاسد» مصوب ۱۹۷۰ به عنوان ابزاری برای طلب خسارات چند برابر در پروندههای کلاهبرداری از اوراق بهادار موجب تضعیف بازدارندگی شد. بنابراین در مقایسه با وضعیت پیش از سال ۱۹۹۵ میلادی، بازدارندگی حسابرسان کاهش یافت. واکنش قانونی به شرکت انرون در قالب قانون ساربینز-آگزلی (Sarbanes-Oxley) مصوب ۲۰۰۲ میلادی ابراز شد که به طور گستردهای برای افزایش انگیزه افشای اطلاعات مالی دقیق تلاش میکند. حسابرسان باید بیانیهای صادر و در آن کنترل مالی داخلی در گزارشهای سالانه را گواهی دهند. حسابرسان مستقل در زمینه ارائه خدمات غیرحسابرسی محدود شدهاند که ممکن است برای مشتریان حسابرسی به صورت جلسات علنی برگزار شود. در حال حاضر کمیسیون بورس اوراق بهادار لزوم چرخش حسابرسان بیرونی را از هر هفت سال به هر پنج سال کاهش داده است. در حال حاضر مدیریت ارشد شرکتهای سهامی عام در ایالات متحده آمریکا باید صحت گزارشهای مالی را نزد کمیسیون بورس اوراق بهادار گواهی کنند. امروزه مدیر عامل و مدیر امور مالی باید بر اساس دانش خود تایید کند که یک گزارش شامل هیچگونه صورتحساب خلاف واقع یا ازقلمافتادگی نیست. آنها باید ۹۰ روز پیش از این گزارش، میزان تاثیر نظارتهای مالی را ارزیابی کنند. مدیرعامل شرکت و مدیر امور مالی باید هرگونه ناکارآمدی در طراحی یا اجرای کنترلهای داخلی و هرگونه تقلب مدیریت و کارکنان را افشا کنند. مجازاتی که برای ارائه صورتحسابهای غیرقانونی در مقررات جدید افشاسازی اعمال میشود جزای نقدی تا ۵ میلیون دلار، حبس تا ۲۰ سال، یا هر دو مجازات است. کوتاه سخن آنکه در واکنش به مساله شرکت انرون مجازاتهای شدیدی در نظرگرفته شد و بیشتر این مجازاتها به استناد شکایت خصوصی سهامداران بود. همچنین برای افزایش مجازاتهای شخصی مدیران ارشد، اقداماتی صورت گرفته است. این رویکرد با تحلیل اقتصادی بازدارندگی قوانین کیفری سازگار است. مزاحمت دومین نمونه ما مزاحمت است که یک شبهجرم یا تقصیر شخصی در کشورهای کامنلو تلقی میشود. نمونه ما مربوط به پرونده معروف Sturges علیه Bridgman در سال ۱۸۷۹ میلادی و درباره قنادی است که در کنار مطب یک پزشک، فروشگاه شیرینیپزی راه انداخت و او را با لرزش و سروصدای دستگاهها اذیت کرد. پزشک (Sturges به عنوان شاکی پرونده) موفق به گرفتن حکم جلوگیری از مزاحمت شد. پیامدهای اقتصادی اینها چیست؟ اقتصاددانان به پرونده Sturges به عنوان اثر خارجی (externality) توجه میکنند. مانند آثار متحرکی که ممکن است برخاسته از حق مالکیت متناقض باشد. اثر خارجی در ماهیت ذاتا دوجانبه است. قناد، پزشک را متاثر میکند اما پزشک مجبور است در مسیر آسیب قرار بگیرد. طرفین در حال اعمال حق مالکیت مشروع خصوصی خود هستند و این حقوق با هم در تضاد است. تا زمانی که آنها میتوانند برای هزینه منطقی کم، مذاکره کنند از نظر بهرهوری اقتصادی مهم نیست فردی (Bridgman) که باعث مزاحمت شده است حق دارد به مزاحمت خود ادامه دهد یا اینکه آیا قربانی حق دارد او را متوقف کند. برای نمونه، فرض کنید سروصدای شیرینیپزی، حرفه پزشکی را کاملا متوقف میکند. اگر کسبوکار پزشکی سودآورتر باشد ولی پزشک حق جلوگیری از سروصدا را نداشته باشد، پزشک میتواند برای متوقف کردن قناد، به او رشوه دهد. برعکس اگر پزشک چنین حقی داشته باشد، قناد که سودآوری کمتری دارد نمیتواند به پزشک برای تحمل سروصدا رشوه دهد. این پرونده، قضیه کوز (Coase) را نشان میدهد. در پروندههایی مانند Sturges و هرجا که تعداد طرفین دعوی کم باشد، دادگاهها به طور سنتی، به جای حکم جبران خسارت به صدور حکم منع مزاحمت تمایل دارند. از آنجا که بسیاری از پروندههای نه چندان مهم همانند چانهزنیهای کمهزینه هستند، این امر به نظر کارآمد مینماید. اگر دارندگان حق مالکیت این قواعد را به خوبی بدانند ممکن است از طرح اختلاف خود در دادگاه بپرهیزند، در مراحل اولیه اختلاف را حلوفصل و از هزینههای دادرسی جلوگیری کنند. چنین عقایدی باعث شده است برخی پژوهشگران استدلال کنند اگر برای به حداکثر رساندن منافع مشترک طرفین دعوا تلاش شود، قانون تکامل مییابد (به عنوان نمونه، مقایسه سودوزیان تقویمشده به پول). پاورقی: ۱ - وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی Matin.pedram@gmail.com ۲ - وکیل پایه یک دادگستری