مجید اعزازی- سایه بحران مالی همچنان بر سر بخشی از اروپا سایه افکنده است. بحرانی که به گواه گروهی از کارشناسان در پی افزایش فزاینده بدهی عمومی دولت های اروپایی سر بر آورده و کشورهای عضو قاره سبز را بر سر دو راهی «ریاضت» یا «رشد» قرار داده است. در این روزها اما مخالفت علیه ریاضت شدید در اروپا بالا گرفته است. در این میان، خطر بزرگ این است که در اوج غوغای رهایی از سیاستهای خودویرانگر، کشورها اصلاحات دردناک (ریاضت اقتصادی) اما موردنیاز را رها کنند. برخی بر این باورند که اگر هدف از اعمال سیاستهای ریاضت اقتصادی، کاهش بدهیهای دولت بوده است، این سیاستها آنچنان که منتقدان میگویند، شکست خورده است و به اصطلاح، اتحادیه اروپا نتوانسته کمربند مالی خود را محکم ببندد.
مجید اعزازی- سایه بحران مالی همچنان بر سر بخشی از اروپا سایه افکنده است.
بحرانی که به گواه گروهی از کارشناسان در پی افزایش فزاینده بدهی عمومی دولت های اروپایی سر بر آورده و کشورهای عضو قاره سبز را بر سر دو راهی «ریاضت» یا «رشد» قرار داده است.
در این روزها اما مخالفت علیه ریاضت شدید در اروپا بالا گرفته است. در این میان، خطر بزرگ این است که در اوج غوغای رهایی از سیاستهای خودویرانگر، کشورها اصلاحات دردناک (ریاضت اقتصادی) اما موردنیاز را رها کنند.
برخی بر این باورند که اگر هدف از اعمال سیاستهای ریاضت اقتصادی، کاهش بدهیهای دولت بوده است، این سیاستها آنچنان که منتقدان میگویند، شکست خورده است و به اصطلاح، اتحادیه اروپا نتوانسته کمربند مالی خود را محکم ببندد. اما هدف از ریاضت اقتصادی صرفا تثبیت میزان بدهیهای دولت نیست.
در همین حال، باید اذعان کرد که ریاضت اقتصادی در بازگرداندن تعادل به اقتصاد کشورهای حاشیه منطقه یورو، بسیار موفق بوده است. وضعیت مالی همه کشورهای جنوب اروپا در حال حاضر رو به بهبود است و به استثنای یونان انتظار میرود که این کشورها در ادامه همین فرآیند تا چند سال دیگر بتوانند تراز مالی خود را مثبت کنند. در شمال اروپا اما، وضعیت به گونهای دیگر رقم خورده است. پرونده پیش رو، تلاش دارد سیاست مالی اروپاییها را بررسی کند.