صنعت نشر و هزار راه نرفته

شماره روزنامه: ۳۰۱۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۳۷۰۰۸ اندیشه-اقتصاد

حامد کنی روزنامه دنیای اقتصاد در پرونده هفته پیش خود(چهارشنبه ۱۳ شهریور ۹۲) با عنوان «نشر کتاب؛ صنعتی سودآور یا ورشکسته» به بررسی وضعیت اقتصادی نشر کتاب و مشکلات پیش روی آن پرداخت. یادداشت کوتاه زیر، تحلیلی است در حاشیه پرونده مذکور. وارد خیابان انقلاب که می‌شوید، فضاهای محدود برای عرضه کتاب در کنار دستفروش‌ها و خیابانی که هیچ ماشینی بدون گرفتن طرح ترافیک نمی‌تواند وارد آن شود، نمایشی غم‌انگیز از فضای نشر در ایران است. اما چرا نشر در ایران چنین کم‌رونق است، در یادداشت زیر کوشیده‌ام دلایل این امر را خلاصه در کنار راهکارهای آن مطرح کنم.

حامد کنی روزنامه دنیای اقتصاد در پرونده هفته پیش خود(چهارشنبه ۱۳ شهریور ۹۲) با عنوان «نشر کتاب؛ صنعتی سودآور یا ورشکسته» به بررسی وضعیت اقتصادی نشر کتاب و مشکلات پیش روی آن پرداخت. یادداشت کوتاه زیر، تحلیلی است در حاشیه پرونده مذکور.

وارد خیابان انقلاب که می‌شوید، فضاهای محدود برای عرضه کتاب در کنار دستفروش‌ها و خیابانی که هیچ ماشینی بدون گرفتن طرح ترافیک نمی‌تواند وارد آن شود، نمایشی غم‌انگیز از فضای نشر در ایران است. اما چرا نشر در ایران چنین کم‌رونق است، در یادداشت زیر کوشیده‌ام دلایل این امر را خلاصه در کنار راهکارهای آن مطرح کنم.
• افزایش چهار تا پنج برابری قیمت کاغذ و به همراه آن بالا رفتن قیمت چاپ و صحافی و.. موجب شده است قیمت تمام شده کتاب‌ها افزایش پیدا کند و بالطبع قیمت نهایی کتاب نیز بالا برود و مخاطبی که به این قیمت‌ها عادت ندارد، در تهیه کتاب مردد شود.
البته به نظر من بالا رفتن قیمت‌ها به خودی خود نمی‌تواند موجب رکود صنعت نشر شود، چرا که تنها با قیمت‌های واقعی است که می‌توان به تداوم صنعت نشر امیدوار بود. کتاب مجموعه‌ای از هزینه‌های درونی (محتوایی) و بیرونی (فرم و ظاهر) است.
هزینه محتوایی در تاروپود کتاب و در بین کلمات نهفته است و فرم ظاهری کتاب نیز با توجه به نوع مواد مصرفی هزینه‌های خود را دارد. در واقع ارزش‌گذاری یا بهتر بگوییم قیمت پشت جلد کتاب تنها براساس ظاهر کتاب تعیین نمی‌شود، بلکه محتوای کتاب نقشی تعیین کننده در قیمت نهایی
دارد.
• پایین بودن سرانه مطالعه و ضعف در فرهنگ کتابخوانی: فرهنگ امری برخاسته از درون ساختارهای اجتماعی است. فرهنگ قدیم نیست و کسی هم آن را به ارث نمی‌برد. سهم کم کتاب در فضای‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای در ایران متاسفانه باعث شده تا اطلاع‌رسانی مناسب صورت نگیرد و بستر فرهنگی برای کتابخوانی مهیا نشود. از این رو است که شاید مردم ما حاضرند برای هر چیزی هزینه کنند، اما حاضر نباشند قیمت نسبتا بالای کتابی را که در ساخت و پرداخت آن تلاش بسیاری شده بپردازند.
• عدم حمایت دولت از ناشران: در ایران بار اساسی صنعت نشر بر دوش ناشران بخش خصوصی سنگینی می‌کند و این امر به رویه و جهت‌گیری ایدئولوژیک دولت بازمی‌گردد؛ این در حالی است که در دنیای مدرن دولت حمایت گسترده‌ای را از ناشران به عمل می‌آورد. نمونه این امر را می‌توان در کشوری نظیر آلمان و برگزاری نمایشگاه‌ فرانکفورت از سوی این کشور دید.
• برگزاری نمایشگاه بین‌‌المللی کتاب تهران: نمایشگاه‌های بین‌المللی که در سایر نقاط دنیا برگزار می‌شوند، کارکرد متفاوتی دارند و مکانی برای آشنا شدن با ناشران و ایده‌های آنها محسوب می‌شوند. این در حالی است که نمایشگاه ما یک فروشگاه بزرگ کتاب است.
در این نمایشگاه‌ که نمونه آن را در سایر کشورها شاهد نیستیم، نوع چینش و مشکلات ساختاری در برگزاری عدالت را در بهره‌وری یکسان از امکانات و توزیع عادلانه از بین می‌برد؛ به این ترتیب که غرفه‌های ابتدایی سالن می‌توانند فروش فوق‌العاده‌ای داشته و غرفه‌های پایانی حداقل درآمد را داشته باشند. علاوه بر این نمایشگاه‌ها در تضییع حقوق توزیع‌کنندگان نیز عمل
می‌کنند.
• ضعف سیستم توزیع: توزیع کتاب در ایران بسیار ضعیف است. بخشی از این مشکل به برگزاری نمایشگاه‌ بین‌المللی کتاب تهران برمی‌گردد. بازدیدکنندگان نمایشگاه معمولا خرید سالانه کتاب خود را برای نمایشگاه می‌گذارند و بخش زیادی از کتاب‌های با محتوای نازل نیز در این نمایشگاه به فروش می‌رسد. اما از میلیاردها تومان پولی که در این نمایشگاه جابه‌جا می‌شود، توزیع‌کنندگان هیچ سهمی نمی‌برند؛ این در حالی است که در قیمت کتاب سهم توزیع‌کننده نیز لحاظ شده است.
ما با ورود به این حوزه سیستم توزیع را دور زده و پس از آن از مشکلات صنعت توزیع در ایران گله می‌کنیم، البته دیگر معضلات توزیع نیز به قوت خود باقی هستند که مجالی برای آنها نیست.
• فقدان فضای کافی برای کتابفروشی‌ها: در ایران، میدان انقلاب و بخشی از خیابان انقلاب به عنوان نقطه تمرکز کتابفروشی‌ها و ناشران شناخته می‌شود و کسانی که با مشکلی در تهیه کتاب مواجه باشند به این قسمت مراجعه می‌کنند. اما ما شاهدیم که با وجود گسترش چاپ کتاب در حوزه‌های گوناگون فضای کتابفروشی‌ها همچنان محدود و کوچک باقی مانده و آنها امکان عرضه کتاب را در حوزه‌های مختلف ندارند.
از سوی دیگر فرهنگی‌ترین میدان کشور در محدوده طرح اصلی ترافیک قرار گرفته است و بخش بزرگی از خوانندگان و خریداران با مشکل ورود به طرح ترافیک مواجه هستند.
• ضعف در آموزش و ارتقای کیفیت نشر: بهتر بود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران فضایی فراهم می‌کرد تا ناشران مشتاق و فعال بتوانند با تازه‌های فنی جهان نشر آشنا شوند. این مهم می‌توانست در قالب کارگاه‌های آموزشی در محل فعالیت ناشران بزرگ جهان صورت بگیرد و دانش فنی و علمی ناشران به واسطه حضور در این کارگاه‌ها ارتقا یابد.
بهتر بود ناشران بورسیه‌ای برای آموزش در کشورهای دیگر دریافت کنند تا بتوانند سطح کمی و کیفی کار خود را با آموخته‌هایشان افزایش دهند. شاید این امر تاکنون موضوع و دغدغه ناشران و دولت نبوده است اما می‌تواند به عنوان طرحی در دولت آقای روحانی مدنظر قرار گیرد.
در یک جمع‌بندی کلی می‌توان تغییر در نحوه برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، آموزش ناشران، گسترش فضاهای فرهنگی در تهران و شهرستان‌ها و تبلیغات برای گسترش فرهنگ کتابخوانی را به عنوان راه‌‌هایی در جهت اصلاح صنعت نشر در ایران برشمرد که امیدوارم در این سال‌ها محقق شود.
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن