آدامس فوتبالی
<p> محمدحسین رحمتی* این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند. مفهوم منحنی عرضه و تقاضا حتی برای بچهها در حین بازی هم مفهومی روشن و بیابهام است. عرضهکننده یک کالا اعم از فروشنده یا مبادلهکننده در ازای ارزشِ بیشترِ یک کالا، از آن کالا تعداد بیشتری عرضه میکند. به همین دلیل اقتصاددانان میگویند که منحنی عرضه صعودی است. یا وقتی میگوییم منحنی تقاضا نزولی یعنی اگر قیمت کالایی افزایش پیدا کند میزان کمتری از آن کالا را ما تقاضا میکنیم. </p>
محمدحسین رحمتی* این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند. مفهوم منحنی عرضه و تقاضا حتی برای بچهها در حین بازی هم مفهومی روشن و بیابهام است. عرضهکننده یک کالا اعم از فروشنده یا مبادلهکننده در ازای ارزشِ بیشترِ یک کالا، از آن کالا تعداد بیشتری عرضه میکند. به همین دلیل اقتصاددانان میگویند که منحنی عرضه صعودی است. یا وقتی میگوییم منحنی تقاضا نزولی یعنی اگر قیمت کالایی افزایش پیدا کند میزان کمتری از آن کالا را ما تقاضا میکنیم. زمانیکه من بچه بودم بچهها آدامسهایی را میخریدند که عکس فوتبالیستهای معروف جهان را پشت پوست آدامس چاپ میکردند و هربچهای این عکسها را جمع میکرد. اگر اشتباه نکنم اسم این آدامسها سین سین بود. سرگرمی بچهها این بود که کلکسیونی از این عکسها را جمع کنند و با هم تاخت بزنند یا عوض کنند تا مجموعه بهتری داشته باشند. در این مبادلهها هر فوتبالیست بر اساس معروفیت و محبوبیت بازیکن آن عکس یا فراوانی آن عکس ارزشگذاری یا به عبارتی قیمتگذاری میشد. برای مثال اگر فردی عکس مارادونا را بهدست میآورد و شما میخواستید آن عکس را به دست بیاورید باید تعداد زیادی عکس را وسط میگذاشتید. به عبارت دیگر اگر فرد دوم تعداد کمی عکس را پیشنهاد میداد، دارنده مارادونا فروشنده نبود. از سوی دیگر اگر شما عکسی داشتید که در مقابل آن تعداد زیادی را طلب میکردید کسی متقاضی آن نبود. بنابراین باید انتظار خود را کم میکردید و عکسی را که صاحب آن بودید ارزانتر مبادله میکردید.اما بازار مبادله عکس همواره کار تسویه بازار را انجام نمیداد. به عبارت دیگر اگر قرار بود بچهها تنها عکسها را مبادله کنند تعداد مبادلات بسیار کاهش پیدا میکرد. همین مشکل در عهد قدیم و پیش از پیدایش پول نیز وجود داشت. به ندرت افراد میتوانند نسبت دقیقی از کالاهای همدیگر را داشته باشند تا مبادله انجام شود. یا مثلا متقاضی عکس مارادونا علاقهای به پله و دیگر بازیکنان برزیلی نداشت بنابراین کمتر پیش میآمد دوطرف مبادله دقیقا مکمل عرضه و تقاضای یکدیگر باشند. یکی از دلایل تشکیل پول همین بود. اما در بازی آدامس فوتبالی که پول معنا نداشت؟ پس بازار چگونه تسویه میشود یا به عبارتی تقاضا و عرضه چگونه همدیگر را مجاب میکنند؟ دو روش وجود داشت: اول اینکه بچهها تاخت بزنند. در فرآیند تاخت زدن یک احتمال وارد بازی میشد که صاحب عکس مارادونا میتوانست دوباره این عکس را به دست بیاورد و البته تعدادی از عکس فوتبالی دیگر هم صاحب شود. روش دوم مبادله با آدامس بازنشده بود. برای مثال عکس مارادونا با سه عکس فوتبالی و یک آدامس باز نشده مبادله میشود. * محقق در دانشگاه ایلینوی Mh.rahmati@gmail.com