درگیری‌های قومی، مانع پیشرفت

شماره روزنامه: ۲۹۳۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۲۵۸۸۲ اندیشه-اقتصاد

ادامه جنگ داخلی سرمایه‌گذاران بین‌المللی را از سرمایه‌گذاری در میانمار بر حذر می‌دارد

درگیری‌های قومی، مانع پیشرفت

مترجم: مریم رضایی میانمار از لحظه به استقلال رسیدنش در سال ۱۹۴۸ دچار درگیری‌های داخلی بین اکثریت برمه‌ای‌ها که بیشتر مناطق مرکزی این کشور را اشغال کرده‌اند و دیگر گروه‌های قومی بوده است. میانمار در واقع محصول تحمیل شده دوران استعمارگری بریتانیا است. ایالت‌‌های کاچین، چین، شان و بسیاری دیگر از گروه‌های قومی، هیچ گاه نمی‌خواستند کشوری مشترک با برمه‌ای‌ها داشته باشند، اما هنگام تشکیل کشور میانمار، در سال ۱۹۴۷ توافق‌نامه پانگ لانگ میان آنها و ژنرال آنگ سان به امضا رسید و کلیه قوم‌ها به اتفاق آرا خواستار استقلال این کشور شدند. توافق‌نامه پانگ لانگ قرار بود عامل اتحاد در یکی از متنوع‌ترین کشورهای آسیا از نظر قومیتی باشد. اما اقلیت‌های قومی در این کشور می‌گویند از زمانی که اکثریت برمه‌ای‌ها حکومت را در سال ۱۹۴۸ به دست گرفتند، مطابق این توافق‌نامه عمل نکرده‌اند. بعد از کودتای نظامی «نوین» در سال ۱۹۶۲ و به رسمیت نشناختن گروه‌های اقلیت، کلیه گروه‌های قومی میانمار در پاسخ، جناح‌های مسلحی تشکیل دادند تا برای کسب خودمختاری بیشتر یا حتی استقلال کامل بجنگند. رژیم‌های نظامی قدیمی برای ایجاد آتش‌بس با این گروه‌های مسلح، تلاش‌های پراکنده‌ای کردند که بیشتر آنها در سال‌های دهه ۹۰ و دوباره در اواخر دهه ۲۰۰۰ صورت گرفته؛ اما هیچ یک از این آتش‌بس‌ها نه پایدار بوده و نه به گفت‌وگوهای سیاسی مثبتی منجر شده است. اصلاح‌طلبان دولت تین‌سین می‌دانند که خشونت‌های قومی می‌تواند هر گونه تلاش آنها را برای رسیدن به اهدافشان نابود کند. ادامه جنگ داخلی، میانمار را به مکانی بی‌ثبات و خطرناک تبدیل می‌کند و سرمایه‌گذاران بین‌المللی را که دولت به کمک آنها برای احیای اقتصاد ضعیف خود احتیاج دارد، از سرمایه‌گذاری بر حذر می‌دارد. به علاوه، تولید خشخاش در مناطقی که درگیری‌های قومی شدید است، افزایش یافته است. ارتش معمولا با تولیدکنندگان مواد مخدر همکاری می‌کند و شبه نظامیان مسلحی که مامور حفاظت از زمین‌های خشخاش شده‌اند، راه رسیدن به صلح را سخت‌تر کرده‌اند. دولت همه تلاش خود را برای پایان دادن به درگیری‌ها به کار گرفته است. دولت فعلی حتی عملکردی بهتر از دولت‌های قبلی داشته و از پایان سال ۲۰۱۱ تاکنون ۱۳ توافق‌نامه آتش‌بس به امضا رسانده است. برخی از این توافق‌ها صرفا تکرار آتش‌بس‌های قبلی از دهه ۹۰ است، اما مذاکره کنندگان می‌گویند توافق‌نامه‌های جدید به دلیل اینکه به طور رسمی ثبت شده‌اند، اثر بهتری دارند. از طرف دولت، اعتبار بیشتری متوجه آنگ مین، وزیر سابق راه آهن است که اکنون مدیریت مذاکرات با گروه‌های قومی را از دفتر رییس‌جمهور بر عهده دارد. حتی گروه‌های مخالف قبلی نیز آنگ مین را قبول دارند. نگان سانگ لیان، که از طرف ایالت چین در مورد یک توافق‌نامه آتش‌بس متقلبانه با دولت مذاکره کرد، مثل بسیاری افراد دیگر تحت تاثیر «شفافیت، صداقت و تغییرطلبی» آنگ مین و تیم او قرار گرفت. اتحادیه اروپا و چند کشور دیگر سازمانی را در شهر یانگون به نام «مرکز صلح میانمار» تاسیس کرده اند که دبیرخانه‌ای را در اختیار آنگ مین قرار داده است. فرصتی برای صلح به هر حال، درگیری‌های شدید ایالت کاچین در اوایل امسال، یادآور سختی‌های بی‌شمار پیش رو هستند. ارتش مستقل کاچین (KIA) در سال ۱۹۹۴ یک توافق‌نامه صلح با دولت امضا کرده بود، اما ۱۷ سال بعد از آنکه هیچ گونه پیشرفتی برای نیمه خودمختار یا مستقل شدن به دست نیاورد، عملیات خصمانه خود را از سر گرفته است. از سال ۲۰۱۱ صدها نفر از هر دو گروه کشته شده اند و بیش از ۱۰۰ هزار نفر از کشور گریخته‌اند. تنها مداخله و هشدارهای دولت چین که از ورود هزاران مهاجری که از میانمار وارد مرزهای این کشور شده بودند به خشم آمده بود، دولت میانمار و KIA را به میز مذاکره برگرداند. توافق‌نامه پانگ لانگ برای ایالت کاچین و دیگر گروه‌های قومی هنوز هم به معنی پیدا کردن راهکاری برای حل مشکلات قومی و برقراری صلح در کشور است. ارتش به نوبه خود سال‌ها بر ادامه وجود دولت مرکزی پافشاری کرده است. اکنون سوال این است که آیا دولت تین سین تمایل دارد فراتر از این برود، آتش‌بس‌های فعلی را توسعه دهد و در مورد انتقال قدرت و تقسیم ثروت پای مذاکره بنشیند. درگیری‌های ایالت کاچین در نهایت نشان داد که اکنون مردم نزدیک به آنگ مین خواهان پیگیری مذاکرات سیاسی با گروه‌های آتش‌بس هستند. آنها می‌گویند مین و وزرای دیگر با شکستن تابوی قدیمی در محافل دولتی، مذاکره در مورد دولت ائتلافی را آغاز کرده‌اند. این وزرا معتقدند شکایت ایالت‌های چین و کاچین ناشی از توسعه نیافتگی اقتصادی است که با اختصاص بودجه بیشتر به زیرساخت‌ها می‌توان به راحتی بر آن غلبه کرد. آنها اخیرا به این نتیجه رسیده اند که برای دستیابی به صلح باید به اختلافات مذهبی و اجتماعی میان خود و گروه‌های قومی احترام بگذارند. مثلا، برمه‌ای‌ها بودایی هستند؛ در حالی که اکثریت مردم ایالت کاچین مسیحی‌اند. اصلاح طلبان و شاید حتی آنگ‌سان سوچی، رییس جمهور احتمالی آینده بعد از سال ۲۰۱۵ مجبورند با اختلافات قومی و مذهبی مشابه دیگری دست و پنجه نرم کنند. شورشیان ایالت کارن، مسلمانان و دیگر اقوام سال‌های سال از تبعیض ایجاد شده به واسطه حکومت برمه‌ای‌ها رنج برده‌اند. حملات مرگبار بودایی‌ها به مسلمانان در ماه‌های ژوئن و اکتبر سال گذشته که امسال به مناطق مرکزی میانمار گسترش یافت، نشان دهنده نفرت مهاجرین غیربرمه‌ای با اعتقادات مختلف است که به اوایل دوره استعمارگری بازمی‌گردد. اگر با طغیان این کشتارها که با انگیزه مذهبی و نژادی صورت می‌گیرد مقابله نشود، کنترل آن در آینده غیرممکن خواهد بود. قانونی قدیمی که در سال ۱۹۸۲ به تصویب رسید، هر گونه حق شهروندی را برای مسلمانان روهینگیا به عنوان قربانیان اصلی ایالت راخین، بر این اساس که آنها مانند مردم ایالت‌های کاچین و کارن و چند ایالت دیگر «نژاد بومی» نیستند، نقض می‌کند. استفاده از فرصت شاید ارتش مجبور شود قدرت اقتصادی و سیاسی را با «حرفه‌ای‌گرایی» مبادله کند. یعنی از یک سازمان بی هدف، با دستمزدهای کم که مرتب به اقدامات خشونت آمیز و ناقض حقوق بشر دست می‌زند، به بنیادی کوچک، اما مدرن و با پشتوانه مالی مناسب تبدیل شود. برخی افسران ارتش به ایجاد این نوع تحول اظهار تمایل کرده‌اند. البته ارتش جدید باید ملی‌گرای واقعی باشد و بین ایالت‌های مختلف اتحاد ایجاد کند. در این صورت، تبعیض خودسرانه علیه مسلمانان روهینگیا و گروه‌های قومی دیگر نیز از بین خواهد رفت. این اتفاقات نیازمند کمک‌های قابل توجه خارجی است، البته ریسک انجام ندادن چنین اصلاحات ساختاری، از تلاش برای انجام آن بیشتر است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن