درباره برابری و نابرابری - ۲۱ شهریور ۹۱

شماره روزنامه: ۲۷۳۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۸۰۳۹۶ اندیشه-اقتصاد

امین گنجی

لودویگ فون میزس<br> مترجم:امین گنجی<br> بخش پایانی<br>اشاره: این مقاله که سه بخش پیشین آن را در هفته‌های پیش خواندیم، نقدی بود بر ایده‌های مربوط به برابری و شکل‌های مختلف کارهای رفاهی از سوی دولت‌های دارای گرایش‌های سوسیالیستی.

لودویگ فون میزس

مترجم:امین گنجی

بخش پایانی

اشاره: این مقاله که سه بخش پیشین آن را در هفته‌های پیش خواندیم، نقدی بود بر ایده‌های مربوط به برابری و شکل‌های مختلف کارهای رفاهی از سوی دولت‌های دارای گرایش‌های سوسیالیستی. ادعای اصلی میزس این بود که مصرف‌کننده در سرمایه‌داری همه‌کاره است، روند تولید را تعیین می‌کند و نخبگان جامعه به خدمت مصرف‌کننده می‌آیند و همه سعی در جلب حمایت او دارند. در حالی که در جامعه‌ سوسیالیستی افراد عادی دیگر تنها چیزی را که مراجع اقتدار بخواهند باید مصرف کنند و هرکار آنها بگویند، باید انجام دهند؛ زیرا دولت همه‌چیز را تعیین می‌کند. در هفته‌های پیش نیز اشاره کردیم که سخنان میزس از جنبه‌های مختلفی قابل نقد هستند، به‌طور خاص ایده‌های او در مورد آموزش همگانی، نقش به زعم او بسیار تعیین‌کننده‌ مصرف‌کننده در اقتصاد سرمایه‌داری و تولید و ... در هر حال، این بخش پایانی مقاله است که در آن میزس به غلبه‌ ایده‌های سوسیالیستی در جهان آن روز خودش اشاره و آن را برای آینده خطرناک ارزیابی می‌کند.

کیش انسان عادی

دکترین برابری زیست‌شناختی مادرزادی همه‌ انسان‌ها به نوعی عرفان‌باوری شبه مذهبی در قرن نوزدهم انجامید؛ عرفان‌باوری در میان مردمی که دست آخر آن را به جزمِ برتریِ «انسان‌های عادی» مبدل کرده بودند. همه‌ انسان‌ها برابرند، اما متاسفانه اعضای طبقات بالادست به‌واسطه‌ اغوای قدرت و غوطه‌ورشدن در تجملاتی که برای خودشان دست و پا کرده‌اند، فاسد شده‌اند. شرارت‌هایی که نوع بشر را آلوده می‌کند، به دست سوءرفتارهای این اقلیت ابله ایجاد شده است. پس زمانی که این روسای بد و نامطلوب خلع ید شوند، نجابت فطری انسان عادی کنترل امور انسانی را به دست خواهد گرفت. زندگی در جهانی که خیر بی‌پایان و نبوغ فطری مردم در آن به حد اعلی خواهد بود، حظ فراوانی خواهد داشت. شادمانی بی‌سابقه‌ای که حتی در رویاها هم نمی‌توان سراغش را گرفت، به انتظار همه‌ ابنای بشر است.

این عرفان برای انقلابی‌های سوسیالیست روسیه جایگزین فعالیت‌های دینی راست‌کیشی مسیحی روسی بود. طرفداران مارکس از خیالات و توهم‌های شورمندانه‌ خطرناک‌ترین هماوردان خویش می‌هراسیدند. اما توصیف خود مارکس از شرایط سعادتمندانه‌ «مرحله‌ بالاتر جامعه‌ کمونیستی» به همان‌اندازه رویاپردازانه بود. خود بلشویک‌ها پس از

قلع و قمع انقلابی‌های سوسیالیست کیش انسان عادی را اتخاذ کردند تا از آن به عنوان اصلی‌ترین پوشش ایدئولوژیک برای پنهان کردن استبداد بی‌حد و مرز گروه کوچکی از روسای حزبی استفاده کنند.

تفاوت اساسی بین سوسیالیسم (کمونیسم، سرمایه‌داری دولتی، یا هر معادل دیگری که ترجیح می‌دهید) و اقتصاد بازار (سرمایه‌داری، نظام بنگاه‌های خصوصی، آزادی اقتصادی) از این قرار است: افراد به مثابه‌ مصرف‌کننده در اقتصاد بازار برتر هستند و با خریدن و نخریدن خود تعیین می‌کنند چه چیزی باید تولید شود؛ در حالی که در اقتصاد سوسیالیستی دولت انجام چنین کاری را بر عهده می‌گیرد. مصرف‌کننده در سرمایه‌داری همان انسانی است که تولیدکنندگان به سختی برای جلب حمایتش تلاش می‌کنند و وقتی چیزی به او می‌فروشند، به او می‌گویند: «متشکریم، لطفا دوباره به اینجا سر بزنید.» اما در سوسیالیسم «رفقا» باید به آنچه «برادر بزرگ» به آنها می‌دهد راضی باشند و بابت آن تشکر هم بکنند. استاندارد متوسط زندگی در غرب سرمایه‌دار به طور مقایسه‌ناپذیری بالاتر از شرق کمونیست است. اما حقیقت دارد که تعداد روزافزونی از مردم کشورهای سرمایه‌دار ــ که برخی از به اصطلاح روشنفکران هم میان آنها دیده می‌شوند ــ در اشتیاق سعادت‌های کذاییِ کنترل حکومت بر اقتصاد هستند.

نمی‌توان برای این آدم‌ها توضیح داد که وضعیت انسان عادی در مقام تولیدکننده و مصرف‌کننده در یک اقتصاد سوسیالیستی چگونه است. فرودستی فکری توده‌ها را به راحتی می‌توان در همین هدف آنها دید: اینکه می‌خواهند سیستمی را نابود کنند که خودشان در آن برتر هستند و بااستعدادترین انسان‌ها به نفع آنها خدمت می‌کنند و به جای این سیستم، نظامی را بنشانند که نخبگانش آنها را به غل و زنجیر بکشند.

اجازه دهید خودمان را فریب ندهیم. پیشرفت سوسیالیسم در میان ملل عقب‌مانده ــ آن مللی که هرگز مرحله‌ بربریسم بدوی را رد نکرده‌اند یا تمدن‌هایشان قرن‌ها پیش از پا افتاده است ــ نشان‌دهنده‌ پیشرفت ظفرآمیز این موج خزنده‌ تمامیت‌خواهی نیست. سوسیالیسم در مدار غربی ما بزرگ‌ترین گام‌ها را برمی‌دارد. هر پروژه‌ای که می‌خواهد «بخش خصوصی» سازماندهی اقتصادی را محدودتر کند، پروژه‌ای بسیار منفعت‌آمیز و مایه‌ پیشرفت دانسته می‌شود و تنها عده‌ای محدود برای زمانی محدود علیه آن اعتراض می‌کنند. بنابراین ما در حال «پیش» رفتن به سوی تحقق سوسیالیسم هستیم.

صاحبان «ترقی‌خواه» کسب و کار

لیبرال‌های کلاسیک قرن‌های هجدهم و نوزدهم ستایش خوشبینانه‌ خود از آینده‌ بشر را بر این فرض استوار کردند که اقلیتی از مردان برجسته و درستکار همیشه قادر خواهند بودند اکثریت را با رضایت خود آنها به سوی صلح و رونق و سعادت هدایت کنند. آنها مطمئن بودند که نخبگان همیشه خواهند توانست از انحراف توده‌ها و تبعیت آنها از هوچی‌گران عوام‌فریب و اتخاذ سیاست‌هایی که به فاجعه می‌انجامند، جلوگیری کنند. ما به بررسی این نکته نخواهیم نشست که خطای این خوشبینی در دست بالا گرفتن نخبگان است یا دست بالا گرفتن توده‌ها یا هر دو!

در هر حال، باید پذیرفت که اکثریت عظیمی از معاصران ما به شکل جنون‌آمیزی خواهان سیاست‌هایی هستند که هدفشان در نهایت تخریب نظم اجتماعی بهتری است؛ نظمی اجتماعی که در آن نابغه‌ترین شهروندان خدمتگزار توده‌ها به بهترین شکل ممکن هستند. این توده‌ها ــ و از جمله آن روشنفکران کذایی ــ شورمندانه مبلغ نظامی هستند که در آن خودشان دیگر مصرف‌کننده و بنابراین صادرکننده‌ فرمان‌ها و دستورها نیستند بلکه تحت قیمومیت اقتداری با قدرت مطلق خواهند بود. مهم نیست که این سیستم اقتصادی تحت عنوان «به هر کس به اندازه‌ نیازش» به خوردِ انسان‌های عادی داده می‌شود و همبسته‌ سیاسی و قانونی‌اش ــ آن حکومت خودکامه‌ مقاماتی که خودشان خودشان را انتخاب می‌کنند ـ

هم تحت عنوان «دموکراسی خلق».

در گذشته، تبلیغات جنون‌آمیز سوسیالیست‌ها و طرفداران‌شان، یعنی همه‌ مداخله‌گراها از هر نوعی، هنوز چندتایی مخالف در میان اقتصاددان‌ها، سیاست‌مداران و صاحبان کسب و کار داشت. اما حتی این دفاع کم‌رنگ از اقتصاد بازار هم دیگر دارد محو می‌شود. قلعه‌های محکم اشراف‌مآبی و «اشرافیت واقعی» آمریکایی، دانشگاه‌های باب روز و بزرگ و بنیادهای ثروتمند این کشور همگی امروز حافظان سوسیالیسم رادیکال شده‌اند. میلیونرها و نه «پرولترها» مهم‌ترین حامیان نیو دیل [سیاست جدید دوران روزولت] و سیاست‌های «ترقی‌خواهانه» آن بودند. همچنین مشهور است که بانکدارها و روسای شرکت‌های بزرگ بودند که به دیکتاتور شوروی در نخستین بازدید وی از آمریکا خوشآمد گفتند.

فحوای استدلال‌های چنین صاحبان کسب و کار «ترقی‌خواه» و پیشرویی به این قرار است: «من موقعیت برتر خویش در کسب و کار را مدیون بازده، کارآیی و عملکرد خودم هستم. استعدادهای ذاتی‌ام، تلاشم در جهت دستیابی به دانش مورد نیاز برای هدایت یک بنگاه بزرگ و پشتکارم مرا به بالاترین درجات رساند. این افتخارهای شخصی باعث می‌شود تحت هر نظام اقتصادی جایگاهی تضمین‌شده و امن داشته باشم. من در یک نظام سوسیالیستی هم به عنوان رییس شاخه‌ مهمی از تولید موقعیتی عالی می‌داشتم. اما کارهای روزانه‌ام تحت سوسیالیسم بسیار کمتر خسته‌کننده و آزاردهنده می‌بود. دیگر لازم نبود به فکر رقبایم باشم که با عرضه‌ کالاهای ارزان‌تر یا بهتر مرا به دردسر می‌اندازند. دیگر لازم نبود به درخواست‌های غیرمنطقی و بو‌الهوسانه مصرف‌کننده‌ها توجه کنم. من به آنها چیزی را می‌دادم که خودم به عنوان نخبه حس می‌کردم باید داشته باشند. من از نظرگاه حرفه‌ای هیچ دلیلی نمی‌بینم که با سوسیالیسم مخالفت کنم.»

فریب‌دادن خود از سوی این سرمایه‌دارها و کارآفرین‌ها همان‌قدر معنا دارد که رویاپردازی‌های سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها.

وظیفه‌ نسل در حال ظهور

اگر وضعیت جریان‌های ایدئولوژیک امروز را نگاه کنیم، شاید بعید نباشد که طی چند دهه‌ آینده، شاید حتی قبل از آن سال بدنام «۱۹۸۴»، تمامی کشورها سوسیالیستی شده باشند. انسان‌ها از وظیفه‌ ملال‌آور جهت‌دادن به سیر زندگی خودش خلاص خواهد شد. مراجع اقتدار به او خواهند گفت چه باید بکند و چه نباید بکند، به او غذا، خانه، لباس، آموزش و وسایل تفریح خواهند داد. اما پیش از هر چیز، او را از ضرورت به کار بستن مغزش معاف خواهند کرد. همه «به اندازه‌ نیازشان» دریافت خواهند کرد. اما اینکه «نیاز» هر فرد چیست و چقدر است، به دست مراجع اقتدار تعیین خواهد شد. درست مثل دوره‌های متقدم تاریخ بشر، انسان‌های برتر دیگر خدمتگزار توده‌ها نخواهند بود، بل بر آنها سلطه خواهند یافت و فرمان خواهند راند.

بله، نمی‌توان از این نتیجه فرار کرد و این هدفی است که جریان‌های غالب جهان معاصر ما به سوی آن پیش می‌روند. اما جریان‌ها را می‌توان تغییر داد و پیش از این نیز همواره تغییر کرده‌اند. می‌توان جریان به سوی سوسیالیسم را با چیزی دیگر تغییر داد. تحقق این هدف وظیفه‌ای است که بر دوش نسل در حال ظهور قرار دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن