برفروبی
محمدحسین رحمتی* این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند.
این ستون مثالهایی ساده از کاربرد آموزههای اقتصاد در زندگی روزمره است و نشان میدهد که در هر رویدادی استفاده از مفاهیم اقتصادی به فهم بهتر مساله کمک میکند. معمولا وقتی برف میآید برونریزیهای زیادی رخ میدهد. برخی از این موارد مانند کالای عمومی است. در اقتصاد یاد میگیریم که اگر دولت کالای عمومی را تامین نکند و کالای عمومی به بازار آزاد و شهروندان واگذار شود، فردی که بیشترین استفاده را از کالای عمومی میبرد با توجه به هزینه فایده شخصیاش کالای مذکور را تولید میکند و بقیه نیز استفاده میکنند. فرض کنید وقتی برف میآید، شهرداری برف جلو مغازهها را تمیز نکند، در این صورت این بازار است که باید تعیین کند چه کسانی چقدر از برفها را تمیز کنند. مسیر پیادهرو مسیر رفت و آمد مسافرین و شهروندان است و لذا هرقدر که این برفها روبیده شود، به همگان سود میرساند.
در عالم واقع اتفاقی که رخ میدهد بسیار نزدیک به پیشبینی مدل است. معمولا هر مغازهداری روبهروی مغازه خودش را تمیز میکند و برفهای آن را در کنار درختان یا در جوی میریزد. مغازهدار از تمیزکردن برفهای جلو مغازهاش استفاده بیشتری میبرد؛ زیرا میتواند مشتریان بیشتری جذب کند. اگر همه مغازهداران، جلو مغازهشان را برفروبی کنند بخش بزرگی از پیادهروها در مناطق خاصی تمیز میشود؛ اما هیچ مغازهداری روبهروی مغازههای دیگر را تمیز نمیکند. گرچه ممکن است تمیزکردن کل مسیر پیادهرو مشتریان وی را کمی افزایش دهد؛ ولی هزینه فایده این تصمیم برای وی نمیارزد. به صورت خلاصه روبیدن برف روبهروی مغازهها نوعی کالای عمومی است.
در مقابل روبهروی منازل شخصی داستان برعکس است. در محلات قدیمی برای اینکه منازل استحکام کافی ندارد، ساکنین مجبورند صبح فردای بارش، برفهای روی سقف را پارو کنند. معمولا ایشان برف را در کوچه میریزند و البته برای کسی نمیارزد که برفهای درون کوچه را پارو کند. این هم مثال دیگری از برونریز منفی است. اگر همه منازل برف خود را درون کوچه بریزند، رفتوآمد در کوچه معمولا بسیار سختتر از حالت معمول میشود.
* محقق در دانشگاه ایلینوی
Mh.rahmati@gmail.com