مراقبت از کودکان چه چیزی میتواند به دنیا بیاموزد؟
مهرداد واشقانی فراهانی
نویسنده: تیمهارفورد<br> منبع: فایننشال تایمز<br> مترجم: مهرداد واشقانی فراهانی<br>شباهتهای میان بحران اقتصادی و نظریه پل کروگمن خیلی دقیق نیستند، با این حال آنقدر نزدیک هستند که آموزنده باشند.
نویسنده: تیمهارفورد
منبع: فایننشال تایمز
مترجم: مهرداد واشقانی فراهانی
شباهتهای میان بحران اقتصادی و نظریه پل کروگمن خیلی دقیق نیستند، با این حال آنقدر نزدیک هستند که آموزنده باشند. یکی از جدیدترین قیاسها در اقتصاد، تشابه شرکت تعاونی مراقبت از کودکان «هیل» است. این شرکت به خاطر فردی به نام «پل کروگمن» معروف شد که برنده جایزه نوبل در اقتصاد بوده و در روزنامه نیویورکتایمز ستوننویسی بسیار پرجرات به حساب میآید.
در گذشته (۱۹۷۰) در شهری بسیار دور از واشنگتن، شرکتی که کار مراقبت از کودکان را انجام میداد با مشکلی روبهرو شد. در این تعاونی بیش از ۱۵۰ نفر کارگر وظیفه مراقبت از کودکان را بر عهده داشتند. در این تعاونی، سیستمی به نام «اسکریپت» وجود داشت که نشان دهنده میزان کار افراد بود. در این تعاونی هر کسی باید نیم ساعت کار بچهداری میکرد. با این حال، بیشتر کارمندان دوست داشتند بیشتر کار کنند و جای دیگران را هم بگیرند.
البته، اگر کسی مایل به نگهداری از کودک باشد، کسی هم مانع آن نمیشود با این شرط که افراد باید در داخل این تعاونی بمانند. این تعاونی با مشکلی روبهرو شد که باعث رکود در تعاونی شد. در زمینه تهیه نیازهای این تعاونی مشکل خاصی وجود نداشت؛ اما به علت فقدان برنامهریزیهای مالی، این تعاونی با مشکلات عدیدهای روبهرو شد. به عنوان مثال، این تعاونی قانونی وضع کرد که براساس آن کارگرها باید سالی دو بار از این تعاونی خارج میشدند. چنین کاری بسیار مشکلساز شد. چنین اقداماتی به موفقیت خاصی نرسیدند. اما اتفاق جالبی رخ داد: این تعاونی اسکریپتهای بیشتری چاپ و تولید کرد. خیلی زود، رکود از بین رفت. کروگمن این داستان را به دو دلیل دوست دارد: اول اینکه این اتفاق نشان میدهد، این امکان وجود دارد که یک اقتصاد به خاطر کمبود تقاضا، به ورشستگی نزدیک شود. این همان چیزی است که کمتر کسی به آن باور دارد. دوم اینکه، این تجربه نشان دهنده این است که بعضی اوقات، مشکلات پیچیده اقتصادی راهحلهای ساده فنی دارند.
آیا دنیای پیشرفته امروز دچار رکود این تعاونی شده است؟
از یک لحاظ، مقامات آمریکایی و اروپایی در ایجاد یک پول جدید بسیار ضعیف و کند عمل کردهاند_ اما آنها به آن بسیار نزدیک هستند. تعاونی مراقبت از کودکان، بین دخل و خرج خود مساواتی برقرار کرد. هنگامی که افراد خواستند پول بیشتری دریافت کنند، اما کمتر خرج کنند، قوانین حسابداری به میان آمد و مطرح شد.
از آنجایی که درآمد کل دنیا با هزینه آن برابر است، چه کسی میخواهد پول خرج کند؛ در حالی که مشتریان در تلاش برای ذخیره پول هستند. کروگمن اعتقاد دارد که دولت باید این کار را انجام دهد.
این مساله خیلی مانند داستان تعاونی واضح و آشکار نیست. در عمل، سرمایهگذاری در بخش تجارت یا مسکن شاید با مشکل روبهرو باشد، اما الان برای چنین کاری وقت بسیار مناسبی است.
با این حال، سوالی که باقی میماند این است: آیا ما در شرایط بحران به سر میبریم؟ آیا دولت میتواند چیزهایی نسبتا منطقی پیدا کند که بخواهد برای آنها پول خرج کند؟
با این حال، مساله این است: چاپ بیش از اندازه اسکریپت، باعث شد که این تعاونی دوباره دچار مشکل شود؛ زیرا کسی نمیخواست در تعاونی بماند. حق با کروگمن است؛ هنگامی که میگوید اقتصاد بعضی اوقات از مشکلاتی رنج میبرد که دارای راهحلهای ساده فنی است.
تعاونی مراقبت از کودکان به این خاطر ورشکست شد که توسط گروهی از وکلا به شکل ناقص اداره میشد. در این حال، میتوان گفت که این داستان بسیار عبرتآمیز است.