سیاست مالی: مالیات ستانی - ۴ اردیبهشت ۹۰
جعفر خیرخواهان
جفری وود <br> مترجم: جعفر خیرخواهان<br>دولتها با سیاست مالی قادر به مدیریت دقیق اقتصاد هستند<br>با تقدیم آخرین بودجه به مجلس دوباره فریادهایی شنیده میشود که وزیرخزانهداری باید «مقدار بیشتری از اقتصاد برداشت کند»، که مالیاتها باید بالاتر برود، معمولا تا آن حدی بالا رود که دقیقا مبلغ معینی درآمد تامین گردد و بنابراین اثر دقیقا مشخص شدهای بر تقاضای کل داشته باشد. اگر اقتصاد در شرایط رکودی باشد بیتردید عکس این توصیهها را خواهیم شنید که دقیقا با همین زبان بیان میشود.
جفری وود
مترجم: جعفر خیرخواهان
دولتها با سیاست مالی قادر به مدیریت دقیق اقتصاد هستند
با تقدیم آخرین بودجه به مجلس دوباره فریادهایی شنیده میشود که وزیرخزانهداری باید «مقدار بیشتری از اقتصاد برداشت کند»، که مالیاتها باید بالاتر برود، معمولا تا آن حدی بالا رود که دقیقا مبلغ معینی درآمد تامین گردد و بنابراین اثر دقیقا مشخص شدهای بر تقاضای کل داشته باشد. اگر اقتصاد در شرایط رکودی باشد بیتردید عکس این توصیهها را خواهیم شنید که دقیقا با همین زبان بیان میشود. چنین ایدهای بیمعنا است. سیاستهای مالیاتی و مخارجی دولت بر اقتصاد تاثیر میگذارد، اما اثر آنها بر تقاضا عمدتا در تغییر ترکیب آن خود را نشان میدهد، اما هر اندازه آنها بخواهند بر مقدار تقاضا تاثیر بگذارند، اثر آن از هر دو جنبه اندازه و مدت دوام آوردن نامطمئن است.
برای اینکه ببینیم چرا اینگونه است وضعیت جاری را در نظر بگیرید. دولت در شرایط مازاد بودجه قرار دارد که درآمدش بیشتر از هزینهها شده است. این یعنی دولت میتواند با پول اضافی، بدهیهایش را بازپرداخت کند. توصیه به «مقدار بیشتری از اقتصاد برداشت کنید» یعنی بدهی بیشتری را بازپرداخت کنید. به عبارت دیگر، کسی مالیاتهای بیشتری به دولت خواهد پرداخت به طوری که دولت، بدهی که به کسی دیگر دارد را تسویه خواهد کرد. درآمد قابلتصرف شخص الف کاهش خواهد یافت تا سرمایه شخص ب بتواند از اوراق قرضه دولتی به حساب سپرده بانکی تبدیل شود.
اکنون چگونه فرض میشود که این تحول بر تقاضا تاثیر میگذارد؟ اثر آن بر مخارج فرد الف دقیقا شناخته شده نیست. اگر او انتظار داشته باشد که دولت در آینده مالیات کمتری میگیرد، چون هزینههای کمتری بابت بهره بدهیها میپردازد پس مخارج خود را دقیقا به اندازه افزایش مالیات پرداختی خود کاهش نخواهد داد.
شخص ب چکار میکند؟ برای پساندازهای وی چه اتفاقی میافتد؟ آنها را خرج خواهد کرد، یا اینکه به کسی دیگر قرض خواهد داد تا او خرج کند که بیگمان با نیت خرج کردن آنها را وام گرفته است. اگر پولها را در حساب سپرده بانکی بگذارند- بانک پولها را به کسی که آن را خرج خواهد کرد وام میدهد.
البته تاخیرهایی وجود خواهد داشت. شخص ب مدتی وقت صرف میکند تا فکر کند که با پول چکار کند. کسی که از او وام گرفته است نیز مدتی وقت میبرد تا پول را خرج کند. طی چنین تاخیرهایی، مخارج افت خواهد کرد، اما فقط طی دوره تعدیل، و این را که چه مدت این تعدیل طول خواهد کشید کسی نمیتواند بگوید.
خلاصه بحث اینکه، سیاست مالی متکی بر وقفهها و درنگها در تعدیل است. اینها وقفههایی هستند که مدت زمان آنها را نمیتوان توضیح داد یا پیشبینی کرد. تنظیمکردن اقتصاد با سیاست مالی ناممکن است.
توصیه به استفاده از سیاست مالی این فرض غیرواقعی را در نظر میگیرد که ما اطلاعات بیشتری درباره اقتصاد داریم، بیش از آنچه که اکنون واقعا داریم و به احتمال زیاد خواهیم داشت.