ناسازگاری، بزرگترین چالش پیشرو
یاسر میرزایی
توماس هومر دیکسون<br> مترجم: یاسر میرزایی<br>بشریت گامهای بلندی را در طول ۲۰۰۰ سال گذشته برداشته است و ما گمان میکنیم که در این مسیر ما جز چند سکته کوچک، همیشه رو به جلو بودهایم، اما ما در اشتباهیم: به نظر میرسد که در طول همین قرن محدودیتهای مربوط به منابع و محیطزیست میرود که رشد اقتصاد جهانی را متوقف کند. <br>
توماس هومر دیکسون
مترجم: یاسر میرزایی
بشریت گامهای بلندی را در طول ۲۰۰۰ سال گذشته برداشته است و ما گمان میکنیم که در این مسیر ما جز چند سکته کوچک، همیشه رو به جلو بودهایم، اما ما در اشتباهیم: به نظر میرسد که در طول همین قرن محدودیتهای مربوط به منابع و محیطزیست میرود که رشد اقتصاد جهانی را متوقف کند.
محدودیتهای مربوط به منابع در دسترس، همین اکنون فعالیت اقتصادی در بسیاری از بخشها را محدود کرده است، اگرچه اثرات آن عموما تصدیق نمیشود. مثلا عناصر کمیاب را در نظر بگیرید، مواد معدنی و اکسیدهایی که برای تولید بسیاری از تکنولوژیها ضروری است. وقتی اخیرا چین صادرات آنها را متوقف کرد، به خاطر این کمبود بخش بزرگی از صنایع دچار مشکلات جدی شدند.
بعضی از مفسران میگویند که کمبود منابع موجب میشود که مسیر برای کشف منابع جدید باز شود، اما این خوشبینی از واقعیت فیزیکی بنیادینی چشمپوشی کرده است. وقتی بهترین بخشهای معادن استخراج شده است، معدنکاران کمتر تمایل دارند تا آنچه را در ته معادن و در شرایط دشوار ذخیره شده است، استخراج کنند. این معادن آلودگی بیشتری تولید میکند و برای استخراجشان نیاز به انرژی بیشتری است. به عبارتی باز شدن معادنی بیرون از چین به معنای تلوتلو خوردن از ضربات محیطی است.
یا مثلا نفت خام را در نظر بگیرید که در حدود ۴۰ درصد از انرژی تجاری جهان و بیش از ۹۵ درصد از انرژی حمل و نقل آن را تامین میکند. شرکتهای نفتی عموما مجبورند بیشتر کار کنند تا یک بشکه اضافه تولید کنند. به ازای هر واحد انرژی که برای استخراج مصرف میشود، پیش از این یعنی در دهه ۱۹۳۰، ۱۰۰ واحد انرژی در تگزاس حاصل میشد که امروز این رقم در کشورهای آمریکای لاتین به ۱۵ واحد کاهش یافته است. این رقم در آلبرتای کانادا تنها چهار است.
زغالسنگ و گاز طبیعی هنوز بازگشت انرژی بالایی دارند؛ بنابراین همینطور که در دهههای آتی دسترسی به نفت سختتر و سختتر میشود، آن دو منبع انرژی شدیدا برای اقتصاد جهان حیاتی خواهد شد، اما اینها همگی سوختهای فسیلی هستند و مصرف آنها تولید دیاکسید کربنی میکند که تغییرات آب و هوایی در پی دارد. اگر نرخ بانک جهانی از رشد جهانی اقتصاد ثابت بماند، تولید جهانی در سال ۲۱۰۰ ده برابر امروز؛ یعنی بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار به قیمت دلارهای امروز خواهد شد؛ بنابراین حتی اگر کشورها نسبت انتشار گازهای کربنی به هر دلار درآمد داخلی را نسبت به امروز بسیار کاهش دهند، باز هم انتشار گازهای کربنی نسبت به امروز سه برابر؛ یعنی بیش از ۹۰ میلیون مترمکعب در هر سال میشود. دانشمندان میگویند که سه برابر شدن انتشار گازهای کربنی موجب چنان موجهای گرما، خشکسالی و توفانهایی خواهد شد که کشاورزان به هیچ وجه نمیتوانند غذای مورد نیاز نه میلیارد جمعیت تخمینزده شده را تولید کنند. در حقیقت فقط تباهی اقتصادی ناشی از همین تغییرات آب و هوایی کافی است تا رشد را متوقف کند.
نوع بشر در یک جعبه گرفتار است. رشد اقتصادی برای ۷/۲ میلیون فردی که اکنون با روزی کمتر از دو دلار دارند زندگی میگذرانند برای تامین حداقلهای زندگی شرافتمندانه انسانی ضروری است. در جوامع ثروتمندتر، مردم به رشد نیاز دارند تا بدهیهایشان را بپردازند، آزادی را بقا بخشند و تمدن مبتنی بر صلح را حفظ کنند. برای رسیدن و حفظ این رشد آنها باید مقدار زیادی انرژی مصرف کنند، اما بهترین منابع انرژی ما یعنی سوختهای فسیلی مهمترین عامل تغییرات آب و هوایی است و تغییرات آب و هوایی اگر فکری به حالش نکنیم، رشد را متوقف میکند.
ما نمیتوانیم با نتایج حاصل از رشد زندگی کنیم؛ بیآن نیز نمیتوانیم. این ناسازگاری بزرگترین چالش این قرن بشریت است، اما تا وقتی حکمت عمومی میگوید که رشد میتواند تا ابد ادامه بیابد، این مسالهای خواهد بود که ما حتی به خوبی نمیتوانیم به آن اشاره کنیم.