زاویه

چه دخلی به هزینه‌اش دارد؟

شماره روزنامه: ۲۲۵۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۳۶۹۴۷ اندیشه-اقتصاد

سید امیرحسین میرابوطالبی

جوزف تی. سالرنو<br>مترجم: سید امیرحسین میرابوطالبی<br> منبع: میزس<br>سه هفته پیش خبری خواندم که یک الماس ۷/۲۴ قیراطی «صورتی، ظریف و فوق‌العاده درخشان» در یک حراجی در شهر ژنو سوئیس که توسط شرکت ساتبیز برپا شده بود به قیمت ۴۶۱۵۸۶۷۴ دلار فروخته شده است.

چه دخلی به هزینه‌اش دارد؟

جوزف تی. سالرنو

مترجم: سید امیرحسین میرابوطالبی

منبع: میزس

سه هفته پیش خبری خواندم که یک الماس ۷/۲۴ قیراطی «صورتی، ظریف و فوق‌العاده درخشان» در یک حراجی در شهر ژنو سوئیس که توسط شرکت ساتبیز برپا شده بود به قیمت ۴۶۱۵۸۶۷۴ دلار فروخته شده است. این پیشنهاد برنده حراج الماسی بود که بلافاصله بعد از خریدش توسط جواهر فروش لندنی «لارنس گرف»، «Graff Pink» نام گذاری شد. این عدد بالاترین قیمت ثبت شده برای یک جواهر در یک حراجی است و بسیار بیشتر از ۳/۲۴ میلیون دلاری است که گرف در سال ۲۰۰۸ برای الماس آبی ۵۶/۳۵ قیراطی Wittelsbach هزینه کرده است. در هیچ جای آن خبر، اشاره‌ای به هزینه‌های مالی ساخت هیچ کدام از این دو الماس نشده بود، با این حال تصور می‌کنم اگر هم کسی از هزینه ساخت آن مطلع باشد، این هزینه‌ها در مقابل قیمت الماس‌ها مقدار بسیار ناچیز و قابل چشم‌پوشی باشد.

هفته قبل من به همراه همسرم برای خرید وسایل تزئین کریسمس برای حیاط جلوی خانه به فروشگاه واگرینز رفته بودم. یک آدم برفی پشت ویترین چشممان را گرفت و تصمیم گرفتیم آن را بخریم، اما مدیر فروشگاه گفت که تمام آدم برفی‌ها فروش رفته. همسر من پیشنهاد داد که صاحب مغازه همان آدم برفی پشت ویترین را ۵ دلار کمتر از قیمتی که روی آن درج شده به ما بفروشد. او هم قبول کرد. این در حالی است که شاید آدم برفی پشت ویترین ۵ یا ۱۰ دلار بیشتر از پکیج‌های آماده‌ای که حالا تمام شده بود برای فروشگاه هزینه برداشته بود؛ چرا که یک ساعت نیروی کار برای باز و وصل کردن این آدم برفی صرف شده بود.

دیشب هم در حال خرید بلیت‌ بازی تیم بسکتبال نیوجرسی‌نتز برای هدیه کریسمس بودم. این تیم در حال انتقال از نیوجرزی به بروکلین نیویورک است و تا دو سال دیگر موقتا در مجموعه ورزشی پرودنشال در نیوجرزی بازی‌های خود را برگزار خواهد کرد. ۱۲ دسامبر این تیم به دیدار لس‌آنجلس ‌لیکرز خواهد رفت. قیمت بلیت‌‌های تکی برای قسمت گوشه بالای سالن (صندلی‌های «خون دماغ»!) از ۲۴ دلار شروع می‌شود، برای صندلی‌های مرکزی پایین به ۱۶۰ دلار رسیده و برای صندلی‌های مجاور زمین که اصولا جایگاه افراد مشهور و ستاره‌های شناخته شده است به ۴۰۰ دلار می‌رسد. دو روز بعد که نیوجرزی پذیرای تیم فیلادلفیا خواهد بود، قیمت بلیت‌‌ها دقیقا در همان مکان‌ها به ترتیب ۱دلار، ۲۹ دلار و ۱۵۰ دلار خواهد بود. به این ترتیب تفاوت قیمت بین صندلی‌های مشابه در این دو مسابقه از ۲ و نیم برابر برای بهترین صندلی‌ها تا ۲۴ برابر برای ارزان‌ترین صندلی‌ها است. احتمالا هزینه متوسط مالی برگزاری یک مسابقه بسکتبال برای هر دوی این مسابقات مشابه هم است.

اما با وجود بی‌شمار مثال‌هایی از این دست که هر کدام از ما می‌توانیم ذکر کنیم، بیشتر مردم هزینه‌های تولید را عامل اساسی برآورد قیمت به حساب نمی‌آورند. گذشته از این، آنها معتقدند که اگر قیمت‌ها به شدت با هزینه‌ها فاصله دارند، یا نتیجه فریب قیمتی است، یا انحصار یا یک سری طرح و برنامه خبیثانه که از طرف تولید‌کنندگان اجرا می‌شود، اما همان طور که «کارل منگر» موسس مکتب اقتصادی اتریشی نزدیک به ۱۴۹ سال پیش به خوبی توضیح می‌دهد، بین هزینه‌هایی که قبلا در طول ساخت یک کالا انجام گرفته و تعیین قیمت فعلی آن هیچ گونه ارتباطی وجود ندارد. به نظر منگر قیمت بازاری یک کالا، منحصرا به ارزیابی نسبی خریدار و فروشنده از پول، کالا و همچنین تعداد واحدهای موجود از آن کالا در بازار بستگی دارد. اعداد و ارقام مربوط به پولی که برای نیروی کار و دیگر عوامل تولید کالا صرف شده هیچ دخلی به مقدار پولی که افراد مایلند برای خرید یک واحد از آن کالا بپردازند ندارد.

منگر حتی از این هم فراتر می‌رود و نشان می‌دهد که این دقیقا قیمت‌های فروش یک کالا است که هزینه‌های تولید آن را تعیین می‌کند. منگر با استفاده از مثال توتون توضیح می‌دهد که اگر افراد به طور کامل میلشان را نسبت به مصرف تنباکو از دست بدهند، نه تنها قیمت سیگار و پیپ به صفر خواهد رسید، بلکه قیمت توتون خام و ماشین‌های خاصی که برای تولید کالاهایی مثل سیگار استفاده می‌شوند هر چقدر هم که برای ساختشان هزینه شده باشد بیشتر از صفر نخواهد بود.

به نظر منگر و اتریشی‌های مدرن، مرجع اصلی ارزش هر چیز تلاش بی‌پایان انسان‌ها برای استفاده از منابع کمیاب و پولشان به منظور بهبود سطح رفاه زندگیشان است که از طریق تعامل با افراد دیگر در بازار برای رسیدن به اهداف و امیال اصلیشان و با چشم‌پوشی از خواسته‌ها و آرزوهای غیر‌ضروری‌تر پدید می‌آید. قیمت‌های بازاری و هزینه‌های تولیدی که ما مشاهده می‌کنیم جلوه‌ای عینی از این جنگ کمیابی در درون روح انسان است. کالاهای امروز یا آینده‌ای که باید قربانی کنیم یا فرصت‌هایی که باید از آنها چشم‌پوشی کنیم تنها «هزینه‌های فرصت» مرتبط با آن چیزی است که می‌خریم. این چشم‌پوشی‌ها و صرف‌نظرهای بی‌واسطه و ذهنی هزینه‌هایی هستند که تصمیمات ما را در مورد خرید یا عدم خرید و به تبع آن قیمت‌های پرداختی ما در شرایط گوناگون تعیین می‌کنند و نه یک سری ارقام و اعداد از پول‌هایی که یک فرد به دیگری برای انجام یک کار تولیدی در ماه یا سال پیش پرداخت کرده است.

جریان اصلی اقتصاددانان تئوری قیمت اتریشی-منگری را «افراطی» و «یک طرفه» می‌پندارند که بیش از حد روی ارزش ذهنی تاکید دارد در حالی که هزینه‌های تولید را نادیده می‌گیرد، اما دقیقا همین یک طرفه بودن نظریه اتریشی است که با تجربه بازاری ما هماهنگی دارد. آدم برفی پشت ویترین با هزینه بیشتر، با قیمتی کمتر از نمونه بسته بندی شده آن به فروش می‌رسد. چون بیشتر خریداران اولی را «استفاده شده» و بی‌ارزش‌تر می‌دانند. آنها اهمیتی به نیروی کار صرف شده یا دستمزد آنها نمی‌دهند. الماس Graff Pink این قیمت بالا در حراجی را ثبت کرد؛ چرا که به نسبت افرادی که می‌خواستند آن را به دست بیاورند و میل آنها، پولشان و دیگر مواردی که وجود داشت، این الماس بسیار کمیاب بود. کشف ۱۰۰۰۰ الماس مشابه Graff Pink حتی اگر هزینه تولیدشان هم با این یک الماس برابر باشد، باعث خواهد شد قیمت این الماس به نسبت رکورد حراجی بسیار پایین بیاید. و مشخصا تفاوت ۲۳۰۰ درصدی قیمت برای یک صندلی در یک سالن در فاصله دو روز به این دلیل است که برای بیشتر طرفداران بسکتبال، مشاهده‌های ستاره‌های مستعد لیکرز در مقابل تیم بحران‌زده نتز بسیار جذاب‌تر از دیدن بازی با تیم فیلادلفیا که اوضاع اسفناکی دارد، خواهد بود.

قوانین ارزش و قیمت کشف شده توسط کارل منگر، جهان شمول و غیر‌قابل تغییر هستند. این قوانین صحیح هستند و همه جا در همه زمان استفاده خواهند شد، تا وقتی که انسان به صورت خودآگاه برای اصلاح سطح رفاهش با استفاده از زمان، انرژی، پول و منابع مادی کمیابش به دنبال مهم‌ترین اهداف خویش باشد.

حال اجازه بدهید به اینترنت برگردم شاید بلیت‌‌های فروش نرفته تیم فیلادلفیا به کمتر از یک دلار رسیده باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن