مالکیت خصوصی و سیستم قیمت، راه حل مسائل زیست محیطی
مانا مصباحی
آرت کاردن<br> مترجم: مانا مصباحی<br> منبع: فوربس<br>پوستری در آسانسور راهروی پایینی دفترکارم با این تیتر که «یکی در حال نابود کردن زمین است»، وجود دارد. دوست و همکارم مایک همک، در ذیل این عنوان نوشته است: و آن شخص آرت کاردن است. همین امر انگیزهای شد تا در مورد رابطه بین اقتصاد و محیط زیست اندیشیده و مقاله کوتاهی ۱ بنویسم.
آرت کاردن
مترجم: مانا مصباحی
منبع: فوربس
پوستری در آسانسور راهروی پایینی دفترکارم با این تیتر که «یکی در حال نابود کردن زمین است»، وجود دارد. دوست و همکارم مایک همک، در ذیل این عنوان نوشته است: و آن شخص آرت کاردن است. همین امر انگیزهای شد تا در مورد رابطه بین اقتصاد و محیط زیست اندیشیده و مقاله کوتاهی ۱ بنویسم. آن مقاله موجب نوشتن مقالهای شد که اکنون میخوانید. من خود را در راس طرفداران محیط زیست قلمداد میکنم تا از این طریق بگویم که به مسائل محیط زیست علاقهمند هستم؛ چراکه به مقوله شکوفایی و بالندگی انسان نیز علاقهمند هستم. البته علت این علاقه از دلایل اقتصادی نشات نمیگیرد، زیرا اقتصاد ما را به نتیجهگیریهای شگفتآور و غیرمنتظره رهنمون میسازد. استدلالهای اقتصادی نشان میدهد که چگونه اجرای برخی طرحها میتواند فریبنده و به دور از واقعیت باشد. من تعداد بسیاری از طرحها و پروژههای زیست محیطی را پیدا کردم که دارای آثار مخربی هستند. این طرحها، مثل سیبهای خراب در ظاهر سالم و سبز اما در درون قهوهای و خراب هستند. در ذیل چگونگی و چرایی این مساله را بررسی میکنیم.
وجود مالکیت خصوصی برای عملکرد خوب سیستم اجتماعی، لازم است. زیرا مالکیت خصوصی باعث میشود در سیستم اجتماعی، مقولهای نظیر قیمت تعریف و تولید شود. قیمتها اطلاعات ارزشمندی را در اختیار افرادی میگذارد که میخواهند تصمیمات عقلانی بگیرند، اما قیمتها نمیتوانند همواره نقش میانجی و واسطه را در منازعات اجتماعی ایفا کنند. چون برای بعضی امور، مالک شدن و مالکیت تعریف نشده است. منابعی وجود دارد که قابلیت به تصرف درآمدن، ندارند. پس آنها خارج از عملکرد سیستم قیمتی بوده و در نتیجه اطلاعاتی که برای ارزیابی هزینهها و منافع طرحهای زیست محیطی نیاز است، به معنای واقعی کلمه وجود ندارد. البته تاکید میکنم که تنها موضوعات حوزه زیست محیطی نیستند که مشکل و پیچیدهاند. معضلی که در غیاب سیستم قیمت، سود و زیان وجود دارد این است که در چنین شرایطی اصلا اطلاعاتی وجود ندارد که حتی بخواهیم در مقولهای مثل مسوولیت در قبال حفاظت از محیط زیست سخن برانیم، چه برسد بخواهیم آنرا اعمال کنیم. وجود بحثهای بیپایان در حوزه استفاده از زمین، گواه وجود این معضل است. توسعه و پیشرفت با مخالفت مردمانی مواجه میشود که میگویند خواهان حفظ زمینهای با ارزششان برای فرزندانشان هستند، اما استیون لنداسپرگ، اقتصاددانان دانشگاه روچستر سوال خوبی میپرسد؛ ما کی هستیم که بگوییم فرزندانمان ترجیح خواهند داد که جنگل قدیمی داشته باشند یا درآمد حاصل از ساخت پارکینگ یا برجهای آسمان خراش. طبیعی است که در غیاب قوانین مالکیت خصوصی، اطلاعاتی که برای قضاوت و تصمیمگیری در این خصوص نیاز داریم، وجود نداشته باشد. اگر ساخت برجهای آسمان خراش سودآورتر باشد، آنگاه میتوانیم مستدلانه اینگونه تفسیر کنیم که فرزندانمان درآمد حاصل از ساخت یک برج را ترجیح خواهند داد. اگر طبیعت دست نخورده و استفاده نشده سودآورتر باشد، آنگاه با استدلال میگوییم که فرزندانمان درآمد حاصل از یک جنگل را ترجیح خواهند داد. حتی اگر با این منطق هم مورد قبول نیفتیم، ما کی هستیم که رای و عقیده خود را به جای رای و عقیده دوستان و همسایگانمان اعمال کنیم؟ در این مورد، از بینش شلدون ریچمن در بنیاد آموزش اقتصادی بهره میگیرم؛ اگر به تصمیمات افراد آزاد باور و اطمینان نداریم، پس انتظار داریم آنان بر چه مبنایی، به ما اعتماد کرده قدرت را به ما تفویض کنند؟
همچنین محدودیتهای استفاده از زمین از عواقب و پیامدهای ناخواستهای است که باید مدنظر داشت. اقتصاددان هاروارد، اد گلسر به عنوان نمونه به کالیفرنیا اشاره میکند. جایی که کمبود زمین موجب افزایش قیمت مسکن شده است و باعث شده که افراد به مناطقی که از نظر انرژی کارآیی کمتری دارند، نظیر حومه هوستون بروند. طنزی در این زمینه وجود دارد؛ کمبود زمین باعث میشود که مردم در زمینهایی با کاربری ساختمان، محصولات کشاورزی بکارند و بر عکس زمینی که کاربری کشاورزی دارد را صرف ساخت و ساز نمایند. خوب چه کاری است، «سبزترین» تصمیمی که برای محیط زیست میتوانیم اتخاذ کنیم این است که کلا محدودیتهای ساخت و ساز را از بین ببریم.
ضمنا میتوان به آنچه که در مورد مقوله بازیافت میاندیشیدیم، مجددا نظری داشته باشیم. اگر بخواهیم بگوییم در این حوزه یک مشکل وجود دارد، آن این است که اگرچه موضوع با ارزشی است، اما قابل مالکیت و قیمتگذاری نیست. اگر در گوگل جستوجو کنید، بینهایت مباحثه و مناظره در باب مزایا و معایب بازیافت پیدا میشود و تا آن این مباحث خارج از سیستم قیمتی است، این مجادلات هرگز تمامی نخواهد داشت. به گزارش اداره اطلاعات انرژی، استفاده از آلومینیوم بازیافتشده نسبت به استخراج آلومینیوم از معادن بوکسیت خام، ۹۵ درصد انرژی کمتری مصرف میکند. این واقعیت که شرکتها خود را مجاب به استفاده از آلومینیوم بازیافتشده نمیکند، نشان از وجود نقصی در اطلاعات حسابداری دارد. با این اوصاف چرا سرمایهگذاران طماع سعی نمیکنند برای تولیدی که منجر به صرفهجویی در تولید یک نهاده مهم آن هم تا ۹۵ درصد میشود، گوی سبقت را از هم بربایند؟ شاید به این علت باشد که اگرچه آلومینیوم بازیافتشده انرژی کمتری مصرف میکند، اما هزینه نهاییاش در سایر موارد گرانتر باشد. بشر بازیافت میکند، زیرا اگر چنین نکند، آنگاه منابع در اختیارش پایان میپذیرد، اما معضل این نیست که جهان ما بینهایت مولکول تولید نمیکند، بلکه این است که بخش اعظم این مولکولهای تولیدی تحت مالکیت کسی نیست. از همین رو است که بشر انگیزهای برای استفاده خردمندانه از آنها ندارد. افراد در حفظ اموری تمایل دارند که مشخصا تحت مالکیت خودشان بوده و قیمتش رو به افزایش باشد. دقیقا همین موضوع انگیزهای میشود برای گسترش و یافتن جانشینهایی برای آنها.
اینکه این مباحث به کنار گذاشته شدهاند دلیل نمیشود که آن را برای همیشه، فراموششده بپنداریم. عدمتخریب محیط زیست یک ارزش تلقی میشوند. کربن پلاستیکهای یک بار مصرف برای یک قرن در طبیعت میماند و ممکن است یک روزی منبع تولید انرژی شود. مایکل مانگر دوستی که وبلاگ مشترکی با او دارم، فرضیهای با این مضمون دارد که یک روزی مردم زبالههای دفن شده قدیمی را برای یافتن محصولات نفتی (سوختی) استخراج خواهند کرد، اما از لحاظ تکنولوژی، هنوز این امر امکانپذیر نیست، اما اگر دنبال راه محیط زیستپسندانهای برای استفاده از وقتتان هستید، دنبال راهی باشید که زباله را به انرژی تبدیل کند. این بسیار مثمرثمرتر از این است که سر به سر دوستتان بگذارید که چرا دستمال کاغذی زیادی مصرف و در نتیجه زباله زیادی تولید میکند.
مالکیت خصوصی باعث حل مشکلات عدالت زیست محیطی میشود. مثالی که در این مورد میتوانیم بزنیم، امنیت محیطی است که باعث افزایش قیمت املاک و مستغلات میشود. وقتی حقوق کاملا تعریف شود، آسیبها و ضررها شناسایی میشوند و آنگاه است که میتوان مسببین را سرزنش نمود. در آخر باید این را اضافه کرد که هر هنگام هزینهها و فایدهها را میسنجیم باید مبنای سنجشی داشت، یعنی از خود بپرسیم «این هزینه و فایده در مقایسه با چه چیزی در نظر گرفته میشود...؟». درست است که دود مضر است اما نسبت به چند نسل پیش که هوا پر بود از بوی کود ساییده شده اسب (وسیله حمل و نقل در آن دوران) بهبود و پیشرفت بزرگی حاصل شده است.
تجزیه و تحلیلهای اقتصادی باید برای سیاستهای محیطزیستی جنبه کاربردی داشته باشد. در عمل نشان داده شده است که بسیاری از مواردی که ما سازگار با محیط زیست (سبز) میپنداریم، اینگونه نیستند. ما این فرصت را داریم که دنیا را برای خودمان، دوستانمان و همسایگانمان بهبود بخشیم و آن هم از طریق تجزیه و تحلیلهای دقیق اقتصادی که اهمیت حقوق مالکیت خصوصی و سیستم قیمتی را آموزش دهد.
درباره نویسنده: آرت کاردن استادیار اقتصاد و تجارت در کالج رودز در ممفیس است و با موسسه مستقل اوکلند که در کالیفرنیا است، همکاری داشته و به طور منظم برای سایت میزس مینویسد.
پاورقی
۱- Economic Calculation in the Environmentalist Commonwealth.