تجارت بینالملل - ۲۳ آبان ۸۹
جعفر خیرخواهان
جفری وود <br> مترجم: جعفر خیرخواهان<br>«تجارت آزاد باید عادلانه باشد»<br>ادامه از هفته پیش<br>اکنون به اتحادیه نفتا و استانداردهای زیست محیطی برمیگردیم، جایی که بحث بالا به روشن ساختن موضوع و برملا ساختن باور نادرست کمک خواهد کرد.
جفری وود
مترجم: جعفر خیرخواهان
«تجارت آزاد باید عادلانه باشد»
ادامه از هفته پیش
اکنون به اتحادیه نفتا و استانداردهای زیست محیطی برمیگردیم، جایی که بحث بالا به روشن ساختن موضوع و برملا ساختن باور نادرست کمک خواهد کرد. مکزیک به دلایل متعددی قادر است برخی کالاها را بسیار ارزانتر از آمریکا تولید کند. در بین این دلایل که به خصوص درباره برخی صنایع سنگین مهم است، این است که تولیدکنندگان مکزیکی مجبور نیستند استانداردهای آلودگی بسیار اکید مشابه آمریکا را رعایت کنند. صنایع دودکشی آنها هنوز با دودکشهای دودزا کار میکنند!
چرا اینگونه است و پیامدهای پافشاری بر اینکه ابتدا آلودگی محیط زیست در مکزیک متوقف شده سپس اجازه داده شود مکزیک بدون هیچ محدودیتی کالا به آمریکا صادر کند، چه خواهد بود؟
دلایل بسیار زیادی وجود دارد. سلیقهها متفاوت است. برخی کشورها ممکن است دود کارخانهها را بیش از آنکه زیانبار به سلامت خود ببینند نشانه رونق اقتصادی و صنایع پیشرفته تلقی نمایند، اما یک عامل مهم قطعا درآمد است. نبود غذا و آب سالم بسیار سریعتر از هوای پردود و آلوده، آدمها را میکشد. آدمها قبل از اینکه نگران هوای تمیز باشند، غذا و آب سالم میخواهند.
فرض کنید آنها را وادار کنیم که نگران آلودگی هوا باشند و در نتیجه دراینباره کاری انجام دهند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هزینه تولید در مکزیک به سرعت افزایش خواهد یافت. کالاها گرانتر از قبل خواهد شد و حتی اگر تجارت بدون موانع داشته باشیم، صادرات به آمریکا متوقف شده یا به مقادیر بسیار کمتری صادر میشود.
دغدغه رفع آلودگی در مکزیک به اندازه آمریکا، بر سطح بهزیستی در آمریکا و مکزیک تاثیر گذاشته؛ بنابراین وضعیت رفاهی هر دو کشور را بدتر میکند، چون که آنها نمیتوانند این کالاها را مثل سابق ارزان بهدست آورند و این بر میزان خریدشان از کالاهای دیگر نیز تاثیر منفی میگذارد. تولیدکنندگان کالای کمتری تولید کرده و عدهای از کارگران بیکار میشوند.
چنین سیاستهایی باعث میشود مکزیکیها شاهد تقاضای کمتر برای محصولات تولیدی خود بوده و در نتیجه قادر به خرید سایرکالاها چه از مکزیک یا جاهای دیگر نخواهند بود، به طور خلاصه، اگر مکزیکیها اجازه نداشته باشند از منابع نسبتا فراوان خود مثل هوا، آب و زمین ارزان استفاده کنند وضعیت رفاهی هر دو گروه تولیدکننده و مصرفکننده در آمریکا و مکزیک بدتر میشود. این سیاست همانقدر بیمعنی است که ما بگوییم قبل از اینکه آمریکا اجازه فروش غله به اروپا را داشته باشد، این کشور باید مراتع و سبزهزارها را نابود کند.
واقعا در نهایت با تجارت آزاد چه بلایی سر محیط زیست مکزیک میآید؟ تجارت آزاد بین آمریکا و مکزیک، تقاضا برای همه منابع نسبتا ارزان مکزیک را افزایش خواهد داد. دستمزدها در مکزیک افزایش خواهد یافت؛ بنابراین ارزشی که مردم برای هوای پاک و تمیز قایل خواهند شد نیز بالا خواهد رفت!
این امکان هست که آلودگی محیط زیست در مکزیک کاهش نیابد. این اتفاق زمانی میافتد که سلیقه مکزیکیها واقعا بسیار متفاوت از سلیقه سایر کشورهایی باشد که توسعهیافته و ثروتمند هستند. در آن حالت بعید هم هیچ مبنایی برای جلوگیری از تجارت آزاد نداریم، یا توجیهی که خواهیم داشت بهتر از این توجیه بیپایه نیست که باید جلوی تجارت آزاد با یک کشور را بگیریم چون شهروندان آن با کفش قهوهای سر کار میروند.
پافشاری بر اینکه تجارت آزاد مستلزم استانداردهای زیست محیطی مشابه بین کشورها است، قبل از اینکه تجارت شروع شود معادل گفتن این جمله است که قبل از شروع تجارت، همه مزایای نسبی را باید طبق قانون نابود کنیم. عمل کردن مطابق با آن باور نادرست، یک دستورالعمل برای گسترش فقر در بین همه طرفهای تجاری احتمالی خواهد بود.
«تجارت آزاد باعث بیکاری میشود»
تجارت آزاد در اغلب اوقات سیاست نامطلوب و بیطرفداری بوده است. استدلالهای گوناگون علیه آن در زمانهای مختلف در گذشته اقامه شده بود. یکی از اینها که هر از گاهی شنیده میشود این است که تجارت آزاد- به خصوص بین کشورهای توسعهیافته و کمتر توسعهیافته باعث افزایش بیکاری در کشورهای توسعهیافته خواهد شد. جالب است که در کشورهای توسعهنیافته نیز برخی اوقات ترس از تجارت با کشورهای توسعهیافته، شنیده میشود.
در واقع این درست نیست که تجارت آزاد باعث بیکاری میشود، اما امکان دارد بر دستمزدها تاثیر بگذارد که این امکان را در زیر بحث کردهایم.
دلایل مختلفی برای ورود کشورها به تجارت خارجی وجود دارد. بدیهیترین دلیل، اینکه با تجارت میتوان کالاهایی را خرید که امکان تولید در داخل ندارند، اما شاید فقط کالاهای اندکی مثل منابع معدنی را نتوان در داخل تولید کرد، اما به غیر از چنین کالاهایی، سایر کالاها را میتوان در داخل تولید کرد اگر به هزینه تولید آنها اهمیت ندهیم. مثال اسکاتلند را در نظر بگیرید که تولیدکننده جهانی مارمالاد است. پرتقال از مواد تشکیلدهنده اصلی آن است. پرتقال را میتوان در اسکاتلند در گرمخانه پرورش داد، اما کسی این کار را نمیکند، چون هزینهها سرسامآور میشوند.
تفاوت در هزینههای تولید، بخش زیادی از جریان تجارت بینالملل را توضیح میدهد. مردم یک کشور اقدام به خرید کالاهایی از کشورهای دیگر میکنند که امکان تولید داخلی داشتند، اما تولید داخلی با صرف هزینه بسیار بالایی همراه خواهد بود که هرگونه صرفهجویی در مخارج به خاطر عدمنیاز به حملونقل را جبران نمیکند.
ادامه دارد